درس خارج اصول 96-97 جلسه35

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه سی و پنجم

 جلسه قبل طریق جمع بین (حکم ظاهری و حکم واقعی) مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند بیان شد، در این جلسه طریق جمع بین (حکم ظاهری و حکم واقعی) مرحوم سید فشارکی به نقل از مرحوم حائری در کتاب دورالفوائد ص ۳۵۱ و ص ۳۵۲ را بیان می کنیم.

 در واقع کلام مرحوم سید فشارکی جواب اشکالات مرحوم ابن قبه است، که مرحوم ابن قبه گفتند، ازاجتماع (حکم واقعی و حکم ظاهری) اجتماع مثلین، اجتماع اراده و کراهت، اجتماع ضدین، به وجود می‌آید.

 مرحوم فشارکی می گویند: (حب و بغض)، (اراده و کراهت) و احکام، دائر مدار صورت است که این صورت، حاکی و فانی در خارج است، نه این که خارج، در حب و بغض تاثیر داشته باشد، تمام انفعالات نفسانی منبعث از صورت است، گاهی صورت به عنوان موجودات ذهنی است، گاهی صورت حاکی از خارج است.

نتیجه فرمایش مرحوم فشارکی این است که متعلق اراده، صورت است، متعلق حب، صورت است، متعلق وجوب، صورت است، یعنی صورت خارجی است. اما عالم خارج، ظرف سقوط است، این بحث فلسفی است. مثلا نمازی که درخارج محقق می‌شود، مراد مولا نیست، نماز خارجی واجب نیست، بلکه مسقط تکلیف است، نه مثبت اراده  باشد، مثلا حب، به وجود نماز خارجی از بین می رود، وجوب، به وجوب نماز خارجی ساقط می شود.

ایشان می گویند: متعلق حب و بغض صورتی است که در خارج وجود دارد.

 دلیل کلام مرحوم فشارکی این است که مادامی که علم به خارج محقق نشود، محال است حب وبغض نسبت به شی محقق شود، مثلا آبی در خارج وجود دارد، اما علم به وجود آب ندارید، انسان از تشنگی از بین می‌رود، چون انسان علم ندارد که آب موجود است، بنابراین آنچه که متعلق علم است، موضوع حب و بغض می باشد.

 مرحوم فشارکی می‌خواهد بین حکم واقعی و حکم ظاهری جمع کند و می گوید اجتماع ضدین به وجود نمی‌آید، چون اجتماع ضدین، از وجوب و حرمتی که بر صورت تعلق گرفته است، نشات می گیرد، نه در صورت، چون اول گفتند متعلق حب وبغض صورت خارجی است، اگر حب وبغض بر صورت واحد در خارج تعلق داشته باشد، اجتماع ضدین به وجود می آید، ولی در مانحن فیه حب و بغض به دو صورت محقق می شود، مثلا صورت، متعلق وجوب، صلاة جمعه است، و صورت، متعلق حرمت، صلاة جمعه مشکوک الوجوب است، یعنی یک حکم واقعی وجود دارد که صورت نماز جمعه است، و یک حکم ظاهری وجود دارد که صورت نماز جمعه مشکوک الحکم است، در احکام ظاهری یقین به حکم واقعی وجود ندارد، حکم واقعی مشکوک است، چون متعلق اراده و کراهت برای صورت های خارجی است.

 بیان دیگر مرحوم فشارکی می گوید: اجتماع حکم واقعی وحکم ظاهری درصورتی به وجود می آید که موضوع واحد باشد، ولی در مانحن فیه موضوع واحد نیست، موضوع متغیر است، چون حکم واقعی برای نفس صلاة جمعه، قبل ازحکم می باشد، یعنی قبل از حکم برای حکم واقعی است، اما حکم ظاهری برای نفس نماز جمعه نیست، برای نماز جمعه مشکوک الحکم می باشد، یعنی بعد از حکم، برای حکم واقعی است، پس دو موضوع وجود دارد؛ قبل از حکم، و بعد از حکم، چون وقتی حکم واقعی صادر شد، بعد از حکم واقعی شک می کنیم آیا در روز جمعه، نماز جمعه واجب است یا نماز ظهر جمعه واجب است،

کلام مرحوم فشارکی با کلام مرحوم شیخ انصاری تفاوت دارد: مرحوم شیخ انصاری می فرمود، حکم ظاهری متاخر از حکم واقعی است، و از تاخرخواستند تغایر به وجود بیاورند. ولی مرحوم فشارکی می خواهند بگویند: تغییر در موضوع وجود دارد، موضوع متغیر است، چون حکم واقعی برای نفس صلاة جمعه، قبل ازحکم می باشد، یعنی قبل از حکم برای حکم واقعی است، اما حکم ظاهری برای نفس نماز جمعه نیست، برای نماز جمعه مشکوک الحکم می باشد، یعنی بعد از حکم برای حکم واقعی است، چون وقتی حکم واقعی صادر شد، شک می کنیم آیا در روز جمعه، نماز روز نماز جمعه واجب است یا نماز ظهر جمعه واجب است، بعد از حکم واقعی، شک می کنیم نماز جمعه وجوب دارد یا وجوب ندارد، اگر این گونه باشد، قطعاً حکم ظاهری متأخراز حکم واقعی است، منتهی موضوع فرق دارد، به دلیل اینکه به عنوان حکم واقعی، نماز جمعه واجب است، مثلا: مولا هنوز حکم صادر نشده نفس نماز جمعه را به عنوان حکم قرار داده است، بعد که مولا حکم را صادر کرد شک می کنیم، نماز جمعه واجب است یا واجب نیست، پس موضوعات به یک معنا متفاوت می باشند،

در جمع بین حکم واقعی وحکم ظاهری می گوئیم موضوع، حکم واقعی و موضوع، حکم ظاهری متغیر است، موضوع حکم واقعی، نفس نماز جمعه است، و حالات نماز جمعه را تصور کرده، مثلا: نماز جمعه در خانه باشد، یا در بیابان باشد، اما قبل ازحکم در عالم تصور، بعد از آن حالات که متاخر ازتعلق حکم نماز جمعه است، مثل معلوم الحکم و مشکوک الحکم، بعد از مرحله حکم واقعی می باشد، ورتبه آن متاخراست، بنابراین موضوع حکم واقعی و موضوع حکم ظاهری تفاوت دارد، وقتی اختلاف در موضوع وجود دارد، اجتماع مثلین واجتماع ضدین معنای ندارد.

حق مطلب این است که مرحوم فشارکی از جمله بزرگان علم اصول می باشند، اما در کلام خودشان مقام خارج را با مقام تصور خلط کردند، چون آن چه متاخر از حکم واقعی است، معلوم الحکم بودن خارجی است، وجود خارجی در بودن موضوع یا در موضوعیت موضوع نقشی ندارد، یعنی موضوع واحد است.

مثلا: درانجام نماز جمعه، نماز جمعه یا مشکوک الحکم است یا معلوم الحکم است. وجود خارجی، در موضوعیت خارجی نقشی ندارد.

 بنابراین نمازجمعه­ای که حکم واقعی آن وجوب است کدام نماز جمعه است؟ آیا نماز جمعه لابشرط است؟ اعم از این که معلوم الحکم باشد یا مشکوک الحکم باشد؟ یا نماز جمعه ای که قید دارد و قید آن این است که مشکوک الحکم نباشد. اگرمقصود نماز جمعه مشکوک الحکم باشد، نتیجه آن این است که حکم واقعی به عالم اختصاص داشته باشد، در حالی که احکام بین عالم و جاهل مشترک است، واین همان تصویب است.

 این اشکال را بعضی از بزرگان به مرحوم فشارکی کردند، یعنی کلام مرحوم فشارکی تصویب است، از این جهت باید پذیرفت که موضوع در حکم واقعی نماز جمعه که لا به شرط است، با موضوع در حکم ظاهری نماز جمعه که مشکوک الحکم است، واحد است. موضوع متغیر نیست، یعنی اشکالات اجتماع مثلین واجتماع ضدین درحکم واقعی و حکم ظاهری وجود دارد، فلذا وجه الجمع مرحوم فشارکی قابل قبول نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/24دی-اصول96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/35-2اصول.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *