درس خارج اصول 96-97 جلسه56

بسم الله الرحمن الرحیم

 خارج اصول جلسه پنجاه وششم

ادله اثبات حجیت خبر واحد

از جمله آیاتی که علما در حجیت خبر واحد به این آیه تمسک کردند آیه نفر است. سوره توبه آیه 122  «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً  فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»

مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل چهار تقریر بر آیه نفر مبنی بر اثبات حجیت خبر واحد آوردند که در جلسه قبل چند تقریر گفته شد.

تقریربعدی

مرحوم شیخ انصاری برای اثبات حجیت خبر واحد گفتند: قاعده کلی در باب الفاظ وجود دارد اینکه هر زمانی که لفظ جمع به کار رود و درمقابل لفظ جمع دیگری قرار گیرد، ظهور در انحلال دارد، یعنی جمع به فرد منحل می‌شود.

 فلذا سوره مائده آیه ۶ می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ».

«فاغسلوا» و «وجوهکم» و «ایدیکم» جمع است، معنای آیه این نیست که جماعت دستان خودتان را بشوئید صورتتان را بشوئید بلکه معنای آیه این است که هر فردی جداگانه دست و صورت خود را بشوید.

در آیه نفر «لینذر قومهم» جمع است، می‌خواهند بگویند اینکه آیه می‌فرماید منذرین انذار کنند،

 به این معنا نیست که جمع منذرین باید قوم خود را انذار کنند، بلکه مقصود اینکه فرد فرد منذرین به صورت جداگانه و مستقل به مردم انذار کنند، یعنی هر کسی وظیفه دارد قوم خود را انذار کند، در اینجا عام، عام مجموعی نیست، عام افرادی است.

و اگر عام افرادی باشد مورد تائید کتاب لغت است، کتاب المحیط اللغة ج ۲ ص ۲۲۵  مثلا طائفه را این گونه معنا می کند، «الطائفة من کل شی قطعة» یعنی طائفه قطعه ای از مجموع است، بر یک نفر یا دو نفر از قوم هم طائفه اطلاق می شود، بنابراین اطلاق آیه شریفه اقتضاء دارد که حتی اگر طائفه یک نفر هم باشد، منذِر تکلیف دارد که انذار را انجام دهد.

 با توجه به مطلب فوق بر حسب عادت در خبر واحدی که از مخبِر واحد آمده است، علم حاصل نمی­شود، در چنین مواردی امر طریقی است، یعنی آنچه که طریق برای فلیحذرون است، پائین تر از علم هم حاصل می شود، منحصر در تحصیل علم نیست، پس در وجوب حذر، تحصیل علم، ضرورتی ندارد، اگر مخبری انذار کرد ولو علم حاصل نشد، از قول مخبر مردم باید بر حذر باشند، قول مخبر حجیت دارد.

بنابراین این تقریر می خواهد بگوید بر اساس آیه نفر، جمع، جمع افرادی است، یعنی یک فرد از یک جمعی بیاید انذار کند ولو برای مخاطبین علم حاصل نشود، ولی حجت است. باید مردم بر حذر باشند.

اشکال

بعضی از بزرگان اصول به این تقریر اشکال کردند و گفتند: به یک نفر از قوم، طائفه اطلاق نمی شود، مثلا به طائفه ای بگویند همه باید بسیج شوید در برابر دشمن جهاد کنید، آیا در این مثال می توانید بگوئید مقصود از طایفه یک فرد است؟ آیا به یک نفر طائفه صدق می‌کند؟

جواب اشکال

 عادتا از باب تناسب حکم و موضوع، طائفه بر یک فرد اطلاق نمی شود، خصوصاً در موردی که بحث جهاد است، طائفه باید تعدادی باشند که به واسطه انذار آنها برای مخاطبین علم حاصل شود، اگر علم حاصل نشود فائده‌ای بر او مترتب نیست. یعنی آیه نفر نمی تواند دلیل بر اثبات حجیت خبر واحد باشد، چون طائفه بر یک فرد اطلاق نمی شود، چون می‌خواهیم بگوئیم خبر واحد حجیت دارد، یعنی خبر واحد علم­آور است، نمی‌توان بر اساس آیه نفر این تقریر را اثبات کرد، به دلیل این که از یک نفر علم حاصل نمی شود.

تقریر بعدی بر آیه نفر

 اینکه در کتاب لغت وقتی می‌گویند «حذر الشی ای خافه» برحذر داشتن کسی از چیزی یعنی ترساندن، معنای «ولینذرقومهم» یعنی باید مقدمات ترس قوم فراهم شود تا بترسند، متعلق خوف ترس است، مقدمات حذر مخالفت قول مخبر است، چون مخبر، مردم را انذار کرد و مردم مخالفت کردند مقدمات خوف الهی فراهم شد.

 طبق این معنا باید گفت چون انذار اطلاق دارد بنابراین حجیت قول مخبر اثبات می‌شود.

این دو تقریر را شیخ انصاری به آیه نفر می کنند، علاوه بر این آنچه که نزد علمای شیعه و سنی ثابت است، این است که برای حجیت قول مخبر یکسری شرائط لازم است، اگر آن شرائط باشد به قول مخبر اعتماد می کنیم.

مرحوم نائینی می‌گویند آیه نفر اطلاق دارد و شامل حجیت خبر غیر عادل می‌شود، منتهی به کمک آیه نبا عدالت عادل را ثابت می­کنیم، به عبارتی به وسیله آیه نفر در صورتی می توان گفت خبر واحد حجت است، که عدالت را از آیه نبا ثابت کنیم.

در جواب مرحوم نائینی می گوئیم لزومی ندارد عدالت عادل را بوسیله آیه دیگراثبات کنیم، بوسیله خود آیه نبا عدالت عادل اثبات می شود یا حجیت خبر واحد را اثبات می کنیم که در جلسات قبل گفته شد بوسیله آیه نبا نمی توان حجیت خبر واحد را اثبات کنیم. از این باب مرحوم نائینی می گوید که مدخول لعّل نسبت به ما قبل خودش معنای غایت دارد، یعنی ما قبل لعل مکن است حکم وجوبی یا حکم استحبابی باشد ممکن است یک امر تکوینی باشد ربطی به استحباب و وجوب نداشته باشد.

مرحوم آقا ضیاء عراقی به کلام مرحوم نائینی اشکال می کنند و می‌فرمایند: مدخول لعّل همیشه جنبه غائیت ندارد، در قرآن آیاتی وجود دارد که کلمه لعل در آیه است، ولی مدخول لعل نسبت به ما قبل معنای غایت ندارد، مثل آیه ۶ سوره کهف: «فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا».

آیه می فرماید: پیامبر (ص) نسبت به کسانی که ایمان نمی‌آوردند و در صراط مستقیم متزلزل بودند، غصه می خوردند به خاطر اینکه مردم دچار عذاب جهنم نشوند، برای مردم دلسوزی می‌کردند.

 در این جا «فلعلک» مدخولش پیامبر (ص) است، آیا پیامبر (ص) غایت ایمان آوردن مردم است؟ خیر این کلام درست نیست، هدف پیامبر(ص) خودش نیست، فلذا مدخول لعّل همیشه جنبه غائیت ندارد.

بعضی علما به دفاع، کلام مرحوم نائینی را خواستند توجیه کنند، گفتند برای اینکه پیامبر (ص) بسیار تلاش می‌کند، غصه می‌خورد، به لحاظ سلامتی برای پیامبر(ص) مضر است، باید بگوئیم پیامبر(ص) غایت است، در جواب می گوئیم ظاهر آیه این گونه نیست که غایت پیامبر(ص) باشد.

در نتیجه مدخول لعّل همیشه جنبه غائیت ندارد.

بنابراین آیه نفر دال بر اثبات حجیت خبر واحد نیست، موضوع آیه نفر جهاد است، اگر هم موضوع آیه نفر تفقه در دین باشد حجیت خبر واحد را اثبات نمی کند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/28فروردین-اصول96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/اصول56.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *