درس خارج فقه 92-93 جلسه 36

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و ششم درس خارج فقه

بحث ما راجع به ادله معاطات بود، 8 دلیل ذکر شد مبنی بر اینکه معاطات اولاً بیع است و ثانیاً ملکیت آن لازم است. بعد از اینکه مرحوم شیخ این ادله 8 گانه را بیان نمودند سرانجام می­فرمایند اگر چنانچه مانعی در بین نباشد این 8 دلیل ادله خوبی برای لزوم معاطات هستند،  چون اجماع در مسأله داریم و مخالفی هم نداریم لذا آن 8 دلیل از کار می­افتد. آیا این اجماعی که اینجا ادعا می­شود این اجماع، قابل استناد است یا نیست؟ البته مرحوم مفید در مقنعه فرمودند که اینجا معاطات لازم است و اجماع بر خلاف هم نداریم و می­فرمایند که ادله قوی داریم بر اینکه معاطات لازم است نه جائز.

مرحوم صاحب جواهر و مرحوم شیخ انصاری کلام مفید را توجیح کردند که قائل به لزوم معاطات است. فرمودند مقصود از این عباراتی که مرحوم مفید در مقنعه بیان کردند درصدد بیان شرائط بیع است در حالی که شرائط خارج از مفهوم است. در باب معاطات چیزی که مهم است چیزی است که قوام عقد به آن بسته است و آن عبارت از عقدی است که انشاء قولی باشد در حالی که در معاطات لفظ وجود ندارد لذا نمی­توانیم بگوییم معاطات عقد لازم است. اینکه مرحوم مفید در مقنعه آمدند راجع به معاطات و لزوم معاطات صحبت کردند دارند شرائط بیع را ذکر می­کنند نه اینکه اصل بیع معاطاتی را ذکر کنند، مثلاً مرحوم صاحب جواهر یا مرحوم شیخ می­فرمایند این مطلب اجماعی است به اینکه معاطات عقد لازم نیست ولو مفید ملکیت باشد منتهی نمی­تواند عقد لازم باشد بعد فرمودند این جزء ضروریات است مثل نکاح و طلاق، مثلاً پدری دست دخترش را بگذارد در دست مردی و بدون انشاء قولی بگوید این زن تو است، آیا این صحیح است یا نیست؟ البته این صحیح نیست چون همه قبول دارند که نکاح و طلاق معاطاتی نداریم، در مانحن فیه هم همین طور است و در معاملات هم معاملات معاطاتی نداریم.

اصل عبارتی که در مقنعه آمده این است «والبیع ینعقد على تراض بین الاثنین فیما یملکان التبایع له إذا عرفاه جمیعاً وتراضیا بالبیع وتقابضاه وافتراقا بالأبدان» اینجا مرحوم شیخ می­فرمایند که شیخ مفید شرائط بیع را بیان می­کند نه اصل بیع معاطاتی را، منتهی بعضی­ها می­گویند این­طور نیست، اتفاقاً از عبارات مفید در مقنعه استفاده می­شود که کلمه تقابض را به کار می­برند و این نشان می­دهد که ایشان راجع به معاطات و لزوم معاطات صحبت می­کنند. پس، از این فرمایش مرحوم مفید در مقنعه می­شود استفاده کرد که اجماعی در بین نیست.

مرحوم علامه حلی در سه کتاب خودش (تذکره، مختلف و تحریر) تعبیرهایی دارند که مسأله اجماعی نیست. در تذکره می­فرمایند اشهر عدم لزوم معاطات است. در مختلف می­فرمایند اکثر عدم لزوم است و در تحریر می­فرمایند اقوی عدم لزوم است، از این تعابیر استفاده می­کنیم که مخالف وجود دارد.

مرحوم شیخ انصاری اینجا می­فرمایند که ولو تحقق اجماع قطعی نیست اما تحقق اجماع بر عدم لزوم قویاً مظنون است، با توجه به تعابیر علامه در سه کتاب خودش این چطور قابل جمع است؟

مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب، جلد 3 ، ص 59 می­فرمایند: «الإجماع و إن لم يكن محققاً على وجه يوجب القطع إلا أن المظنون قويا تحققه على عدم اللزوم مع عدم لفظ دال على إنشاء التمليك سواء لم يوجد لفظ أصلا أم وجد و لكن لم ينشأ التمليك به بل كان من جملة القرائن على قصد التمليك بالتقابض»

با توجه به تعابیر علامه در سه کتاب خودش، این مطلب از مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب بعید به نظر می­رسد پس در اینجا نمی­شود به اجماع قطع پیدا کرد منتهی یک مسأله در اینجا است، مرحوم شیخ انصاری در مکاسب بحث اجماع مرکب را مطرح می­کنند و بعد نقد می­کنند، حال اجماعی که وجود دارد به چه صورت است؟ یک قول بر این است که معاطات مفید اباحه است، یک قول بر این است که معاطات موجب ملکیت است منتهی ملکیت غیر لازمه است، اگر چنانچه ما این دو قول را قبول کنیم این خلق اجماع است یعنی موجب می­شود قول ثالثی را در اینجا بپذیریم.

قول ثالث این است که اجماع مفید ملکیت لازمه است و این برخلاف مشرب لطف است، پس برای اینکه قول ثالث را اینجا نیاوریم می­گوییم همان دو قول اول است. اجماع مرکب در اینجا قابل قبول نیست چون ما در اجماع مرکب دو قول داریم، قول اول و قول دوم، اگر بخواهید قول سوم را مطرح کنید می­شود خلق اجماع، اینجا می­خواهند بفرمایند اگر شما قول لزوم معاطات را بخواهید ذکر کنید خلق اجماع به وجود می­آید. چون قول اول این است که معطات مفید اباحه است و قول دوم این است که معاطات مفید ملکیت لازمه است، اگر کسی بگوید معاطات مفید ملکیت لازمه است این می­شود خلق اجماع.

جواب این است که اجماع مرکب در صورتی است که هر دو قول نفی معمول بکند ولی در مانحن فیه این­طور نیست چون یکی نفی معمول می­کند و دیگری نفی موضوع می­کند پس در اینجا اجماع مرکب قابل قبول نیست.

حاصل مطلب این شد که می­فرمایید اجماع در مسأله وجود دارد بر عدم لزوم معاطات، اولاً: این اجماع که بیان شد، چنین اجماعی وجود ندارد چون تعابیر علامه در سه کتاب خودش نشان می­دهد اجماع ذکر شده مخالفانی دارد ثانیاً: اگر اجماعی باشد، اگر مقصودتان اجماع مرکب باشد، اجماع مرکب که مخدوش است همانطوری که بیان شد. ثالثاً: اجماعاتی که ادعا می­کنید اغلب اجماعات مدرکی هستند و اعتبار ندارند. پس معاطات مفید ملکیت و مفید ملکیت لازمه است و آن 8 دلیل که ذکر شده است اغلب آن ادله خصوصاً سیره و بناء عقلاء شاهد بر این مطلب است که معاطات بیع و ملکیت لازمه است

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/06/fiqh92-36.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/06/figh-92-36.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *