درس خارج فقه جلسه8

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتم درس خارج فقه

بحث ما در این بود که نگاه به اجنبیه حرام است امّا وجه و کفین استثناء شده در صورتی که بدون لذت باشد. دلیل جواز هم در جلسات قبل بیان شد.

ادله مرحوم شیخ انصاری در باب نکاح که قائل به جواز نظر به وجه و کفین بدون لذت و ریبه می­باشد این است که 3 دلیل اقامه می­کنند.

دلیل اوّل این است که روایاتی داریم که شنیدن صوت اجنبی را جایز دانستند، و از طرفی می­گویند شنیدن صوت اجنبیه برای مرد اگر مهیج نباشد جایز است. مرحوم محقق و علامه صورت و صدای زن را عورت می­دانند اما برخی صدا و صورت زن را عورت نمی­دانند؛ لذا اگر اثبات شود صدای زن عورت نیست به این نتیجه می­رسیم که صورت زن هم عورت نیست؛ یعنی با نفی لازم به نفی ملزوم می­رسیم.

دلیل دوّم روایاتی است که دربارۀ خضاب کردن آمده است که یک نوع تزیین به حساب می­آید و شارع راضی نیست، لذا معلوم می­شود وجه و کفین ظاهر است؛ که چنین حکم کراحتی در مورد آن وجود ندارد. مرحوم شیخ از این بیان می­خواهند بفرمایند اینکه خضاب کردن مکروه است، پس معلوم می­شود دست اگر ظاهر شود و کسی ببیند مانعی ندارد و فقط خضاب کردن مشکل دارد.

دلیل سوّم روایاتی که دربارۀ معالجه مریض وارد شده است که این روایت در وسائل الشیعه ابواب مقدمات نکاح باب 130 حدیث 1 آمده است : «روى أبو حمزة الثمالي ، عن الإمام محمد الباقر عليه‌السلام ، قال : سألته عن المرأة المسلمة يصيبها البلاء في جسدها إمّا كسر أو جراح في مكان لا يصلح النظر إليه ، ويكون الرجال أرفق بعلاجه من النساء ، أيصلح له أن ينظر إليها؟ قال : «إذا اضطرت إليه فيعالجها إن شاءت».

یعنی زنی مریض شده یا استخوانی از او شکسته و یا در مکانی جراحت به او ایجاد شده که نمی­شود به او نگاه کرد ولی اگر مضطر شود اشکالی وجود ندارد که نگاه کند. پس شاهد این است که در این روایت گفته شده که به دلایلی می توان به قسمت هایی از اعضای زن نگاه کرد. این سه دلیل را مرحوم شیخ انصاری در کتاب نکاح ذکر کرد.

مرحوم صاحب جواهر 16 دلیل ذکر کردند بر استثناء وجه و کفین و آن را ردّ می­کنند. می­گویند این 16 دلیل خلاف اجماع است و نمی­توانیم بگوییم این نظر به وجه و کفین بدون لذت هم جایز است؛ برای اینکه اکثر نظر شهوانی است. به نظر ما نمی­توانیم این را قبول کنیم که اکثر نگاه­ها شهوانی است.

قول دوّم عدم نظر به وجه وکفین بود مثل صاحب جواهر که گفتند حتی وجه و کفین هم جایز نیست و اینها به ادلّه­ای استناد کردند: از جمله آیات که یکی از آن آیه30 سورۀ نور می­باشد که می­فرماید: «قل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ  ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ  إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ‌ بِمَا يَصْنَعُونَ».می­گوید این يَغُضُّوا عام است و شامل وجه و کفین هم می­شود.

یکی دیگر آیه 31 سوره نور می­باشد که می­فرماید:

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا  وَلْيَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ  وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ‌ أُولِي الْإِرْ‌بَةِ مِنَ الرِّ‌جَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُ‌وا عَلَى عَوْرَ‌اتِ النِّسَاءِ  وَلَا يَضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ  وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ».

می­گو­ید «لایبدین» هم عمومیت دارد و شامل وجه و کفین هم می­شود.

یکی دیگر آیه 53 سورۀ احزاب است که استثناء کردند بر اینکه نگاه کردن به وجه و کفین جایز نیست. حقیقت این است که هیچ کدام از این آیات بر مدّعا دلالت ندرد.

امّا روایاتی که در مسأله وجود دارد یکی روایت ابی جمیله است که این روایت در وسائل الشیعه حدیث 2 باب 104 از ابواب مقدمات نکاح می­باشد: « عن أبي جميلة عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام قالا: ما من أحد إلا وهو يصيب حظا من الزنا، فزنا العينين النظر، وزنا الفم القبلة، وزنا اليدين اللمس صدق الفرج ذلك أم كذب ».

کسی که دست زن را لمس کند این یک نوع زنا می­باشد چه همراه با مقاربت باشد چه همراه مقاربت نباشد.

اولاً ابی جمیله در این روایت ضعیف است و دلالت این روایت هم دچار خدشه است چون جایی را می­گوید که قصد لذت باشد ولی اگر قصد لذت نباشد اشکال ندارد.

روایت بعدی این است که « عن ابن فضال ، عن علي بن عقبة ، عن أبيه ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) ، قال : سمعته يقول النظرة سهم من سهام إبليس مسموم ، وكم من نظرة أورثت حسرة طويلة». این روایت در حدیث 1 باب 4 از ابواب مقدمات نکاح آمده است.

روایت دیگر این است که « عن النبي(ص) أنه قال (النظرة سهم مسموم من سهام ابليس) فمن ترکها خوفاً من الله أعطاه إيماناً يجد حلاوته في نفسه وقلبه». این روایت در کتاب مستدرک جلد 14 حدیث 15 باب 8 از ابواب مقدمات نکاح آمده است.

نگاه تیر مسموم ازتیرهای شیطان است و کسی که به خاطر ترس از خدا نگاه به نامحرم را ترک کند خدای متعال به او ایمانی می­دهد که در قلب او چنان شیرینی و حلاوتی به او دست دهد که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست.

روایت دیگر این است که « محمد بن حسن الصفّار الی أبی محمدالحسن بن علی (علیه السّلام): فی رجل أراد أن یشهد علیء إمراة لیس بها بمحرم هل یجوز له أن یشهد علیها من وراء الستر ویسمع کلامهاإذا شهد عدلان إنّها فلا نه بنت فلان التی تشهدک و هذا کلامها أولا تجوز الشهاده علیها حتی تبرز وتثبتها بعینها فوقع علیه السلام تتنقب و تظهر للشهود».

محمد بن صفار از امام در مورد مردی سوال می کند که این مرد ، می خواهد بر علیه زنی که نامحرم است ، شهادت دهد . حال آیا این مرد می تواند شهادت بدهد بر علیه آن زن ، بدین نحو که از پشت پرده و کلام زن را از پشت پرده بشنود؟ البته زمانی که دو شاهد عادل بگویند این زن فلانی دختر فلانی است که تو داری علیه آن شهادت می­دهی و این هم کلام آن زن است یا اینکه جائز نیست ؟ و زن باید آشکار شود و خودش بعینه حرفش را بزند؟.

امام فرمود : آن زن ، نقاب بزند و نزد شهود، ظاهر شود.

دلالت این روایت بر مدعا اثبات نمی­شود چون خواسته خودش بوده که پشت پوشش قرار گیرد، دوّم اینکه از کجا معلوم که این نقابی که گفته شده چه بوده است.

دانلود صوت از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/8.mp3[/QR]

دانلود فایل پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/7.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *