درس خارج اصول 96-97 جلسه51

بسم اللله الرحمن الرحیم

 درس خارج اصول استاد مختاری جلسه پنجاه و یکم

ادله حجیت خبر واحد(کتاب،سنة،اجماع)

مهمترین آیه ای که همه علما از جمله مرحوم شیخ انصاری در حجیت خبر واحد به آن تمسک کردند آیه نبأ است. سوره حجرات، آیه ۶: « إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ». از آیه نبأ گاهی از طریق مفهوم وصف حجیت خبر واحد را اثبات می کنند و گاهی ازطریق مفهوم شرط حجیت خبر واحد را اثبات می کنند، در جلسه قبل گفته شد آیه نبأ نمی تواند به عنوان مفهوم وصف دلیلی بر حجیت خبر واحد باشد.

آیا ازطریق مفهوم شرط بوسیله آیه نبأ، حجیت خبر واحد اثبات می شود یا خیر؟ منطوق آیه می‌فرماید اگر فاسقی برای شما خبر آورد اعتماد نکنید و تبیّن کنید، مفهوم اینکه اگر خبر از غیر فاسق(عادل) باشد تبین لازم نیست.

مرحوم شیخ انصاری دو اشکال راجع به آیه نبأ در اثبات حجیت خبر واحد کردند.

اشکال اول

اینکه در آیه «ان جائکم فاسق بنبأ..» شرط محقق موضوع است، و شرطی که محقق موضوع باشد مفهوم ندارد، اگر مفهوم داشته باشد، سالبه به انتفاء موضوع است، یعنی اگر فاسقی خبر آورد تبین کنید، با انتفاء موضوع (فاسق)، حکم (وجوب تبین) منتفی می‌شود، چون سالبه به انتفاء موضوع است، مثل (ان رزقت ولدا فاختنه) در این مثال (ان رزقت) محقق موضوع است، یعنی با انتفاء موضوع حکم منتفی است، یعنی ولد مرزوق نباشد، حکم وجوب ختنه منتفی است، منتهی از باب سالبه به انتفاء موضوع است.

جواب

مرحوم آخوند گفتند مقصود از نبأ(خبر) در اینجا نبأ فاسق نیست، بلکه طبیعت نبأ(خبر) مقصود است، طبیعت نبأ قید ندارد تا اینکه بگوئید شرط قید موضوع است، قید و شرط خارج موضوع است و موضوع مطلق است، سالبه به انتفاء موضوع وجود ندارد، چون وقتی طبیعت خبر بگوئیم، موضوع مطلق می شود و فاسقی وجود ندارد تا بگوئید با انتفاء موضوع حکم منتفی است.

جواب مرحوم آخوند به نظر قابل قبول نیست، این آیه در این معنا (طبیعت نبأ) ظهور ندارد، برخلاف ظاهر آیه است، فلذا اشکال مرحوم شیخ انصاری را نمی توان جواب داد.

 اشکال دوم

 بر فرض قبول کنیم جمله شرطیه مفهوم دارد اما ذیل آیه مانع از اخذ به مفهوم است. صدرآیه می گوید «ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا» مفهوم دارد، یعنی اگر فاسقی برای شما خبر آورد اعتماد نکنید و تبیّن کنید، مفهومش این است که اگر خبر از غیر فاسق(عادل) باشد تبین لازم نیست.

اما ذیل آیه که خداوند می­فرماید: «ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» مانع اخذ مفهوم می شود.

تعلیل ذیل آیه می­گوید از روی جهالت کاری نکنید که بعدا پشیمان شوید. اگر فاسقی برای شما خبر آورد اعتماد نکنید و تبین کنید، فرقی ندارد، اگر عادل هم خبری آورد بدون تبین عمل کنید، چون از روی جهالت است و بعدا پشیمان می شوید، ندامت و پشیمانی مختص خبر فاسق نیست، در خبر غیر فاسق هم ندامت وجود دارد، فلذا صدر آیه اگر مفهوم داشته باشد، اما ذیل آیه مفهوم ندارد، ظهور ذیل اقوی از ظهور صدر است، چون ذیل آیه قرینه برای صدر است، بنابراین آیه مفهوم ندارد به عبارت دیگر شرط مفهوم ندارد.

جواب

 مرحوم آخوند می‌گوید جهالت به معنای سفاهت است، چون جهالت یک وقت به معنای عدم العلم است، آیه می گوید کاری نکنید از روی جهالت که بعدا پشیمان می شوید، چون خبر فاسق علم آور نیست، اما جهالت در اینجا به معنای عدم العلم نیست، جهالت به معنای سفاهت است، سفاهت در برابر رشد است، کسی که رشد عقلی ندارد را سفیهه می نامند، یعنی بدون تبین کاری نکنید که عقلا کار شما را نپذیرند، برای اینکه کسی به خبر فاسق عمل کند کار سفیهانه است.

 بنابراین ذیل آیه  که می­گوید «جهالت»، مقصود عدم العلم نیست، جهالت به معنای سفاهت است، فلذا اگر به خبر عادل عمل کردید، عقلاء نمی‌گویند کار سفیهانه انجام دادید، کار سفیهانه مربوط عمل به خبر فاسق است.

جواب به کلام مرحوم آخوند

بله کلام شما درست است، چند آیه در قرآن وجود دارد، که جهالت به معنای سفاهت است، ولی در آیه نبأ جهالت به معنای سفاهت نیست، چون در اینجا (تبین) قرینه است بر اینکه جهالت به معنای عدم العلم است، یعنی اگر علم ندارید تحقیق کنید تا علم حاصل شود، فلذا جواب مرحوم آخوند قابل قبول نیست.

البته مرحوم سید یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی، مرحوم عراقی و مرحوم نائینی به آیه نبأ اشکالاتی کردند، که در ادامه خواهیم گفت انشالله.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”50×50″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/20اسفند-اصول96.mp3[/QR]
دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *