125

درس خارج فقه 92-93 جلسه 6

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ششم درس خارج فقه

بعد از آنکه مرحوم شیخ انصاری(ره) در مکاسب اقوال مختلف در باب تعریف بیع بیان فرمودند بعد از آنکه از خودشان تعریفی را ارائه دادند غیر از بحث مبادله مال بمال، که تعریف، تعریف لغوی بود تعاریف مختلفی را ذکر کردند و آنها را نقد نمودند. ایشان در مکاسب تعریفی نمودند و فرمودند: الاولی تعریفه بانه انشاء تملیک عینِ بمالٍ، بهترین تعریف این است که بیع انشاء تکلیک عین در برابر مال است بعد فرمودند: فلا یلزم علیه شی مما تقدم، منتها محشیین خیلی انتقاد کردند و اشکالاتی وارد نمودند، گفتند که جامع افراد و مانع اغیار نیست از جمله مرحوم فاضل ایروانی در حاشیه بر مکاسب ص74-73 تعریف شیخ انصاری(ره) را ذکر می­کنند و تعبیری را بکار می­برند و می­گوید: و هو أردء التعاریف، یعنی پایین­ترین و خفیف­ترین تعریف است و می­آیند چند اشکال به تعریف شیخ می­کنند. خیلی­ها معتقدند که تملیک و تملک وجود ندارد منتها بعضی­ها مثل مرحوم کفایه و دیگران می­گویند تملیک و تملک هست، آنهایی که نظر شیخ را تأیید کردند، فرمودند: تملیک و تملک در تعریف بیع دخالت دارد؛ یکی مرحوم صاحب مفتاح الکرامه در جلد 12 ص462 ذکر می­کنند از بحر العلوم: الاسد والاقصر التعاریف هو تملیک العوض بمالٍ، صاحب جواهر در جلد 22 ص 205 می­فرمایند: و فی مصابیح العلامه طباطبایی انّ الاقصر و الاسد تعریفه بانه انشاء تملیک عین بعوض علی وجه التراضی، اینها عده­ای از فقها هستند که می­فرمایند: تملیک و تملک در بیع شرط است.

عده دیگری از فقها مثل مرحوم فاضل ایروانی و همین­طور مرحوم امام(ره) در کتاب البیع ص26 ، مرحوم محقق اصفهانی در حاشیه مکاسبش ص16، مرحوم آقای خوئی در مصباح الفقاهه جلد 2 ص 23 گفته­اند که تملیک و تملک در بیع اعتبار ندارد و مثالهایی بر آن ذکر کرده­اند. هم حضرت امام(ره) وهم مرحوم خوئی(ره) می­فرمایند : تملیک و تملک وجود ندارد چرا؟ ایشان تفسیری از بیع دارند به نظر می­رسد این تفسیر خیلی منطقی است، می­فرمایند: اصلاً بیع چیست؟ می­گوییم بیع تبدیلُ اضافةٍ باضافه، بیع تبدیل اضافه و ارتباط و نسبت است. مثلاً من پیش از معامله یک نسبتی با کتاب داشتم و شما که خریدار هستی یک نسبتی با ثمن داشتید، شما نسبت خود را از طریق پول برداشتید و به کتاب مرتبط کردید پس بیع در حقیقت تبدیل اضافتین است. ممکن است شما بگویید به ما گفتند که لا بیع الا فی ملکٍ، لا بیع الا فی عتقٍ، منظور از اینها مطلق تصرف است یعنی در اختیار گرفتن، اینها به معنای اصطلاحی فقهی نیست بلکه به معنای تسلط داشتن است. حق در مسأله هم همین است ، تملیک و تملک در بیع شرط نیست، اصولاً بیع تبدیل اضافه به اضافه است.

مواردی از بیع سراغ داریم که تملیک و تملک در آن معتبر نیست چنانچه فقها هم چند مورد ذکر کردند. مثال اول: بیع العبد ممن ینعتق علیه، کسی که پدر و مادرش را می­خرد به محض اینکه خریداری می­شود آزاد می­شوند وقتی آزاد شدند دیگر تملیکی وجود ندارد. مثال دوم: اشتراء آلات المسجد من الزکات، برای مسجد فرش و بلندگو احتیاج دارید می­توانید از مال زکات بخرید، مثل اینکه حاکم شرع اجازه می­دهد برای مسجد فرش بخرند آیا حاکم شرع مالک است؟ یا بنا به مصلحتی یک مالی را از موقوفه بفروشد در حالی که هیچ وقت مالک نیست. مثال سوم: بیع نماء عینٍ موقوفه فی سبیل الله، شما یک مال موقوفه دارید و حاصلش را فی سبیل الله معامله می­کنید البته نه در وقف خاص، بلکه در وقف عام، در اینجا بیع صورت می­گیرد اما تملیک و تملکی وجود ندارد البته لازم به ذکر است اگر چه غالباً در بیع تملیک و تملک است ولی همیشه به لحاظ ذات و حقیقت، بیع این­گونه نیست.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *