درس خارج اصول 96-97 جلسه34

بسم الله الرحمن الرحیم

 درس خارج اصول جلسه سی وچهارم

در جلسه گذشته امکان تعبد به ظن بررسی شد. اشکالات مرحوم ابن قبه از باب اینکه عمل به ظن اگر ممکن باشد، اجتماع مثلین، اجتماع ضدین واجتماع اراده و کراهت و اجتماع مصلحت و مفسده به وجود می آید، در درس سابق توضیح داده شد.

دراین جلسه، جمع بین حکم واقعی وحکم ظاهری روشن میگردد. از زمان مرحوم شیخ انصاری این بحث مطرح شد، که چگونه حکم واقعی و حکم ظاهری را جمع کنیم، تا اشکالات ابن قبه به وجود نیاید، درارتباط با نحوه جمع بین حکم ظاهری وحکم واقعی از زمان شیخ انصاری به بعد اصولیون مانند مرحوم آخوند، مرحوم سید فشارکی، مرحوم آقا ضیاء، مرحوم نائینی، جواب هایی دادند.

 مرحوم آخوند، در ارتباط با نحوه جمع بین حکم ظاهری وحکم واقعی فرمودند؛ مجعول در امارات و اصول عملیه حکم شرعی نیست، بلکه مجعول در امارات و اصول عملیه حجیت است، مثلاً پیامبر(ص) و ائمه(ع) خبرثقه را به عنوان حجیت جعل کردند، یا خبر واحد را به عنوان حجیت جعل کردند، یا اجماع منقول را به عنوان حجیت جعل کردند، پس مجعول در امارات و اصول عملیه حکم شرعی نیست، بلکه مجعول در امارات و اصول عملیه حجیت است، شارع فرمود خبر ثقه را حجت قرار دادم، اجماع منقول را حجت قرار دادم، خبری از حکم شرعی ظاهری نیست، در این جا جعلِ حجیت است، اثر جعل حجیت، معذریت ومنجزیت است، و در صورت مخالفت با واقع، مکلف معذر است، و در صورت موافقت با واقع، مکلف منجزاست، و خبری از حکم شرعی ظاهری نیست.

مرحوم آخوند می گوید: فقط حکم واقعی وجود دارد و حکم ظاهری، وجود ندارد. در واقع، دو حکم وجود ندارد، تا اشکالات مرحوم ابن قبه اجتماع مثلین و ضدین به وجود بیاید.

مرحوم امام در کتاب تهذیب الاصول به کلام مرحوم آخوند جواب می­دهد و می­گوید: اینکه مرحوم آخوند فرمود: مجعول شارع، حجت است، این کلام صحیح نیست، درمانحن فیه حکم تاسیسی، وجود ندارد، بلکه حکم عقلائی وجود دارد، شارع حکم عقلاء، را امضاء کردند، و اگر پیامبر(ص)  به خبر عقلا اعتماد نمی کرد، در جامعه هرج ومرج به وجود می آمد، و زندگی مردم در عسر و هرج بود.

 مثلا؛ روایتی وجود ندارد که پیامبر(ص) گفته باشد، خبر ثقه حجت است، یا پیامبر(ص) گفته باشد اجماع منقول حجت است، پیامبر(ص) همان روش عقلا را امضا کرده است، عقلا به خبر ثقه اعتماد می کردند، و طبق خبر ثقه عمل می کردند.

جواب دوم به کلام مرحوم آخوند که گفته دو حکم، (حکم واقعی وحکم ظاهری) وجود ندارد، فقط یک حکم واقعی در مانحن فیه وجود دارد؛ درجواب می گویند؛ دوحکم، حکم نفسی و حکم طریقی وجود دارد، در جمع بین حکم ظاهری و حکم واقعی برای اینکه اشکال اجتماع مثلین و اجتماع ضدین را حل کنند، گفتند دو حکم (نفسی وطریقی) وجود دارد، در صورتی که ادعا بدون دلیل است، چون فقط یک حکم نفسی وجود دارد، حکم طریقی وجود ندارد.

 مرحوم نائینی، درارتباط با نحوه جمع بین حکم ظاهری و حکم واقعی فرمودند: مجعول طریقیت است، مجعول، حجیت نیست، یعنی شارع گفته خبر ثقه، طریق الی الواقع است، خبر واحد، آئینه است، خبر واحد ما به ینظر است، خبر واحد، ابزاری است که واقع را نشان می دهد.

کلام مرحوم نائینی، بر خلاف کلام مرحوم آخوند می باشد، مرحوم آخوند گفتند: مجعول، حجیت است، مرحوم نائینی گفتند مجعول، طریقیت است،

اشکال

 این که مرحوم نائینی گفتند مجعول طریقیت است، طریقیت، امر تکوینی است، قابل جعل نیست، آئینه قابل جعل نیست، مثلا؛ شجر وحجر قابلیت طریقیت داشته باشد، قابل جعل نیست، فلذا مجعول، طریقیت داشته باشد، نیاز به تامل دارد.

مرحوم شیخ انصاری درکتاب رسائل ج ۱ ص ۳۰۸ و ص ۳09 درارتباط با نحوه جمع بین حکم ظاهری وحکم واقعی فرمودند؛ حکم ظاهری دو رتبه از حکم واقعی متاخراست، چون درموضوع حکم ظاهری، شک در حکم واقعی، اخذ شده است، اول باید حکم واقعی باشد، بعد  نسبت به حکم واقعی، شک حاصل شود، تا شک در حکم واقعی، موضوع برای حکم ظاهری باشد. فلذا حکم ظاهری، دو رتبه از حکم واقعی متاخراست. اگر حکم واقعی نباشد، حکم ظاهری معنا ندارد.

 اجتماع مثلین در صورتی به وجود می آید، که حکم ظاهری و حکم واقعی در یک رتبه باشند، درجمع بین حکم ظاهری وحکم واقعی، حکم ظاهری، دو رتبه از حکم واقعی متاخر است، فلذا اجتماع مثلین واجتماع ضدین به وجود نمی آید،

 مرحوم آخوند در کتاب حاشیه ای بر رسائل به کلام مرحوم شیخ انصاری اشکال می کنند، این که  گفتید حکم ظاهری، در رتبه حکم واقعی نیست، صحیح است، ولی درجایی که حکم ظاهری، به عنوان متاخر باشد، حکم واقعی کجاست؟ آیا حکم واقعی، به افراد عالمین اختصاص دارد؟ یا حکم واقعی، مشترک عالمین به حکم وجاهلین به حکم است؟ یا در مورد شاک به حکم هم حکم واقعی وجود دارد؟ اگر حکم واقعی، مختص عالمین به حکم باشد، وجاهلین به حکم یا شاک به حکم را شامل نشود، کلام مرحوم شیخ انصاری، تصویب است و تصویب محال است. در حقیقت حکم واقعی در رتبه حکم ظاهری است، چون در حکم ظاهری برای کشف حکم واقعی هستیم، یعنی مرحوم آخوند به شیخ انصاری می فرمایند؛ کلام شما در صورتی صحیح است، که حکم واقعی را مختص عالمین به حکم بدانیم، اگرحکم واقعی را مختص عالمین وجاهلین به حکم بدانیم، کلام شیخ انصاری همان تصویب است. چون  در اصول عملیه به دنبال کشف حکم واقعی هستیم ، و حکم واقعی، مشترک بین عالمین و جاهلین به حکم است، نه مختص عالمین به حکم باشد، فلذا حکم ظاهری و حکم واقعی، در یک رتبه قرار دارند،

نتیجه: نحوه جمع بین حکم واقعی و حکم ظاهری که شیخ انصاری گفتند صحیح نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/23دی-اصول96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/34-2اصول.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *