درس خارج فقه 93-94 جلسه 139

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه صد و سی و نهم درس خارج فقه

بحث ما در مورد علم به مقدار مثمن است، یکی از شرایط عوضین علم به مقدار مثمن است و همانطور که دانستن مقدار ثمن یکی از شرایط عوضین بود لذا معلوم بودن مقدار ثمن هم شرط صحت بیع می­باشد.

 مرحوم شیخ  انصاری در مکاسب می­فرماید «العلم بقدر المثمن كالثمن شرط، بإجماع علمائنا،» «كما عن التذكرة وعن الغنية: العقد على المجهول باطل، بلا خلاف».

 «وعن الخلاف: ما يباع كيلا فلا يصح بيعه جزافا وإن شوهد، إجماعاً».

و در کتاب سرائر آمده «ما یباعُ وزناً فلا یباعُ کیلاً بلا خلافٍ» یعنی اینکه کالایی که با وزن فروخته می­شود نمی­شود آن را با پیمانه فروخت.

مرحوم علامه در تذکره جلد 10 صفحه53و54 می­فرماید « اجمع علمائنا علی أن العلم شرطٌ فی العوضین لیعرف ماالذی ملکٌ بازاء ما بذل فینفی الغرر»

و اقوال دیگری غیر از اینها که ذکر کردیم وجود دارد که دلالت دارد بر معلولیت مثمن به لحاظ مقدار که اگر مثمن موزون است باید وزنش معلوم باشد و اگر مکیل است باید کیل و پیمانه معلوم باشد و اگر معدود باشد باید شماره معلوم شود و……

باید ببینیم ادله این شرط چیست؟ بعد از اجماعی که در این مسأله بیان شد یک دلیل همان روایت مشهور نبوی است که آمده « نهی النبی(ص) عن بیع الغرر» براساس این حدیث اگر چنانچه در یک معامعله­ای مقدار مثمن معلوم نباشد غرر حاصل می­شود و بیع فاسد خواهد بود.

روایت دیگر این است که صحیحه حلبی از امام صادق(ع) نقل می­کند که « عن أبي عبد الله عليه السلام: في رجل اشترى من رجل طعاما عدلا بكيل معلوم، وأن صاحبه قال للمشتري: ابتع مني هذا العدل الآخر بغير كيل، فإن فيه مثل ما في الآخر الذي ابتعت؟ قال: لا يصلح إلا بكيل.

قال: وما كان من طعام سميت فيه كيلا، فإنه لا يصلح مجازفة، هذا مما يكره من بيع الطعام  .وفي رواية الفقيه: فلا يصح بيعه مجازفة».

در مورد مردی پرسیده شده که از دیگری طعامی می­خرید که کیل و مقدار آن معلوم است ولی بایع به مشتری می­گوید که آن کیسۀ دیگر را بدون آنکه پیمانه شود از من بخر برای اینکه مقدارش مثل کیسۀ اوّلی است که از من خریدی. امام می­فرماید: صحیح نیست مگر با کیل کردن و فرمودند طعامی که در آن از پیمانه نام برده­اند نمی­شود این را با تخمین فروخت که این نوعی از خرید و فروش طعام است که مکروه می­باشد. (وسائل جلد 12 باب 4 من ابواب عقد البیع و شروطه حدیث  2) این روایت را هم شیخ طوسی و هم مرحوم کلینی و هم مرحوم صدوق نقل کرده اند.

اینجا بزرگان به این روایت استدلال کردند که این کراهت را به معنای حرمت گرفتند و لا یصلح را هم به معنای لا یصح گرفتند و اشکالاتی در اینجا مطرح است که در جلسه بعد بیان خواهیم کرد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh93-139.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-93-139.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *