درس خارج فقه 92-93 جلسه 58

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و هشتم درس خارج فقه

در تتمه معاطات به عنوان مقدمه به بحث بعدی که راجع به بیع در لفظ است مرحوم شیخ انصاری در مکاسب مباحثی را مربوط به اخرس  و فرد لال مطرح کرده  و بیان کرده است، اگر شخصی که  قادر به تکلم نیست آیا اشاره برای این شخص در معامله کافی است یا خیر؟ آیا اشاره کفایت از لفظ می­کند یا نه؟ بیان شد که این هم دو حالت دارد: 1- می­تواند برای اجرای عقد وکیل بگیرد. 2- این است که اخرس عاجز است و نمی­تواند وکیل بگیرد.

مرحوم شیخ انصاری فرمودند در هر دو صورت مطلقا نیاز به لفظ نیست سپس دلیل ذکر نمودند و فرمودند از فحوای اینگونه استنباط می شود که این  ادله مربوط به طلاق است که اخرس مطلقا بیعش بدون لفظ جایز است. مرحوم شیخ می­فرمایند فرد اخرس در بیع  نیاز به لفظ ندارد و دلیلش فحوای اطلاق روایات در باب طلاق است البته این در موردی است که در اصل ملکیت وجود داشته باشداما اگر اصل ملکیت ثابت باشد و شک در لزوم و عدم لزوم داشته باشیم مقتضای اصل عبارت از لزوم خواهد بود.

مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی می­فرمایند اعتقادبه اینکه باب نکاح و طلاق بنا بر سختی و مشکل بودن است بعید است، اتفاقاً بنا بر سهولت است چون شارع مقدس بنا گذاشته بر اینکه مردم گناه نکنند و زنا تحقق پیدا نکند لذا در بحث نکاح وطلاق خیلی آسان گرفته است بنابراین در بحث نکاح فضولی شارع شاید از باب پیشگیری از زنا مسأله را توسعه داده است از این رو  باید در باب نکاح و طلاق دنبال سهولت برویم و کار را برای مردم آسان کنیم.

منتها در پاسخ به قول مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی باید گفت که به نظر ما حرف ایشان در باب نکاح درست است و شاید بتوان استدلال ایشان  را پذیرفت اما در باب طلاق قول ایشان بعید به نظر می­رسد برای اینکه شارع مقدس حتی روی کلمات حساسیت داشته و می­فرماید حتماً باید  حی طالق ذکر گردد و نباید حی مطلقه ذکر شود که اگر این­طور باشد باطل است ، از طرفی طلاق دو شاهد عادل می­خواهد اگر شهادت عدلین نباشد طلاق اصلاً معنا نخواهد داشت و این نشان می­دهد باب طلاق باب سهولت نیست، از طرفی ممکن است طلاق آسان شود اما حقوق زن و اولاد پایمال گردد لذا کلام مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی در ردّ کلام مرحوم شیخ انصاری قابل قبول نیست چون الفاظی را که شارع برای جدایی بین زن و مرد انتخاب کرد الفاظ معین و مشخصی است.

مرحوم سید یزدی در حاشیه فرمودند: نه تنها فحوای روایاتی که در مورد اخرس در باب طلاق است بلکه فحوای روایاتی که در مورد اخرس در باب نماز و حج و امثال آن است نیز در روایت سکونی آمده است:

«كخبرالسكوني عن الصادق تلبية الأخرس وتشهده وقراءته القرآن في الصلاة تحريك لسانه وإشارته بإصبعه» یعنی کسی که لال است در قرائت و تشهدش همین که زبانش را حرکت می­دهد و یا با انگشت اشاره می­کند کافی است، لذا از فحوای روایات مربوط به نماز و حج و … می­توانیم بگوییم در باب بیع هم فرد اخرس که می­خواهد معامله کند اشاره کافی است.

منتها کلام مرحوم سید یزدی به نظر ما درست نیست و به نظر می­رسد مخدوش است زیرا نماز واجب عینی است و همه باید در هر شرایطی نماز را به جای آورد، اما باب بیع از نوع  واجب کفایی است ،ممکن است خود شخص اخرس باشد ولی مثلاً پسرش معامله را انجام دهد یا انجام  معامله را به شخص دیگری واگذار نماید لیکن  در نماز نمی­توان چنین کاری را متصور گردید.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/fiqh92-58.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-92-58.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *