درس خارج اصول 96-97 جلسه21

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه بیست و یکم

در جلسه گذشته بیان شد که قطع، از هر سببی؛ متعارف و غیرمتعارف، حاصل شود، حجت است. مثل قطع قطاع؛ قطاع به انسانهای خوش قلبی گفته می­شود که تا یک چیزی گفته می شود به آن قطع پیدا می کنند. بیان شد که قطع طریقی حجت است و پیروی از این قطع واجب است. مخالفت از قطع، عقوبت و موافقت از قطع مثوبت را به همراه دارد. اگر این قطع به واقع اصابت کند، منجزیت می آورد و اگر به واقع اصابت نکند معذریت می آورد.

اما اخباریون می‌گویند قطع طریقی حجت است در صورتی که از طریق کتاب و سنت حاصل شده باشد. اما قطع حاصل از مبادی عقلیه و تنظیم برهان های منطقی، فایده ای ندارد. هر چه خبر و آیه می گوید حجت است. این نسبت را به اخباری­ها دادند.

مرحوم محقق خراسانی می‌فرمایند: منع اخباریون، منع صغروی است، نه کبروی؛ چون  اخباریون اصل ملازمه را قبول ندارند. مرحوم محقق خراسانی می­فرماید: اگردر کلام مرحوم استرآبادی و محقق بحرانی دقت کنید، نتیجه حرف­های آنها منع صغروی است، نه منع کبروی، یعنی اخباری­ها ملازمه بین عقل و شرع را قبول ندارند، در واقع «حکم به العقل، حکم به الشرع» را قبول ندارند. ممکن است عقل در موردی حکم داشته باشد، اما شرع حکم ندارد، اخباری­ها این ملازمه را از پایه قبول ندارند و آن را متزلزل می کنند.

 آنها می­گویند ملازمه بین حکم عقل و شرع را قبول نداریم، نمی خواهند بگوینداگر قطع طریقی ازطریق غیر متعارف حاصل شود حجیت ندارد. حجیت قطع  ذاتی است و این را قبول دارند.

مطلب دیگر از اخباری­ها این است که می گویند حجیت قطع نباید به سبب مقدمات عقلیه باشد بلکه باید از کتاب و سنت باشد، علت این است که حجیت قطع به سبب مقدمات عقلیه، ظن می­آورد «وان الظن لایغنی من الحق شیئا» ظن حجت نیست.

روشن است که کلام اخباری­ها چه ناظر بر منع صغروی و چه ناظر بر منع کبروی باشد، پیروی از قطع طریقی مطلقا، ازهرسببی برای کسی حاصل شود لازم است. تمام آثار و احکام عقل تنجز، تکلیف، مثوبت وعقوبت در این قطع وجود دارد. از راه متعارف باشد یا از راه غیر متعارف یا از اسباب عقلیه باشد حجت است.

اشکال

اگرقطع طریقی به هر سببی حاصل شود، حجت است. بعضی روایات فرمودند مخالفت با قطع طریقی اشکال ندارد.

وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء ابواب صفات قاضی باب 6

«حرام علیکم ان تقول بشی مما لا تسمعه منا»

 روایت می فرماید آن چه از ما اهل بیت نشنیده اید بر شما حرام است بگیرید. از اطلاق این روایت استفاده می­شود، اگر به حکم شرعی از غیر کلام اهل بیت، یعنی از طریق مقدمات عقلیه قطع حاصل شود، آن قطع حجت نیست. یعنی با این قطع می توانید مخالفت کنید.

حدیث دیگر در وسائل الشيعة، ج‌27، ص 66‌، :

فِي حَدِيثٍ فِي الْإِمَامَةِ قَالَ: أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ- وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ- وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ- وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ- وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ- مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ- وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ.

روایت می فرماید همانا اگر مردى شب‏ها را به عبادت بپا خیزد و روزها را روزه دارد و تمام اموالش را صدقه دهد و در تمام دوران عمرش به حج رود، و امر ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمائى او باشد، براى او از ثواب خداى جل و عز حقى نیست‏

یعنی به دلالت عقلی اعمال خودش را انجام می دهد، با چنین قطعی باید مخالفت کنید، این روایت دلیل بر مخالفت قطع است.

جواب

اولا: حجیت قطع طریقی، ذاتی است مطلقا. روایت باید تاویل شود، روایت نمی گوید قطع حجیت ندارد، بلکه روایت می گوید، این گونه فتاوا از مقدمات عقلی مثل قیاس و استحسان است، و حجیت ندارد، روایت عقل را نمی خواهد نفی کند، چون در روایت داریم خداوند برای بشر حجت ظاهری (انبیاءعظام) و حجت باطنی(عقل) را قرار داده است، و آیات و روایات  زیادی راجع به عقلا وجود دارد، بعلاوه عقل از ادله اربعه می باشد. بنابراین قطع از هرطریقی حاصل شود، ولو از طریق مقدمات عقلیه حجت است، وآثار عقلی هم بر قطع مترتب است،

آنان که می گویند قطع از مقدمات عقلیه حاصل شود، حجت نیست، به سه روایت استناد کردند.

طایفه اول روایات:

  • وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهادة باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 14

روایت دلالت می کند از نهی از عمل به رای از طریق نظرعقلی.

وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهُ أَحَدٌ قَبْلِي- وَ لَا يَنْسُبُهُ أَحَدٌ بَعْدِي إِلَّا بِمِثْلِ ذَلِكَ- إِنَّ الْإِسْلَامَ هُوَ التَّسْلِيمُ- وَ التَّسْلِيمَ هُوَ الْيَقِينُ- وَ الْيَقِينَ هُوَ التَّصْدِيقُ- وَ التَّصْدِيقَ هُوَ الْإِقْرَارُ- وَ الْإِقْرَارَ هُوَ الْعَمَلُ وَ الْعَمَلَ هُوَ الْأَدَاءُ- إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَمْ يَأْخُذْ دِينَهُ عَنْ رَأْيِهِ- وَ لَكِنْ أَتَاهُ مِنْ رَبِّهِ فَأَخَذَ بِهِ الْحَدِيثَ.

روایت می فرماید: مومن احکام دین را از عقلش نمی گیرد، از خدا می گیرد، از منبعی نمی‌گیرد، پس به عقل اعتماد نیست.

 روایت دیگر وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 30

«عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَزَّازُ فِي كِتَابِ الْكِفَايَةِ فِي النُّصُوصِ عَلَى عَدَدِ الْأَئِمَّةِ ع عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الصَّفْوَانِيِّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ السِّنْجَارِيِّ عَنْ أَبِي يَحْيَى التَّمِيمِيِّ عَنْ يَحْيَى الْبَكَّاءِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‌ ص سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً- فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقُونَ هَالِكُونَ- وَ النَّاجُونَ الَّذِينَ يَتَمَسَّكُونَ بِوَلَايَتِكُمْ- وَ يَقْتَبِسُونَ مِنْ عِلْمِكُمْ وَ لَا يَعْمَلُونَ بِرَأْيِهِمْ- فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ الْحَدِيثَ.»

روایت بر نهی عمل به رای عقلی، دلالت می کند.

روایت دیگر وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 49

« وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَظُنُّ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَدَّعُونَ أَنَّهُمْ فُقَهَاءُ عُلَمَاءُ- أَنَّهُمْ قَدْ أَثْبَتُوا جَمِيعَ الْفِقْهِ- وَ الدِّينِ مِمَّا تَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَّةُ- وَ لَيْسَ كُلُّ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِمُوهُ- وَ لَا صَارَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا عَرَفُوهُ- وَ ذَلِكَ أَنَّ الشَّيْ‌ءَ مِنَ الْحَلَالِ- وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْكَامِ يَرِدُ عَلَيْهِمْ فَيُسْأَلُونَ عَنْهُ- وَ لَا يَكُونُ عِنْدَهُمْ فِيهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص- وَ يَسْتَحْيُونَ أَنْ يَنْسُبَهُمُ النَّاسُ إِلَى الْجَهْلِ- وَ يَكْرَهُونَ أَنْ يُسْأَلُوا فَلَا يُجِيبُوا- فَيَطْلُبَ النَّاسُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ- فَلِذَلِكَ اسْتَعْمَلُوا الرَّأْيَ وَ الْقِيَاسَ فِي دِينِ اللَّهِ- وَ تَرَكُوا الْآثَارَ وَ دَانُوا بِالْبِدَعِ- وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ- فَلَوْ أَنَّهُمْ إِذَا سُئِلُوا عَنْ شَيْ‌ءٍ مِنْ دِينِ اللَّهِ- فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُمْ فِيهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص- رَدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ- لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص.»

روایت می فرماید اعتماد به مقدمات عقلیه، حاصل آن بدعت در دین است.

روایت طایفه دوم

وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 22

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَزَالَتْهُ الرِّجَالُ- وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ- زَالَتِ الْجِبَالُ وَ لَمْ يَزُلْ.

روایت می فرماید؛ اگر کوهها از بین بر‌وند حکم خدا باقی است، چون خدا جاودانه است، یعنی دین خودتان را از عقل مردم نگیرید و از معدن آن بگیرید

روایت دیگر وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 22

 « مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ فِي بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيٍّ عَنْ فُضَيْلٍ قَالَ‌ ماعن الفضیل بن یسارقال سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ كُلُّ مَا لَمْ يَخْرُجْ مِنْ هَذَا الْبَيْتِ فَهُوَ بَاطِلٌ.»

روایت می فرماید: هر آنچه از بیت معصوم ع خارج نشود باطل است.

 روایت دیگر وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 26

«قَالَ الصَّدُوقُ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ رَوَاهُ مُعَاذُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَشِيرِ بْنِ يَحْيَى الْعَامِرِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي لَيْلَى قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ النُّعْمَانُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع- إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ يَا نُعْمَانُ إِيَّاكَ وَ الْقِيَاسَ- فَإِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ آبَائِهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ- مَنْ قَاسَ شَيْئاً مِنَ الدِّينِ بِرَأْيِهِ- قَرَنَهُ اللَّهُ مَعَ إِبْلِيسَ فِي النَّارِ- فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِيسُ- حِينَ قَالَ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ- فَدَعِ «2» الرَّأْيَ وَ الْقِيَاسَ- وَ مَا قَالَ قَوْمٌ لَيْسَ لَهُ فِي دِينِ اللَّهِ بُرْهَانٌ- فَإِنَّ دِينَ اللَّهَ لَمْ يُوضَعْ بِالْآرَاءِ وَ الْمَقَايِيسِ.»

طایفه سوم روایات

وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 26

«وَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَيْسَ شَيْ‌ءٌ أَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجَالِ عَنِ الْقُرْآنِ.»

روایت می فرماید، عقل رجال فائده­ای ندارد.

وسائل الشیعه ج ۱۸ کتاب القضاء والشهاده باب 6 من ابواب صفات قاضی حدیث 73

«عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْمُرْتَضَى فِي رِسَالَةِ الْمُحْكَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِيرِ النُّعْمَانِيِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً- فَخَتَمَ بِهِ الْأَنْبِيَاءَ فَلَا نَبِيَّ بَعْدَهُ- وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ كِتَاباً … فَقَالَ أَمَّا الْمُحْكَمُ الَّذِي لَمْ يَنْسَخْهُ شَيْ‌ءٌ- فَقَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ- مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ- وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ الْآيَةَ- وَ إِنَّمَا هَلَكَ النَّاسُ فِي الْمُتَشَابِهِ- لِأَنَّهُمْ لَمْ يَقِفُوا عَلَى مَعْنَاهُ- وَ لَمْ يَعْرِفُوا حَقِيقَتَهُ- فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِيلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ- وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ الْأَوْصِيَاءِ- وَ نَبَذُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ الْحَدِيثَ.»

این روایت می‌فرماید؛ علما خودشان را بی‌نیاز دیدند از رسول خدا و با عقل خودشان فتوی می دادند.

چند دسته از روایات می خواهند بگویند، اهل بیت ع مردم را در استخراج حکم خدا دعوت می‌کنند و از اعتماد به عقل و قطع حاصل از مقدمات عقلیه بر حذر می‌دارند و می­گویند اعتماد به عقل و قطع حاصل از مقدمات عقلیه فائده­ای ندارد.

جواب

روایات بیگانه با بحث است و مدعی اخباریون را ثابت نمی کند. چون در رابطه با قیاس و اوضاع سیاسی زمانه است، وقتی حکومت به گونه‌ای بود که عموم مردم از اهل بیت فاصله پیدا کنند، لذا عموما نزد علما می­رفتند، و فقط افراد قلیلی از مومنان نزد خود اهل بیت ع می‌رفتند. فلذا این روایات دلالت بر مدعی اخباریها نمی کند و عقل را نمی تواند کنار بزند، در صورتی که تمجید ازعقل فراوان صورت گرفته است. مثلا در کتاب اصول کافی، کتاب العقل والجهل وجود دارد. در فقه فروعاتی داریم که بایستی از نقل و عقل استفاده شود. بنابراین، این روایات مدعی اخباریها را اثبات نمی کند.

 نتیجه. قطع حاصل از مقدمات عقلیه حجت است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/27آذر-اصول-96.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/21اصول.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *