درس خارج اصول 96-97 جلسه46

بسم الله الرحمن الرحیم

 درس خارج اصول  جلسه چهل و ششم

 اجماع منقول

در این جلسه قبل از اینکه وارد بحث حجیت بحث اجماع منقول شویم، اقسام اجماع را بیان می کنیم.

اجماع بر دو قسم است:

  • اجماع محصل؛ یعنی اقوال علما را در یک موضوع فقهی مورد بررسی قرار می دهد.
  • اجماع منقول؛ نظرات علما را در یک موضوع فقهی که از دیگران نقل شده را بیان می کند،  و مورد بررسی قرارمی دهد.

 اجماع منقول دو قسم است

  • اجماع منقول به متواتر؛ اجماعی است که به نقل متواتر رسیده باشد.
  • اجماع منقول به نقل خبر واحد، اجماعی است که به صورت خبر واحد باشد.

اجماع محصل و اجماع منقول به نقل متواتر محل بحث نیست، چون  هر دو حجت هستند. محل نزاع اجماع منقول به خبر واحد است و اینکه آیا اجماع منقول به خبر واحد حجت است یا خیر؟ اما آنهائی که خبر واحد را حجت نمی دانند، اجماع منقول به نقل خبر واحد را هم حجت نمی دانند، بنابراین اجماع منقول از سنخ خبر واحد است، همان گونه که در خبر واحد کسی به عنوان خبر ثقه یا عادلی خبری نقل می‌کند، اینجا هم همین طور است. مثلاً  مرحوم سید مرتضی برای ما اجماعی نقل می‌کند و یک نفر است، این اجماع منقول به خبر واحد است. اگر گفتیم خبر واحد حجت است، اجماع منقول به خبر واحد هم حجت است، اگر خبر واحد حجت نبود، اجماع منقول به خبر واحد حجت نیست.

 بنابراین به یک معنا اجماع منقول به خبر واحد از صغریات حجیت خبر واحد است، در ادامه نکاتی از اجماع منقول بیان می کنیم.

 اولین نکته در خصوص اعتبار و حجیت اجماع است، محل بحث در اجماع منقول به خبر واحد است، اینکه آیا اجماع منقول به خبر واحد حجیت دارد یا حجیت ندارد؟ وجه اعتبار و حجیت اجماع منقول به خبر واحد چیست؟ در جواب می گوئیم حجیت و اعتبار اجماع منقول به خبر واحد در نظر امامیه این است که اجماع  کاشف از رای معصوم باشد و اگر اجماع منقول به خبر واحد کاشف از رای معصوم نباشد حجیت ندارد.

 علمای اهل سنت هم به اجماع معتقدند ولی تفاوتی بین اجماع امامیه و اجماع اهل سنت وجود دارد، مرحوم امام در کتاب تهذیب الاصول می گویند اجماع امامیه و اجماع اهل سنت از نظر ملاک با هم متفاوتند.

 علمای عامه اجماع را دلیل مستقل می‌دانند و برای اجماع موضوعیت قائلند، ولی علمای امامیه می گویند اجماع از باب طریقیت حجت است.

 علمای عامه مانند غزالی و دیگر علما اهل سنت اجماع را در برابر کتاب و سنت طریق نمی‌دانند، می‌گویند اجماع دلیل مستقل است و اتفاق امت را شرط می دانند، یعنی اجماع به معنای اتفاق تمام امت است، دلیل علمای عامه روایتی است که نقل می کنند. (لا تجتمع امتی علی الظلاله) یا در بعضی روایت دارد (لا تجتمع امتی علی الخطا) اما علمای امامیه می­گویند اجماع به معنای اتفاق امت نیست، حجیت اجماع به عنوان دلیل مستقل نیست، اجماع به تنهایی موضوعیت ندارد، اگر اجماع  کاشف از رای معصوم باشد حجت است، یعنی اجماع بر می‌گردد به سنت.

فلسفه اینکه علمای عامه به اجماع عمل می‌کنند مباحث سیاسی و اثبات خلافت افرادی می باشد و برای استنباط احکام شرعی نیست، اما علمای امامیه برای استنباط احکام شرعی به اجماع عمل می‌کنند.

ممکن است کسی اشکال کند اینکه علمای عامه مانند امام غزالی، ابوحامد وبزرگان دیگر گفتند اجماع به معنای اتفاق همه امت است، ولی در بحث خلافت بعد از رحلت پیامبر(ص) همه امت دخالت نداشتند و یک جمعیت محدود در خلافت دخالت داشتند. لذا علما عامه از این تعریف اجماع عدول کردند و گفتند اجماع عبارتند از اتفاق حل و عقد در هر امری از امور دینی که یکی از آن امور مثلا خلافت است.

بعضی علما عامه گفتند اجماع یعنی اتفاق نظر مجتهدین، فلذا در ماجرای سقیفه اجماع  نه به معنای اول است و نه به معنای دوم فقط همان چند نفر بودند.

 بنابراین علمای امامیه می گویند اجماع به معنای اتفاق امت نیست، حجیت اجماع به عنوان دلیل مستقل نیست، اجماع به تنهایی موضوعیت ندارد اجماع  کاشف از رای معصوم باشد حجت است، یعنی اجماع بر می‌گردد به سنت.

مطلب دوم اینکه وجه اینکه اجماع کاشف از قول معصوم باشد چیست؟  به عبارت دیگروجوه کاشفیت اجماع چیست؟

 مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل صاحب کفایه، مرحوم میرزای قمی بیان کردند که چگونه می‌شود قول معصوم را کشف کرد. آنها پنج وجه را ذکر کردند.

  • اجماع دخولی؛ یعنی علما بر یک مسله ای اجماع دارند، یقین داریم امام هم در میان مجمعین وجود دارد، اجماع، اجماع دخولی است، مثلا از زمان شیخ طوسی تا الان علما درباره مسئله ای اجماع دارند، از باب مثال می‌گویند عرق جنب از حرام نجس است یا نجس نیست بر فرض اجماع وجود داشته باشد که نجس نیست در اینجا از باب اجماع دخولی یعنی کسی که حاکی اجماع است اعتقاد دارد در بین مجمعین امام معصوم(ع) وجود دارد و این یک وجه کاشف از قول امام معصوم است.
  • اجماع لطفی؛ اینکه مستند قطع من به معصوم قاعده لطف است که در علم کلام قائده لطف مطرح است، مرحوم شیخ طوسی هم روی آن تاکید دارد در بحثهای علم امام و عصمت امام معصوم و نبوت از قاعده لطف استفاده می کنیم، مثلا اگر در یک عصری نسبت به مسئله ای آیه و روایتی وجود نداشت و عقل هم نمی تواند مسئله را تشخیص بدهد، همه علما راجع به آن مسئله اجماع دارند، عقل می‌گوید وقتی همه علما راجع به این مسئله اجماع کردند حتما رای امام هم داخل مجمعین است، چون اگر رای امام هم داخل مجمعین نبود قاعده لطف اقتضاء می‌کرد امام معصوم به گونه‌ای آن مسله را بیان بفرماید، مثلا حکم حرمتی وجود دارد، فقها به مردم گفتند واجب است از باب قاعده لطف لازمه اش این است که امام به طریقی فقها را تفهیم کند تا خطا نکنند، سکوت امام معصوم دلیل بر رضایت امام معصوم است و این خود نوعی کشف قول معصوم است.
  • اجماع حدسیه ملازمه عادیه یعنی یقین به نظر امام این است، آنچه که از اجماع حکایت شد عرفا وعادتاً ملازم با رای امام معصوم است، همه فقها راجع به یک مسئله نظر واحدی دادند، اجماعی وجود دارد عادتا لازمه اش رضایت معصوم است وحاکی حدس می زند رای معصوم داخل مجمعین است.
  • اجماع حدسیه ملازمه اتفاقی؛ یعنی یقین به رای امام، ملازمه بین اجماع و رای معصوم به گونه اتفاقی است، به حسب اتفاق حاکی حدس می زند که نمی شود همه خطا کرده باشند برای حاکی اطمینان حاصل می شود که داخل این مجمعین بزرگانی مانند مرحوم بهجت، مرحوم سید مرتضی وجود دارند که محضر امام عصر(عج) مشرف شدند، به حسب اتفاق حدس زده می شود که نظر امام در بین مجمعین باشد طریقه علما متاخر در ادعای اجماع همین طریق است یعنی عادتا شاید نمی شود حدس زد به دخول امام در بین مجمعین تا این علم حاصل شود، منتهی به صورت اتفاقی می شود حدس زد به دخول امام معصوم در بین مجمعین تا این علم حاصل شود،

 مثلا به صورت کیفیت یا کمیت مجمعین، تعداد مجمعین آنقدر زیاد است که مخالفی دراینجا وجود ندارد و حاکی حدس می زند که نظر معصوم در بین مجمعین است. فلذا علما متاخر غالبا اجماعی که ذکر می کنند از نوع اجماع حدسی ملازمه اتفاقی است.

حال اگر کسی ادعای اجماع می کند و حدس می زند بر حسب اتفاقی که رای امام معصوم داخل مجمعین است، ولی یک یا دو نفر از علما مثلا مرحوم سید مرتضی در این مسئله مخالفت کرده است، در اینجا می‌گویند وجود مخالفانی که نامشان روشن است ضرری به اجماع نمی‌زند چون معلوم است کسی که مخالف است امام معصوم نیست.

  • اجماع تشرفی ؛ یعنی انسان قطع به رای امام معصوم پیدا می‌کند سند این که به رای امام یقین پیدا می‌کند این که محضر امام تشرف پیدا کرده است، نزد امام معصوم فتوا را سوال کرد منتهی به دلایلی نمی خواهد بیان کند که من محضر امام مشرف شدم چون ممکن است مورد تکذیب واقع شود.(روایاتی وجود دارد که می فرماید کسی نمی‌تواند بیان کند من محضر امام مشرف شدم). بنابراین به دلائلی تشرف را بیان نمی‌کند و به صورت اجماع بیان می‌کند. این اجماع، اجماع تشرفی است. و این اجماع یکی از طرق کشف قول امام معصوم است.

خلاصه؛ طرق پنجگانه کشف قول معصوم را گفتیم، حال در جلسه بعد باید ببینیم آیا این طرق حجیت دارند یا حجیت ندارند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/6اسفند-اصول-96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/46اصول.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *