125

درس خارج فقه 92-93 جلسه 1

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه اول درس خارج فقه

از امروز مباحثی راجع به بیع مطرح می کنیم. در مورد بیع بیشترین مباحث را محشّیین باب البیعِ کتاب مکاسب شیخ انصاری ذکر کرده­اند. که از جمله آنها آخوند خراسانی و محقق اصفهانی و مرحوم نائینی، در باب بیع المکاسب حاشیه دارند.

در باب بیع چند مقدمه وجود دارد: که ابتدا به آن اشاره می­کنیم بحث بیع بحث شیرین و جذاب و در عین حال عمیق است مسائلی را که علماء و بزرگان مطرح کردند در باب بیع همه آنها قابل دقت و تأمل است از جمله مرحوم امام که در کتاب بیع ایشان مباحث عمیق مطرح شده است. لذا مبنا بر این است که نظرات امام(ره) را مطرح کنیم.

مطلب اول : معروف است که انسان مدنی الطبع است، انسان ذاتاً به حسب خلقت جمعی و گروهی و اجتماعی زندگی می­کند بر خلاف حیوانات که زندگی فرعی دارند این در فلسفه ثابت شده که انسان گرایش دارد به زندگی جمعی، اگر این باشد انسان در بعد سیاست ، معاملات، فرهنگ و امثال آن نیاز به مشارکت و تعاون دارند و یک داد و ستدی میان انسانها است و لذا به خاطر این داد و ستد ما در معاملات و خرید و فروش نیاز به قانون دارند، این قانون چگونگی روابط میان انسانها را در زندگی گروهی و جمعی تنظیم و قاعده­مند می­کند. لذا قانون و قاعده لازم است برای تنظیم و روابط بین انسانها. این­جا  معاملات و داد و ستد بخش عمده دارد و یکسری قوانین مربوط به معاملات است که به این گفته می­شود عقود و ایقاعات ، این عقود و ایقاعات نقش قوانین را دارد. این مطالب مقدمه بود برای بیان این نکته که اجاره و معامله و غیره قبل از شرع اسلام نیز وجود داشته است. اینجا بحث حقیقت شرعیه و متشرعه دیگر دیگر مطرح نیست.

مطلب دوم :تمام افعالی که امروز در اختیار داریم همه اینها به نوعی در ردیف کتاب شرایع است. بر اساس تقسیماتی که مرحوم محقق در شرایع در باب فقه دارد فرمودند فقه چهار قسم است 1- عبادات 2-عقود 3- ایقاعات 4- احکام  در باب عبادات فرمودند این ده تا کتاب است و در باب عقود هم فرمودند مثلاً پنج کتاب است در باب ایقاعات هم فرمودند ده تا کتاب است و باب احکام را یک باب کلّی قرار دادند مثل صید و ذباحه و حدود و … منتهی اینجا می­بینیم که بزرگان دیگری تقسیمات دیگری را ارائه می­دهند از جمله در مفتاح الکرامه تألیف سید جواد عاملی که شرح علامه هست، علامه در قواعد هم فقه را به این چهار قسم که گفتیم تقسیم کردند . خود صاحب مفتاح الکرامه ایشان به نحو دیگری تقسیم می کنند می فرمایند من این را موافق نیستم من می­گویم که فقه در مجموع به چهار قسم تقسیم می­شود 1-عبادات 2- عقود 3- ایقاعات 4- سیاسات؛ که سیاسات را بجای احکام می­آورند که البته حق هم با ایشان است. مرحوم نائینی هم قسم چهارم را سیاسات می­نامند به خاطر اینکه حدود و دیات در احکام قرار نمی گیرد. بنابراین، همه تبعیت از محقق در شرایع کردند و گفتند که فقه را به چهار باب تقسیم می­کنند بعدها این مسأله روشن شد.

مطلب سوم: بیع یک معامله ای است که تأسیسی است و از طرف شارع نیست یعنی قبل از شریعت اسلام در میان  مردم هم رایج بوده، شارع بعضی از چیز ها را اضافه یا حذف کرده لذا یادمان باشد از جمله ادله در باب بیع عرف است لذا مرحوم امام(ره) در باب بیع می­فرمایند: ببینیم عرف چه می­گوید، اصلاً سیره عقلا همین طور است این در صورتی است که ما بپذیریم معاملات و بیع امر تأسیسی هستند و شارع در آن دخالتی ندارد.

مطلب چهارم: حقیقت بیع چیست؟ آیا حقیقت بیع همان ایجاب و قبول لفظی است یا از مقوله معنی است، اگر شما بگویید بیع از مقوله لفظ و ایجاب و قبول است پس در معاطات باید چه کرد این جا باید مبنا مشخص باشد که حقیقت بیع چیست لفظی است یا معنایی. ببینید حقیقت این است که این جا بیع از مقوله معنی است نه از مقوله لفظ چون در واقع شما با بیع دنبال این هستید که مبیع را از مال خود خارج کنید و ثمن را به ملک خود داخل کنید، این حقیقت بیع است و از طرف مشتری مبیع را به ملک خودش در می­آورد و ثمن را از ملک خودش خارج ­می­کند. پس حقیقت بیع از مقوله معنی است و می­شود امر عقلائی. اگر واقعاً بیع از مقوله معنی است ایجاب و قبول کارشان چیست؟ کار ایجاب و قبول امر عقلائی است و به این انگیزه و غرض که من در باب معامله دارم رسمیت می­بخشد و نیت بایع را یا نیت قلبی مشتری را قصدیت می­بخشد. لذا انشاء از نوع فعلی است نه از نوع لفظی اصلاً نیاز به ایجاب قبول لفظی ندارد.

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *