درس خارج فقه 92-93 جلسه 60

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصتم درس خارج فقه

بحث در باب شرایط معتبر در الفاظ عقود بود، مرحوم شیخ فرمودند این قول از سه جهت قابل بحث است: 1- اینکه در الفاظ عقود باید بحث شود که از حیث ماده این الفاظ باید حقیقت باشند یا مجاز؟ آیا باید صریح و شفاف باشند یا همین­قدر که ظهور داشته باشند کفایت می­کند. 2- همچنین قول دوم در باب شرایط معتبر عقود از لحاظ هیأت است، آیا جمله فعلیه کفایت می­کند یا باید هیأت فعل ماضی باشد. 3- اینکه در هیأت ترکیبیه الفاظ باشد مثل تقدم ایجاب بر قبول.

اما بحث اول از جهت ماده بود که مرحوم نائینی اشکال نمودند که در باب عقود، کنایات راهی ندارند برای اینکه انشاء به معنای این است که معنا و عقد ایجاد گردد اما در باب کنایات مثل اخبار است که از ماوقع گزارش می­کند، یعنی کنایه جنبه حکایی دارد لذا اگر مالک بگوید «سلّطّک علیه المال» تو را مسلط کردم بر این مال، این کفایت نمی­کند چون در کنایه لازم اراده می­شود یعنی تأکید روی لازم دارد و بعداً ملزوم اراده می­شود.

مرحوم امام(ره) در جواب مرحوم نائینی کلام ایشان را رد می­کند و می­فرماید اتفاقاً در باب کنایات مستقیماً قصد و ارده روی ملزوم  استوار است نه لازم، وقتی این­طور باشد بنابراین استعمال الفاظ کنایات در باب عقود هیچ اشکالی ندارد، لذا فرمایش مرحوم نائینی که می­گوید استعمال الفاظ کنایات در باب عقود اشکال دارد قابل قبول نیست.

مرحوم آخوند در ص 26 و 27 حاشیه بر مکاسب می­فرماید الفاظ کنایات کفایت نمی­کند چون در باب عقود دلالت لفظ در باب کنایات سُست است همچنین دلالت اصلی در باب کنایات تعلق به لازم دارد و خود لازم هم که معامله محسوب نمی­شود و معامله آن ملزوم است و تا بخواهد به آن ملزوم برسد چند واسطه به آن الحاق می­شود لذا باعث وهن است، از این­رو  مرحوم آخوند می­فرماید در باب کنایه عنایت به ملزوم نیست بلکه عنایت به لازم است و در باب بیع ما عنایت به ملزوم می­خواهیم.

جواب مرحوم آخوند روشن است به اینکه در باب کنایات قصد و اراده مستقیم  روی ملزوم استوار می­باشد، درست است که واسطه در میان است  لیکن هدف شخصی که جمله کنایی بکار می­برد این است که به ملزوم برسد، مثلاً وقتی می­گوید شخصی «کثیر الرماد است» یعنی آن شخص مهمان نواز و صاحب بخشش است لذا مرحوم نائینی فرمودند ادله­ای که به عقود و ایقاعات دلالت دارند این ادله­ها غیر از الفاظ کنایی هستند و انصراف از الفاظ کنایی دارند یعنی تمام این ادله دلالت دارد به اینکه الفاظ عقود و ایقاعات صریح باشند نه کنایات.

مرحوم امام(ره) در ص 319  کتاب البیع در جواب از این اشکال می­فرمایند: باید گفت که دیگر «اوفوا بالعقود» عمومیت ندارد یعنی شامل کنایات نمی­شود و باید «اوفوا بالعقود» را با یک معنای دیگری حمل کنیم که شامل کنایات نشود در حالی که «اوفوا بالعقود» شامل همه آنها می­شود.

حاصل بحث این شد که در جهت اول بحث که آیا الفاظ عقود باید صریح باشند یا کنایات را شامل می­شود یا خیر؟ باید گفته شود که می­تواند کنایات را هم شامل گردد همانگونه که مرحوم امام(ره) در کتاب البیع در جواب از اشکال مرحوم نائینی فرمودند: اینکه در کنایات ذهن انسان مستقیم می­رود روی ملزوم، مثل اینکه بگویید ما «کثیر الرماد» هستیم، یعنی اینها مهمان نواز و صاحب جود و بخشش هستند.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/fiqh92-60.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-92-60.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *