125

درس خارج فقه 92-93 جلسه 20

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیستم درس خارج فقه

بحث ما در باب بیع به اینجا رسید که نظر مرحوم محقق کرکی را شیخ انصاری تقویت ­کردند. نظر محقق کرکی این بود که فرمودند معاطات معامله­ای است که مفید ملکیت منتهی ملکیت متزلزل، بعد فرمودند این ملکیت از اول بوده نه از حین تصرف. مرحوم شیخ انصاری فرمودند برای اثبات نظر محقق کرکی می­شود دلایلی را اقامه کرد.

دلیل اول سیره است ولی بعداً این را رد کردند.

دلیل دوم احل الله البیع بود که مرحوم شیخ انصاری فرمودند این دلالت دارد بر اینکه معاطات مفید ملکیت است ولو ملکیت متزلزل.

دلیل سوم آیه شریفه لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الّا عن تکون تجارهً عن تراضٍ، این آیه دلیل سوم است بر اثبات اینکه معاطات مفید ملکیت است گرچه شیخ شیخ انصاری این آیات را نپذیرفتند. استثنایی که در این آیه هست استثنای منقطع است چون تجارةً عن تراض داخل در اکل مال بالباطل نیست تا خارج شود و الّا به معنای لکن و استدراک است چنانچه بسیاری از مفسرین بر این نکته تأکید کردند.

دو قید در اینجا هست تجارت و تراض، اگر این دو قید باشد معامله صحیح  است. ما در باب معاطات نمی­دانیم که آیا این معاطات بیع است یا نه؟ مفید ملکیت است یا نه؟ مثلاً یک معامله­ای انجام دادیم، پول دادیم و کتاب گرفتیم این هم تجارت است و هم از نوع تراض می­باشد و هر معامله­ای که تجارت عن تراض باشد شارع آن را امضاء فرموده پس نتیجه این می­شود که این معامله تجارةٍ عن تراض است.

 مرحوم امام(ره) در جلد اول کتاب البیع ص 99 ایشان خیلی معنی را توسعه دادند و فرمودند: این آیه دلالت دارد بر هر معامله­ای، هر داد و ستدی که در نظر عقلا باطل نباشد آن حق است و صحیح می­باشد. پس معلوم  می­شود آیه اختصاص به بیع و شراء ندارد بلکه شامل سایر معاملات هم می­شود.بعد ایشان می­فرمایند آیه دلالت دارد بر اینکه تعلیق الحکم علی الوصف مشعرٌ بعلیته آنچه که باطل است چون باطل است حرام است پس نقطه مقابلش این است که هر داد و ستدی که باطل نباشد و حق یا عن تراضٍ باشد صحیح است و مطلق همه نوع تصرفات می­باشد. جالب اینکه مرحوم امام(ره) فرمودند: حتی معاملاتی که مربوط به اموال نیستند مثل نکاح را هم شامل می­شود پس بنابرمبنای مرحوم امام(ره)تجارةٍ عن تراض نه تنها دلالت دارد بر بیع و شراء بلکه بر مطلق معاملات که در آن باطل نباشد و تجارةٍ عن تراض باشد صحیح است.

دلیل بعدی روایتی است که الناس مسلطون علی اموالهم استدلال کردند که نسبت به معاطات که مفید ملکیت است، اینجا نحوه استدلال این است که شما اموالی دارید می­خواهید آن را بفروشید چه فرقی می­کند بیع آن قولی باشد و یا بیع آن لفظی باشد، لذا این طور استدلال کردند بر اثبات افاده ملکیت از طریق معاطات، منتهی مرحوم شیخ اشکال می­کنند به این نحوه استدلال می­فرمایند اینجا نمی­شود از الناس مسلطون علی اموالهم روی اسباب ملکیت هم اطلاق استفاده کنید.

 الناس مسلطون علی اموالهم یعنی من بر مالم مسلط هستم و می­خواهم این را اجاره بدهم یا حق انتفاع و یا عین آن را به دیگری منتقل کنم این نحوه سلطه با آنی که شما می­گویید فرق دارد. اگر مولی در صدد بیان این بخش بود شما می­توانستید از طریق اطلاق این حدیث شریف این استفاده را بکنید ولی مولی درصدد بیان این بخش نیست چون انواع سلطه­ای را که بیان می­کند نه در نحوه اجرای معامله است بلکه در نوع معامله است.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *