درس خارج فقه 92-93 جلسه 42

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و دوم درس خارج فقه

بحث ما راجع به معاطات در تنبیه سوم بود، بحث در رابطه با تمییز بایع از مشتری بود، در بیع به صیغه خیلی راحت است چون لفظ بعت و قبلت وجود دارد و به راحتی می­توان بایع از مشتری را تشخیص داد اما در معاطات لفظ وجود ندارد بلکه فعل و اعطاء است پس چطور می­شود در اینجا بایع از مشتری را تمییز داد. بیان کردیم در جلسه قبل که این چند صورت دارد: صورت اول این بود که یک طرف پول نقد و طرف دیگر کالا باشد. صورت دوم این بود که هر دو پول نقد باشد. صورت سوم جایی است که هر دو طرف جنس است که خود این دو صورت دارد: 1- زمانی که هر دو کالا قیمت می­شود 2- زمانی که یکی از آن قیمت می­شود.

مرحوم شیخ فرمودند صورت اول که کالا قیمت می­شود مشخص است که مشتری مشتری است مشکل در جایی است که هر دو نقدین باشد مثل صرافی­ها و یا هر دو متاع باشد لذا در این موارد باید چکار کرد، مرحوم شیخ در مکاسب 4 احتمال در مسأله دادند: 1- احتمال اول اینکه هر کدام از اینها به یک اعتبار بایع و به یک اعتبار مشتری باشند. 2- احتمال دوم این است که شخصی که اول جنس را می­دهد می­شود مشتری و هر شخصی که دوم می­دهد می­شود بایع. 3- احتمال سوم این است که معاوضه­ای که وجود دارد صلح است. 4- احتمال چهارم این است که هیچ کدام از اینها نیست بلکه معاوضه مستقله است.

مرحوم سید محمد کاظم یزدی در حاشیه بر مکاسب اشکال می­کنند دربارۀ احتمال اول که هر کدام از دو طرف هم بایع هستند و هم مشتری، می­فرمایند این برخلاف متعارف است یعنی اینکه معنای اصطلاحی شراء این نیست بلکه در شراع یک نوع قبول گنجانده شده است و اینکه جمع بین انشاء تملیک و تملک است که اگر احدهما هم بایع باشد و هم مشتری، از طرفی مرحوم شیخ احتمال دوم را ترجیح دادند و فرمودند شخصی که جنس را اول داده می­شود و شخصی که بعداً جنسش را داده می­شود بایع، امکان دارد این برعکس باشد، همیشه که مشتری اول و بایع دوم جنس را نمی­دهد حتی ممکن است که هر دو در زمان واحد جنس را به یکدیگر بدهند، اگر این طور باشد باید چکار کنیم پس بنابراین این اشکال را به شیخ وارد کردند و به نظر می­رسد احتمال دوم هم اشکال بر آن وارد است.

اما بحث صلح آیا واقعاً می­توانیم بگوییم که مصالحه درکار است درحالی که صلح مال معاطاتی است که نزاع و دعوا در بین باشد در حالی که در مانحن فیه نزاعی وجود ندارد پس چطور می­شود که بگوییم که بگوییم به معنای صلح است، این قابل قبول نیست، البته جایی را که صلح باشد مرحوم شیخ این روایت را به عنوان دلیل ذکر کردند حدیث اول از باب 5 از ابواب الصلح ج 13 وسائل الشیعه « محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن العلاء ، عن محمد بن مسلم ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) انه قال : في رجلين كان لكل واحد منهما طعام عند صاحبه ولا يدري كل واحد منهما كم له عند صاحبه ، فقال كل واحد منهما لصاحبه : لك ما عندك ، ولي ما عندي ، فقال : لا بأس بذلك إذا تراضيا وطابت أنفسهما» این حدیث دلالتی بر مانحن فیه ندارد چون اینها اختلافشان در مقدار بود و این را با هم مصالحه کردند اما در مانحن فیه بحث اعم است چون گاهی اوقات در مانحن فیه جهالت است و مقدار آن معلوم نیست و عرف می­گوید باید مصالحه کنند. اما آن احتمال چهارم که بگوییم معاوضه مستقله است که مرحوم خوئی و مرحوم سید هم می­گویند معاوضه مستقله است و بیع نیست و عنوان دیگری بر آن صادق است.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/06/fiqh92-42.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/06/figh-92-42.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *