1231-1

درس خارج اصول 96-97 جلسه8

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه هشتم

بحث در باب تجری است و«متجری به» همان حکم قبلی را دارد. اگر حکم قبلی واجب باشد، واجب است. به واسطه تجری، «متجری به» قبحی پیدا نمی‌کند. اگر قبحی است قبح فاعلی است، به خاطر سوء نیت فاعل است و او را ملامت می‌کنند.

 درجلسات قبل گفتیم بعضی علما گفتند که «متجری به» عقاب دارد و در نتیجه قطع، جزء محسنه و مقبحه  نیست و مثل عدالت و ظلم نیست.

 سه قول برای اثبات این مطلب در جلسه قبل ذکر کردیم که قطع جزء محسنه و مقبحه نیست.

 قول اول: اجتماع قطع طریقی با مدخلیت آن در حدوث حسن وقبح امکان ندارد، یعنی هم طریق باشد وهم محدث حسن وقبح باشد. این مطلب تناقض دارد. اگر طریقی شد مولد حسن وقبح نیست. چون معنای قطع طریقیت وآلیت ااست. یعنی جایگاه قطع حکایت از واقع است. واگر بگوئید قطع از عوامل تولید حسن وقبح است. تناقض است، چون معنای آلیت در برابر استقلالیت یعنی بقاء فعل از حسن و قبح و وجوب و حرمت و آن چه قبلا بوده. اما قطع به معنای آلیت و طریقیت یعنی این قطع به معنای عناوین محسنه و مقبحه باشد، یعنی به سبب قطع حکم دیگری تولید شود، تناقض دارد. چون قطع آینه و واقع نما است، واقع ساز نیست.

قول دوم: برای اثبات این مطلب که قطع از عناوین محسنه ومقبحه نیست.

 اگر چنان چه قطع از عناوین محسنه ومقبحه باشد، لازم است تعدد قبح و حرمت باشد در صورتی که مصادف با واقع باشد، مثلا این مایع خمر است، از طرفی قطع حسن و قبح تولید کند،اگر کسی نوشید بعد معلوم شد سرکه است. می فرمایند این شخص دو عقاب دارد یکی به خاطر اعتقاد او و یکی به خاطر قطع به فعل.

قول سوم: عنوان محسن ومقبح منطبق برمعنون شود، بعد بگوییم به واسطه ظلم قبح دارد، چون ظلم قبح ایجاد کردن یا عدالت حسن ایجاد کردن از باب حمل کلی بر فرد است بر تک تک مصادیق. مثلا بچه یتیم را بزنند ظلم است. ظلم آمده مصداق ضرب الیتیم شده است. آیا قطع انطباق پیدا می‌کند برفعل متجری؟ یعنی از عناوین محسنه و مقبحه باشد، باید یک امر کلی بر فرد خارجی منطبق شود. مثلا ظلم بر فرد فرد منطبق بود. آیا در عالم خارج وعرف هم این گونه است؟

آیا قطع را حمل می کنند برفرد فرد فعل «متجری به»؟ به عبارت دیگر قطع وعلم، معلوم بذاتند و فعل «متجری به» معلوم بالعرض است و در ما نحن فیه معلوم بالذات نمی تواند  معلوم بالعرض باشد و انطباق پیدا کند.

نتیجه: «لا ینطبق القطع علی فعل متجری به» چون قطع طریقیت دارد.

بعضی از بزرگان تبعا للمحقق نائینی گفتند فعل متجری به همان ملاک حرام واقعی است.

 مثلا درست است که در حقیقت آب بود، ولی با نگاه خمر خورد.

دلیل این ها در فوائد الاصول در جلد سه صفحه بیست و هفت تا سی و نه آمده است.

سه مقدمه ذکر کردند:

مقدمه اول: مقدوریت متعلق تکلیف امر لازم است، تکلیف نباید مالایطاق باشد. در غیر این صورت مولای حکیم تکلیف نمی‌کند.

 مقدمه دوم: چطور می شود عضلات  بدن یکدفعه حرکت کند به سمت انجام عمل؟ چون قطع سود به این کار را دارم. یا اگر قطع به ضرر آن کار دارم آن کار را انجام نمی دهم. مثلا درغذا سم ریختند، انزجار دارد، چون قطع به ضرر دارد و عضلات حرکت نمی‌کند. پس محرک تکوینی، علم است، مصادف با واقع باشد یا نباشد.

مقدمه سوم: تکلیف تعلق دارد به امر اختیاری و ارادی. بنابراین اراده تشریحی تعلق می‌گیرد به عملی که صادر می‌شود از مکلف مختار، نه از باب جبر. یعنی متعلق تکلیف باید در وراء اراده و قصدیت باشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *