درس خارج اصول 96-97 جلسه59

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه پنجاه و نه

ادله اثبات حجیت خبر واحد (اجماع)

برای اثبات حجیت خبر واحد به واسطه اجماع وجوهی ذکر کردند.

وجه اول؛ اجماع قولی محصل، یعنی خود فرد نظرات فقها را جستجو کرده، آن هم از زمان شیخ طوسی به بعد یا از زمان خودش تا زمان مرحوم شیخ طوسی، اجماعات راجع به حجیت خبر واحد را تحصیل کرده و رضایت امام را کشف کرده است، بعضی از علما گفتند اجماع قولی محصل، دلیل بر حجیت خبر واحد است.

اشکال؛ این وجه باطل است.

 اولا؛ چون تحصیل چنین اجماعی بر حجیت خبر واحد در زمان حاضر امکان ندارد.

ثانیا؛ از اتفاق علما بر خبر واحد نمی‌توان ادعای اجماع کرد.

چون هر کدام از علما نسبت به حجیت خبر واحد ملاک های متفاوت دارند، مثلا مشهور علما ثقه بودن را در حجیت خبر واحد شرط می دانند، مرحوم صاحب معالم، امامی و عادل بودن را در حجیت خبر واحد شرط می داند، بنابراین چون هر کدام از علما نسبت به حجیت خبر واحد ملاک های متفاوت دارند نمی توان گفت اجماع قولی محصل، حجت است.

 وجه دوم؛ اجماع قولی منقول؛

بعضی از علما غیر از مرحوم سید مرتضی برای اثبات حجیت خبر واحد، اجماع قولی منقول را ذکر کردند.

اشکال؛ این وجه باطل است، اولاً؛ چنین اجماع منقولی، اجماع منقول به خبر واحد است، چگونه می خواهید بر حجیت خبر واحد استدلال کنید، چون اشکال دور به وجود می‌آید.

 ثانیا؛ برفرض چنین اجماعی از طریق تواتر نقل شود، باز هم نمی توان به چنین اجماعی اعتماد کرد، چون ممکن است اجماع مجمعین به ادله نقلیه باشد، مثلاً از کتاب یا روایات به حجیت خبر واحد رسیدند، نه از طریق اجماع و این اجماع، اجماع مدرکی است و اجماع مدرکی محتمل المدرک است. بنابراین اجماع منقول، اجماع مدرکی است و قابل اعتماد نیست.

نتیجه؛ اجماع قولی منقول و اجماع قولی محصل قابل قبول نیستند.

 وجه سوم؛ اجماع عملی از سیره متشرعه، یعنی از زمان معصومین (ع) سیره متشرعین این بود که به خبر ثقه اعتماد می کردند و این نوعی اجماع است، مثلا یک نفر(مخبر) از طرف معصوم احکام را بیان می کرد. منتها خبر، خبر ثقه بود، مورد وثوق بود و سیره متشرعین بر این بود که  به خبر ثقه اعتماد می کردند.

 اشکال

اجماع عملی بماهم عقلا است نه بماهم متشرعین، چون عقل انسان می گوید خبری که از معصومین(ع) یا فقیهی نقل می­شده مردم می‌پذیرفتند، مردم مجبور بودند به افراد ثقه مراجعه کنند، بنابراین اجماع عملی از سیره متشرعین دلیل حجیت خبر واحد نیست، بلکه سیره عقلا دلیل حجیت خبر واحد است.

نتیجه؛ بهترین دلیل حجیت خبر واحد سیره عقلا است، چون همه بلاد در امورات شرعی و دنیایی به خبر ثقه اعتماد می کردند.

 

 ممکن است کسی بگوید آیا از طرف شارع بربناء عقلاء ردعی صورت گرفته است یا خیر؟ در جواب می گوئیم از طرف شارع ردعی ثابت نشده است، ائمه معصومین(ع) اعتماد به خبر واحد را منع نکردند.

 اعتماد به خبر واحد برای ائمه آنقدر اهمیت داشت که در مورد قیاس گفتند: «اول من قاس ابلیس» اولین کسی که قیاس کرد شیطان است. مبادا شیعیان ما سراغ قیاس بروند. چطور مرحوم سید مرتضی استاد مرحوم شیخ طوسی قائل به عدم حجیت خبر واحد است؟ می‌گوید خبر واحد مثل قیاس است، اگر خبر واحد مثل قیاس بود ائمه می‌فرمودند، ردعی از طرف شارع مقدس نرسیده است، اتفاقاً در زمان ائمه نمایندگانشان به بلاد و شهرها می رفتند و احکام را بیان می‌کردند. اگر ممنوع بود ائمه اجازه نمی دادند، بنابراین علما به خبر واحد ثقه اعتماد می کردند و سیره عقلا بهترین دلیل حجیت خبر واحد است.

 اشکال؛ ممکن است کسی بگوید از طرف شارع ردعی صادر شده است، مثلا  در آیه شریفه از عمل به ظن ما را منع کردند، در سوره مبارکه الإسراء آیه ۳۶،
«وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ ۚ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولًا». شاهد مثال  «لا تقف ما لیس لک به علم» است که می فرماید آنچه به آن آگاهی ندارید پیروی نکنید، خبر واحد ثقه برای ما ظن می آورد، گمان می آورد، اما علم نمی آورد و قرآن می‌گوید از خبر واحد ثقه که ظن آور است تبعیت نکنید.

جواب

اولا؛ این گونه آیات ناظر بر اصول اعتقادی است، نه ناظر بر فروعات، چون مقصود از ظن همانطور که مفسرین گفتند به معنای وهم است.

ثانیا؛ با خبر ثقه معامله علم می‌شود، چون خبر ثقه یک علم عادی است، عقلاء با خبر ثقه معامله علم حقیقی می‌کنند، نوبت به ظن و گمان نمی رسد. بلکه معتبر، عدم وجود به ظن خلاف است، به خبرثقه باید عمل شود مادامی که ظن به خلاف نداشته باشیم و قرینه ای برخلاف نباشد.

 بنابراین عمل اصحاب به خبر واحد ثقه دلیل بر این است که اصحاب خبر ثقه را به عنوان علم می دانستند، مثلا مُبلّغی در شهر فتوا مرجع تقلید را بیان می کند و به سوالات مردم جواب می دهد. اگر خبر واحد ثقه مورد اعتماد نباشد اختلال در نظام زندگی به وجود می آید.

اگر بگوئیم دلالت آیات ناهیه (دلیل برحرمت عمل به غیرعلم) دلالت مولوی است، سیره ای که دلالت می کند بر حجیت خبر ثقه حاکم می شود، وقتی حاکم شد خبر ثقه از باب تخصص خارج است، یعنی آنها را شامل نمی‌شود، چون عمل به خبر ثقه عمل به غیر علم عند العرف والعقلاء به شمار نمی آید.

 اگر گفته شد آیات ناهیه ارشادی هستند، یعنی ارشاد آن چه را که عقل حکم می کند است، یعنی از ضرر و عقوبت اخروی جلوگیری می­کند. آنوقت سیره عقلاء بر اعتبار خبر ثقه ورود دارد، بر آیات ورود دارد، چون با عمل به این حجتی که از باب منجزیت و معذریت است احتمال ضرر و عقوبت اخروی در او وجود ندارد، بنابراین مثل امارات و طُرُق معتبره بر اصول عملیه عقلیه ورود دارند.

 در اصول گفته شد امارات و طُرُق معتبره بر اصول عملیه عقلیه ورود دارند، مثل قاعده قبح عقاب بلابیان، بنابراین آیات بر حکومت مولوی و ارشادی نمی‌تواند رادع و مانع باشد، بلکه خبر ثقه عند العرف والعقلاء حجت است.

نتیجه؛ بهترین دلیل حجیت خبر واحد سیره عقلا است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/8اردیبهشت-اصول96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/اصول59.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *