1231-1

درس خارج اصول 96-97 جلسه10

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه دهم

درجلسه قبل بواسطه ادله عقلی گفته شد تجری قبح فعلی ندارد و قبح فاعلی دارد، فاعل ملامت می شود و فعل متجری به هم همان حکم فعل خودش را دارد.

بعضی از بزرگان بواسطه ادله نقلی(آیات وروایات) می گویند فعل «متجری به» حرام است.

اول:

 سوره مبارکه بقره آیه ۲۸۴

«لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما في‏ أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» آیه می فرماید انسان مورد محاسبه واقع می شود اگر معصیة مرتکب شود و عملاً مورد مواخذه قرار می گیرد. اگر در نیت او نیت معصیة باشد آیه می‌گوید مورد مواخذه واقع می‌شود، چه ظاهر کنید عملاً معصیة را انجام دهید و چه در درون خود پنهان کنید خدا شما را مواخذه می‌کند. مورد حساب و کتاب واقع می شوید. بنابراین در هر دو مورد محاسبه واقع خواهد شد. چه کتمان وچه اظهار،

جواب

آیه مربوط به مورد شهادت است. وارتباطی با تجری ندارد و کسی که بخواهد شهادت دهد نباید شهادت را کتمان کند و حرمت دارد، چون قبل از این آیه، آیه دیگری دارد. که می­فرماید:

وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلي‏ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ[1]

آیه می فرمایدکتمان شهادت گناه کبیره است. اگر ابراز نکنید شهادت را حرام است.

دوم:بقره آیه ۲۳۵

لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ

آیه می‌گوید «یواخذکم بما کسبت قلوبکم» آنچه را که قلبتان کسب کرده خدا شما را مواخذه می‌کند و جایگاه نیت در قلب است و نیت معصیة  در قلب می باشد. پس در باب تجری حرام است چون نیة معصیة حرام است.

جواب

 این آیه مربوط به قسم ویمین است.

قسم ویمین دوصورت دارد.

  • یک زمان از روی اراده و اختیار قسم می خورد که مواخذه دارد.
  • یک زمان عصبانی می شود قسم می‌خورد. مواخذه و حد ندارد، چون جدی نیست.
  • فلذا قرآن می فرماید «لایواخذکم الله بالغوفی ایمانکم» مواخذه ندارد چون اراده و اختیار در کار نیست و اگر اراده باشد مواخذه است.

 این آیه هم ربطی به تجری ندارد.

سوم: سوره مبارکه اسراء ایه ۳6

«وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ ۚ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولًا»

آیه می فرماید از چیزی که یقین و علم نداری پیروی نکن. سه چیز مورد سوال واقع می شود؛ گوش و بصر و فواد، نیة المعصیة جایگاه آن در قلب است و اگر کسی در دل خود معصیة کند وکشف خلاف شود عقاب دارد  و استدلال کردند بر حرمت فعل متجری به.

جواب

آیه ربطی به تجری ندارد، چون درست است آن ‌چه در قلب است مورد سوال واقع می شود، منتهی این مطلب از آیه استفاده نمی شود. آیه در مورد کفر و ایمان می­گوید و جایگاه کفر وایمان در قلب است. مقصود تجری نیست.

چهارم: سوره قصص آیه ۸۳

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ.

کیفیت استدلال به این آیه این است که در آخرت کسانی عقاب می شوند که اراده برتری جویی و علو نسبت به دیگران دارند. اما کسانی که اراده برتری جویی، علو،نسبت به دیگران ندارند عقاب نمی شوند. و در تجری انسان «متجری به» اراده فساد دارد. مثلا می خواهد فرزند مولا را بکشد و کشف خلاف شد فرزند مولا نبود. چون اراده فساد عقاب دارد.

جواب

 اولاً: آیه راجع به داستان قارون است. و در حال تاکید کردن است، یعنی اراده علو و فساد می‌کنند. یعنی قارون علاوه بر اراده، معصیة هم می­کند و عمل معصیة را انجام داده است. بنابراین آیه مربوط به تجری نیست.

پنجم:

سوره نور آیه شریفه ۱۹

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

آیه می فرماید کسانی که دوست دارند فحشا انجام دهند و حب به فحشا دارند، دوست دارند کارهای زشت در جامعه شیوع پیدا کند. در قیامت عذاب الیم گرفتار می‌شوند. ولی این افراد نمی دانند و خدا می‌داند.

 استدلال در تجری این گونه است؛ کسانی که حب فحشا دارند، به عبارتی دوست داشتن کارهای زشت هم گناه است، مثلا شخصی بگوید ای کاش این دزدی را من انجام می دادم. دوستی فحشا و معصیت گاهی اوقات وصف العیش است. برای حب الفاحشه هم وعده عذاب داده شده است.

 آیه می فرماید خودش حب فحشا نیست، حب شیوع فحشاء است. ناظر بر بحث اجتماعی جامعه منحط می‌شود. مثل عبدالرحمان بن عمیر رئیس اشاعه فحشا است. که شیوع داد نسبت زنا را به همسران پیامبر، نه تنها در نیة این کار را کرد، بلکه عملاً همین کار را کرد. بنابراین آیه ناظر بر نیت معصیت نیست.

نتیجه: هیچ کدام از آیات مستند ربطی ندارد به تجری، و اثبات ادعا کسانی که به این آیات استدلال کردند تا بگویند «متجری به» مثل «تجری» حرمت دارد باطل است.

 تجری و «متجری به» حرمت و عقاب ندارد و فقط قبح فاعلی دارد.

[1]سوره بقره، آیه 283.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *