درس خارج فقه جلسه6

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ششم درس خارج فقه 

بحث در این بود که عورت به چه چیزی اطلاق می­شود؟ مرحوم خویی فرمودند: «بین السربه و الرکبه» یعنی بالای ناف تا زانو را عورت می گویند. بیان شد که آن احادیثی که به آنها استدلال شد هم دلالتش ضعیف است و هم سندش مخدوش است، منتها نقطه مقابل وقتی گفته می­شود عورت چیزی که به ذهن تبادر می­کند همان قُبل ودُبر است. متفاهم عرف هم همین می­باشد.

روایاتی داریم که عورت را قُبل و دُبر دانستند.

روایت این است که در وسائل الشیعه کتاب الطهارت باب 4 از ابواب آداب الحمام جلد 2 صفحه 34 آمده است که «محمد بن محبوب عن العباس عن علی بن اسماعیل عن محمد بن حکیم قال المیثمی لا أعلمه إلا قال: رأیت أبا عبد اللّه (علیه السلام) أو من رآه متجردا و علی عورته ثوب، فقال: ان الفخذ لیست من العوره».

کسی را ببینی برهنه و بر عورتش پارچه باشد، امام فرمودند: ران جزء عورت حساب نمی­شود.

روایت دیگر در وسائل الشیعه کتاب الطهارت باب 4 از ابواب آداب الحمام حدیث4 جلد 1 صفحه 67 آمد.

محمدبن علی بن الحسین قال الصادق (ع) «الفخذ لیس من العوره» یعنی ران جزء عورت به حساب نمی­آید.

روایت دیگر این است که «العورة عورتان: القبل والدبر، فأما الدبر مستور بالاليتين، فإذا سترت القضيب والبيضتين فقد سترت العورة»

روایت دیگر در وسائل الشیعه کتاب الطهاره باب 18 از ابواب آداب الحمام جلد 2 صفحه 53 حدیث 1 آمده که « فقد دخل عبيد الله المرافقي حماماً بالمدينة فأخبره صاحب الحمام أن أبا جعفر (عليه السلام) كان يدخله فيبدأ فيطلي عانته وما يليها ثم يلفُّ إزاره على أطراف إحليله ويدعوني فأطلي سائر بدنه فقلت له يوماً من الأيام إن الذي تكره أن أراه قد رأيته قال: (كلا ان النورة سترته)».

این حدیث می­گوید که عورت همان قُبل و دُبر می­باشد.

روایت دیگر در وسائل الشیعه کتاب الطهارت باب 4 از ابواب آداب الحمام حدیث 2 آمده که « محمدبن یعقوب عن محمد بن یحیی أن أبا جعفر (عليه السلام) كان يقول: «من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فلا دخل الحمام إلاّ بمئزر…».

این نشان می­دهد نوره که استفاده می­کردند برای همان قُبل و دُبر بوده است و این همان عورت می­باشد.

« محمدبن علی بن محبوب عن احمد بن عن احمد بن البرقی عن النوفلی عن سکونی عن جعفر عن علی (ع) ان النبی(ص) قال کشف السره و الفخذ و الرکبه فی المسجد من العوره».

از این حدیث استفاده می­شود در بعضی جاها به خصوص گفتند که از ناف تا زانو پوشانده شود و این روایت بصورت مطلق نمی­خواهد بگوید عورت این است.

نتیجه این شد که از این روایات فهمیده می شود که قُبل و دُبر، عورت است نه آن طوری که مرحوم خویی گفته است.

مسأله بعدی: «لا إشکال فی عدم جواز نظر الرجل الى ما عدا الوجه والکفین من المرأة الاجنبیة من شعرها وسایر جسدها سواء کان فیه تلذذ وریبة أم لا) فالنظر الى بدن الاجنبیة ما عدا الوجه والکفین قد یکون بلذة وقد یکون بدونها، وقد یکون مع خوف الوقوع فی الحرام وقد یکون بدونه، وعلى کل حال هو حرام (وکذا الوجه والکفان إذا کان بتلذذ وریبة) واما الوجه والکفان الى المعصم فاذا کان النظر الیهما مع تلذذ وریبة فلا یجوز قطعاً، فهاتان صورتان، بقیت الصورة التی هی محل ابتلاء وبحث شدید وهی: (وأما بدونهما) یعنی النظر الى الوجه والکفین بدون تلذذ وریبة (ففیه قولان بل الأقوال) وهی ثلاثة اقوال (الجواز مطلقاً) والاطلاق فی مقابل القول الثالث المفصل بین النظرة الاولى وما بعدها، فالقول الاول هو الجواز من غیر فرق بین النظرة الأولى وما بعدها (وعدمه مطلقاً) أی لا یجوز مطلقاً من غیر فرق ایضاً بین النظرة الأولى وما بعدها (والتفصیل بین نظرة واحدة فالأول) یعنی یجوز مثل القول الأول (وتکرار النظر فالثانی) فالنظرة الثانیة وما بعدها حکمها کالقول الثانی وهو عدم الجواز. والامام (قده) هنا لا یفتی بل یقول (وأحوط الاقوال أوسطها)».

اجماعی نیست دراینکه اگر مرد به غیر صورت و کفین از زن اجنبی و بیگانه نگاه کند حرام است.

و وجه و کفین زن اجنبی را اگر با لذت نگاه کند اشکال دارد و اگر بدون لذت باشد 3 قول وجود دارد.

1 -یک قول جواز است مطلقا؛ 2 – قول دیگر عدم جواز است مطلقا؛ 3 – قول سوم تفصیل قائل شدند، به اینکه اگر نگاه بار اوّل باشد اشکال ندارد و اگر نگاه بار دوم باشد اشکال دارد. قول مرحوم امام (ره) این است که حد وسط را بگیریم که راجع به نظر مرحوم امام بعداً صحبت می­شود.

محقق کرکی در جامع المقاصد این عبارت را ذکر می­کند که «و اما الاجنبية التي بلغت مبلغاً صارت به مظنّة الشهوة و لاحاجة الي نظرها فانه يحرم علي البالغ نظر ما عداها وجهها و كفيها اجماعاً»

در مورد كسي كه در معرض شهوت است، نه كم سن است و نه پيرزن، نظر كردن را بالاجماع حرام شمرده است. اگر نگاه كردن به دختربچه ـ مثلاً ـ مميز و نابالغ حرام باشد، بوسيدن و به دامن گرفتن او به طريق اولي حرام خواهد بود. یعنی غیر از وجه و کفین اشکال دارد ولی خود وجه وکفین اشکال ندارد.

فخر المحقّقين در «ايضاح»: «كل اجنبيه لايريد نكاحها ولاحاجة الي النظر اليها يحرم النظر الي ما عدالوجه والكفين منها باجماع علماء الاسلام». مرحوم فخرالمحققین در ایضاح ادعای اجماع کرده است.

فاضل هندي ره در «كشف اللّثام» می فرماید: «ولايحل له النظر الي غير الوجه والكفين من الأجنبية بالاتفاق والنّص الاّ الضّرورة» یعنی وجه و کفین استثناء شده، مگر اینکه ضرورتی باشد.

مرحوم نراقی در مستند این عبارت را دارد که «ما لايجوز النظر اليه اجماعاً كالقدمين» یعنی جایز نیست نگاه حتی نگاه به قدمین.

شیخ انصاری در کتاب النکاح این عبارت را ذکر می کند که «خلاف في أنه لايجوز مطلقاً في غير الوجه والكفين».

نتیجه اینکه از این اقوال می­فهمیم که فقط نگاه به وجه و کفین نامحرم استثناء شد. اما نگاه به قدمین اضافه به وجه و کفین نمی شود و نگاه به آن جایز نیست.

دانلود صوت از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/6.mp3[/QR]

دانلود فایل پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/6.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *