125

درس خارج فقه 92-93 جلسه 14

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهاردهم درس خارج فقه

تفاوت بین حق و حکم، بیان شد که حق به معنای سلطنت است، یک نوع سلطنتی است که انسان بر یک شی­ای دارد، لذا کسانی که حق را به معنای سلطنت تعریف کردند از جمله مرحوم سید یزدی صاحب عروه که حاشیه­ای بر مکاسب دارند که در آن جا حق را به معنای سلطنت می­گیرند، یکی دیگر مرحوم شیخ موسی نجفی خوانساری در منیة الطالب در تقریرات بحث مکاسب میرزای نائینی ایشان حق را به معنای سلطنت تعبیر کرده­اند و فرمودند سه نوع سلطنت داریم1-سلطنت قوی 2- سلطنت متوسط 3- سلطنت ضعیف.

سلطنت قوی اینکه انسان مالک بر عین می­باشد، سلطنت متوسط یعنی انسان مالک منفعت می­باشد و سلطنت ضعیف یعنی انسان سلطنت بر حق دارد. مرحوم شیخ محمد تقی شیرازی در حاشیه مکاسب و همچنین مرحوم آقای حکیم در نهج الفقاهه هم حق را به معنای سلطنت می­گیرند. اما حضرت امام(ره) این را قبول ندارند، مرحوم شیخ انصاری بعد از آنکه این بحث­ها را مطرح می­کنند که مبیع و معوض باید عین باشند بعد رفتند دنبال عوض، فرمودند که اما عوض فلا اشکال فی جواز کونه منفعةً کما فی غیر موضعٍ من القواعد والتذکرة و جامع المقاصد و لا یبعد عدم الخلاف فیه، منتها مرحوم شیخ انصاری فرمودند مسلماً عوض باید مال باشد منتها این مال گاهی عین است، گاهی منفعت و گاهی حق است، مالیت آن باید محفوظ باشد،لذا خیلی­ها قبول دارند که نسبت به عوض می­تواند منفعت باشد اما در معوض که مبیع باشد می­گویند نمی­شود حتماً باید عین باشد از جمله مرحوم شیخ انصاری. اما ما بیان کردیم همانطور که حضرت امام (ره) و بزرگان دیگر می­فرمایند معوض می­تواند حتی منفعت هم باشد و اشکالی ندارد.

 مرحوم شیخ انصاری وقتی که به حقوق رسیدند راجع به حقوق تقسیم­بندی کردند، آنجا چند تقسیم کردند که بعضی از اقسام حقوق نمی­توانند عوض واقع شوند، اصلاً اینها قابل خرید و فروش نیستند. اما مرحوم امام(ره) در جلد1 ص 38 کتاب البیع می­فرمایند و اما الحقوق ففیها جهتان من البحث والاولی فی ماهیاتها، ایشان می­فرمایند حق یک ماهیت اعتباریه دارد بعد می­فرمایند البته حق دارای یک ماهیت و معنای وسیعی است منتها مصادیق فراوانی دارد گاهی حق متعلق به عین است، گاهی متعلق به منفعت و گاهی متعلق به یک امر دیگری است ولی معنایش یک چیز بیشتر نیست.

مسأله دیگر تتمه­ای بود که راجع به حق و حکم خواستیم بیان کنیم در مکاسب این بحث مطرح است که آیا حُر می­تواند ثمن واقع شود یا نه؟ مثلاً کتاب در مقابل 10 روز خیاطی، می­گوید من این کتاب را در صورتی که شما 10 روز برای من خیاطی کنی معامله می­کنم، بحث این است که عمل حُر مالیت دارد یا ندارد، لذا مرحوم شیخ انصاری می­فرماید بحث این است که ببینیم آیا عمل حُر قبل از اینکه متعهد به یک عقدی شود عمل حُر مال محسوب می­شود یا مال محسوب نمی­شود؟ لذا عبارت شیخ انصاری این است و اما عمل الحُر فان قلنا انه قبل المعاوضة علیه من الاموال فلا اشکال والا ففیه اشکال، بعد می­فرماید من حیث اعتبار کون العوضین فی البیع مالاً قبل المعاوضه یدل علیه ما تقدم علی المصباح، مرحوم صاحب عروه در حاشیه بر مکاسب یک جمله­ای دارند می­فرمایند اگر انسان، کاری و کاسب باشد، عملش جزء اموال محسوب می­شود اما اگر انسان تنبل باشد عمل او جزء اموال محسوب نمی­شود. آیا کلام ایشان درست است یا نه؟ طبیعی است که کلام ایشان قابل خدشه است. امام (ره) در کتاب البیع این حرف را قبول ندارند می­فرمایند این تفاوت مورد قبول نیست. ثانیاً ادله­ای که برای حج واقع شده تنها واجبیت معتبر است نه چیز دیگر، لذا حضرت امام(ره) ص 36 کتاب البیع مطلبی را بیان می­کنند و می­فرمایند که عمل حُر مال محسوب می­شود در صورتی که حُر آماده باشد برای انجام آن عمل.

آیا کلّی قبل از بیع مال محسوب می­شود یا نه؟ نه نمی­شود ولی بعد از بیع به عنوان مال حساب می­شود ، همانطوری که عقلاً کلّی را قبل از بیع مال حساب نمی­کنند عمل حُر را قبل از التزام به عقد مال محسوب نمی­کنند به محض اینکه التزام به عقد پیدا کرد عمل حُر می­شود مال، لذا بیع آن اشکال ندارد.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *