1231-1

درس خارج اصول 96-97 جلسه6

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول  جلسه ششم

تجری

آیا تجری عقاب دارد یا خیر؟

مرحوم آخوند می­فرمایند عقاب دارد، مرحوم شیخ فرمود ملامت و توبیخ دارد. بزرگان فرمودند کلام شیخ انصاری به صواب نزدیکتر است.

گاهی درباب «متجری به» و «منقاد به» بحث تجری در این خواهد بود که علاوه بر وجود فاعل، آیا فعل عقاب دارد یا ندارد؟

در واقع در ما نحن فیه بحث این خواهد بود که علاوه برقبح فاعلی، قبح فعلی هم هست یا خیر؟

مثلا این مایع آب بوده منتهی من به قطع خودم گفتم شراب است، بعد معلوم شد آب بوده. آیا این به اعتبار قطع من تبدیل به خمرمی­شود یا خیر؟ چون به عقیده خودم خمرخوردم و بعد کشف شده آب بود. آیا خود فعل قبح دارد یا خیر؟

یعنی به واسطه قطع من مستحب به حرمت تبدیل می­شود یا خیر؟ با این که آب است، ام چون من به قصد خمرخوردم، فعل هم قبیح می­شود؟

سوال

آیا «متجری به» هم حرام است یا «منقاد به» واجب می­شود؟ به زعم این که عمل واجب بوده وانجام داده وسپس دیده مستحب است. آیا به واسطه قطع شخص مستحب تبدیل به وجوب می شود یا خیر؟

 جواب

خیر، «متجری به» و «منقاد به» همان حکم قبلی را دارد. اگر واجب بود واجب است، اگر مستحب بود مستحب است. هر چه قبل از انقیاد داشت همان حکم را دارد.

مرحوم آخوند می گویند حکم برمی‌گردد به قبل از انقیاد، به واسطه قطع من حکم تغییر نمی کند. به واسطه  قطع من آب تبدیل به خمرنمی شود.

دلیل مرحوم آخوند: قطع، طریق الی الواقع است؛ یعنی خود قطع موضوعیت ندارد قطع حیثیت طریقیت دارد، نه موضوعیت. به عبارتی قطع من سبب نمی شود که در موضوع تغییر ایجاد شود. برخلاف اشاعره که می­گویند نیت، تأثیردر حسن و قبح دارد. اما ما می‌گوئیم وقتی قطع پیدا می‌کنیم ما را می خواهد به واقع نشان دهد. ممکن است واقع باشد یا نباشد. برای ما واقع ساز و حکم سازنیست. کاشف است مثل آئینه چهره نما است، چهره ساز نیست. آئینه چهره را نمی سازد، زیبا را زشت نمی‌کند، آن چه هست را نشان می دهد.

پس «متجری به» مثل «منقاد به» است. هرحکمی داشت همان حکم ثابت است. با قطع من تغییری در حکم یا موضوع نمی‌کند.

بنابراین دلیل اول قطع محسنه ومقبحه نیست. حسن وقبح تولید نمی‌کند. مثل عدل و ظلم محسنه ومقبحه است. چون هرعنوانی عدالت باشد تولید حسن می کند یا هر جایی ظلم باشد قبح تولید می­کند. در صدق وکذب هم همین گونه است، تولید محسنه ومقبحه می کند.  مثل مومنی برای اینکه نجات پیدا کن، دروغ می‌گوید یا مومنی برای اینکه هلاک نشود به جای دروغ راست می‌گوید. به هر حال قطع تولید حسن و قبح نمی کند و آئینه است، واقع را نشان نمی‌دهد و ممکن است در نشان دادن واقع خطا کند.

پس «متجری به» و «منقاد به» همان حکم سابق را دارد.

دلیل دوم:حکم اولی ذاتی داریم وحکم ثانوی

اولی ذاتی مثل شرب خمر یا هذا المایع خمر، حکم اولیه ذاتی دارد.

حکم ثانوی مثل مقطوع الخمریه را مرتکب می شود، یعنی خمری که موصوف به قطع من است. حکم ثانوی عرضی است. مرحوم آخوند می فرمایند حکم اولی و ذاتی اختیاری است. اما حکم بالعرض ثانوی در اختیار من نیست، معلوم نیست قطع من درست باشد. چون قطع من آئینه است. ممکن است واقع را نشان دهد و ممکن است واقع را نشان ندهد و خطا کند. البته نظرشان این است که فقط قبح فاعلی دارد.

شیخ انصاری قبح فعلی را قبول ندارد. چون می فرماید قطع من موضوع را عوض نمی‌کند. پس حکم ثانوی بالعرض غیر اختیاری است. وقتی در اختیار من نیست چه گونه حکم حرمت بر او بارشود؟ حکم باید منوط به امراختیاری باشد، نه غیر اختیاری. استحقاق عقوبت منوط به امرغیراختیاری است، چون مقطوع الخمریه در اختیار من نیست.

اشکال

اگر استحقاق عقوبت منوط به امرغیراختیاری است چرا شیخ انصاری در بحث تجری فرمود عقوبت دارد. مثلا مقطوع الخمریه در اختیارمن نیست چرا عقاب دارد؟

جواب

شیخ انصاری می فرماید: بله من هم می‌گویم عقاب برمی گردد به قبح فاعلی نه فعلی، به خاطر نیت سوء سریره فاعل، عقاب نه به خاطر فعل است بلکه به خاطر نیت بد او است.

در نکاح این مثال را می زنند که کسی قصد تعرض به زنی دارد و قصد تجاوز زن دارد، بعد کشف شود که محرم خودش است. به خاطر نیت بدی که دارد عقاب می شود. می‌گوئیم عمل که واقع نشده پس ملامت دارد و سرزنش می شود.

پس مرحوم آخوند می فرماید: درست است و حکم منوط به امر غیر اختیاری است و مربوط به فعل است، نه فاعل بلکه فاعل ملامت می شود.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *