1231-1

درس خارج اصول 96-97 جلسه 5

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول جلسه پنجم

تجری

در جلسه قبل گفتیم اگر انسان مخالفت امر خدا کند یا هتک حرمت به امر مولا کند می گویند عصیان کرده و یا امر منهی عنه را اتیان کند و وقتی می­گوییم شخص اصابة با واقع کند یعنی امری که در عالم واقع واجب بود را ترک کند تکلیف معلوم است وعقاب دارد. ودر تجری گفتند چند قول وجود دارد.

قول اول: قول محقق خراسانی:  مستحق عقوبت است. قبح فاعلی وقبح فعلی دارد.

دلیل قول اول: مرحوم آخوند فرمودند: فعل در تجری هتک حرمت مولا است. چون در برابر بندگی مولا هتک کرده و مرحوم آخوند می فرماید همین ملاک در تجری وجود دارد، برای این که در تجری  به اعتقاد این که شراب است شرب کرده و بعد معلوم شد شراب نبوده. ولی از اول مرتکب حرام شد. همان ملاک عصیان در تجری وجود دارد یعنی هتک حرمت مولا.

جواب قول اول:

اولا: ملاک عقوبت همیشه هتک حرمت مولا نیست، یا قصد این باشد که از مرزعبودیت خارج شود. گاهی اوقات انسان یک گناه را انجام می دهد، ولی همیشه ترس از خدا دارد. متجری خوف دارد. در جایی متعمدا مخالفت واقعی کرده و به خاطر این عقاب می شود که از مرز عبودیت خارج می شود. نه هرجا.

 ثانیا: این گونه که مرحوم آخوند می فرمایند  انسان عاصی باید دو عقاب شود. یک عقاب مخالفت امر واقعی، دوم خروج از مرز عبودیت. تعدد عقاب بر عمل واحد خواهد بود. چون ملاکات فرق دارد، از یک طرف ملاک معصیت و مخالفت حکم الله و دوم خروج از مرز رقیت. یعنی در عصیان دوعقاب است و هیچ اصولی این حرف را نمی‌زند. فلذا مرحوم صاحب فصول جواب داده به این که از باب تداخل یک معصیت است. مرحوم شیخ انصاری جواب می دهند تداخل به چه معناست؟ اگر مقصود وحدت عقاب باشد از مبنای خودتان خارج شدید، چون شما می‌گویید هتک حرمت مولا و خروج از مرز رقیت عقاب دارد. مخالفت حکم واقعی عقاب دارد. پس وحدت عقاب مقصودتان نیست. مقصودتان تشدید عقاب است.

واگر شدت عقاب باشد برمی گردد دوباره به اشکال اول. بنای ما این است که یک عقاب است. شدت و ضعف معنا ندارد. فلذا جواب صاحب فصول روشن شد. اشکال سر جای خودش است که اگر مبناء مرحوم آخوند را قبول کینم، باید  دو عقاب داشته باشیم؛ یک عقاب برای اینکه مخالفت امر واقعی و دوم هتک حرمت مولا.

مرحوم شیخ در رسائل معتقد است تجری مستحق عقوبت نیست. ولی ادله ای را ذکر می کند به نفع مرحوم آخوند و دلیل عقلی می‌آورد، بعد رد می‌کند و می‌فرمایند فرض کنید که دوظرف داریم. یکی ظرف شراب است ودیگری خل است، آن که ظرف اولی را می نوشد مورد اصابة واقع می‌شود و می‌بیند شراب است. نفر دوم می آید به زعم این که شراب می خورد بعد معلوم می شود که خل بوده است.

 مرحوم شیخ می فرمایند مسئله چهار صورت دارد.

اول: هردونفر عقاب نمی‌شوند.

دوم: مصیب عقاب نشود مخطی عقاب شود.

سوم:مصیب عقاب شود مخطی عقاب نشود.

چهارم: مصیب و مخطی عقاب شود.

احتمال اول: باطل است. این که هردونفرعقاب نشوند. چون به نیت شراب نوشیدند منتهی یکی شراب بود ودیگری سرکه.

احتمال سوم: مصیب عقاب شود و مخطی عقاب نشود خلاف واقع است عقلا.

آن که مصیب عقاب دارد مخطی عقاب ندارد مرحوم شیخ می‌گوید درست نیست چون عقاب منوط می شود بر امر غیر اختیاری و چون خل بودن در اختیار انسان نیست و عقوبت ساز نیست این فرض هم عقلا مخدوش است.

احتمال چهام: هر دو عقاب شوند مرحوم شیخ انصاری این احتمال را رد می کند، چون معتقد است تجری عقاب ندارد و فقط مستحق ملامت است.

مرحوم آخوند می فرمایند آن جا که هردو عقاب دارد فثبت المطلوب. تجری و غیرتجری عقاب دارد و اگر بگوییم هیچ کدام عقاب ندارد، معنا ی ندارد. از یک طرف بگوئیم مصیب با واقع عقاب دارد و مخطی با واقع عقاب ندارد. مرحوم شیخ فرمودند لازمه اش این است که عقاب منوط شود به یک امر غیر اختیاری. چون آب بودن یا شراب بودن دست آدم نیست. شخص نمی داند چه خبر است. یکدفعه آب تبدیل به شراب نمی شود. مایع درعالم تکوین یک چیز است.

 نتیجه:  هردوعقاب دارد. این دلیل است بر اثبات مدعی مرحوم آخوند. شیخ دررسائل جواب می‌دهند و می‌فرمایند اگر چنین استدلالی شود خطاست. چون اگر بگویید عقاب منوط به امر غیر اختیاری باشد جائز نیست. می گوئیم عدم عقاب یا به امر اختیاری منوط است یا به امرغیراختیاری منوط است. یک وقت انسان به اختیار شراب نمی نوشد عقاب براو مترتب نیست. مثل تجری شراب نوشید و دید آب بوده، این عدم عقاب غیر اختیاری باشد. اشکالی ندارد بگوئیم عقاب نمی شود. بله اگر عقاب منوط شود به امرغیر اختیاری عقلا محال است. اما اگر عدم عقاب منوط شود به امر اختیاری در باب تجری اشکال ندارد.

  دلائل مرحوم محقق اصفهانی به این که تجری عقاب دارد دلیل عقلی است. ملاک عقاب بر عاصی چیست؟

احتمال اول: مخالفت امر خدا کرده و مستحق عقاب است.

احتمال دوم: تفویت غرض مولا کرده، مستحق عقاب است.

احتمال سوم: مبغوضیت مولا را فراهم کرده است.

احتمال چهارم: مخالفت اعتقادی کرده است. آنچه را اعتقاد داشت مخالفت کرد. اعتقاد داشت حکم الله است، علاوه بر این درصدد  مخالفت با حکم خدا برآمد.

 مرحوم محقق اصفهانی می فرماید: احتمال اول و دوم و سوم مردود است. در تجری و عاصی عقاب نیست، چرا که نمی تواند ملاک عقاب باشد. جواب نقضی  دادیم چون انسان جاهل را هم می گیرد. مثلا اگر کسی جهلا حکمی را انجام داد و نمی دانست حرام است و باید ترک می‌کرد ولی انجام داد در این جا باید عقاب شود؟ در صورتی که بزرگان می فرمایند محفوف عنه است.

 پس احتمال اول و دوم و سوم باطل است. احتمال مخالفت اعتقادی می ماند. می داند شراب حرام است ولی عامدا مرتکب می شود. می داند مخالفت کرده و باید عقاب شود. مرحوم محقق اصفهانی می‌گوید ما می خواهیم یک چیز بگوییم که جاهل را خارج کنیم و آن اینکه بگوییم مخالفت واقعی شود عامدا، اگر مخالفت امر واقعی شود متعمدا تجری را خارج می کند. جاهل هم خارج می شود. یعنی اگر عامدا نباشد چون واقعا آب بود اگر این طور باشد عقابی وجود ندارد نتیجه: حق با مرحوم شیخ انصاری است عقاب ندارد فقط ملامت دارد.

 مرحوم امام در کتاب تهذیب الاصول به تبع شیخ انصاری می فرمایند عقاب ندارد و فقط ملامت است.

درهر صورت سوال این است آیا متجری مانند عاصی است یا خیر؟ شیخ انصاری در جواب می فرمایند ملاک ها فرق دارد. عاصی در عصیانش عقاب دارد. اما متجری در تجری اش عقاب ندارد، فقط به خاطر هتک حرمت مولایش ملامت شود.

شیخ انصاری می‌فرماید تجری و معصیت عناوینشان فرق دارد. معصیت مخالفت حکم واقعی است تعمدا، اما در تجری فقط خروج از مرز عبودیت شدت وضعف دارد و به مرز عقوبت نمی رسد. خیلی از کارها هتک حرمت مولا است ولی به مرز عقوبت نمی رسد و نمی شود برای خدا  تعیین تکلیف کرد.

 خلاصه مرحوم امام در کتاب تهذیب الاصول به تبع شیخ انصاری  می فرماید در بحث تجری متجری با عاصی فرق دارد.

می فرماید «ان ملاک العقوبات هی مخالفة المولی فی اوامره و هو تمام الموضوع فی التقبیح والتهذیب. تری انّ هذا ملاک مختص بالعصیان لا مشترک بینه و بین التجری کیقال باستحقاق العقوبة به ایضا»

 ملاک عقوبت مخالفت امر مولا در اوامر و نواهی است.

 وملاک محوری قبح وعذاب مخالفت امرخدا است. در مانحن فیه که مخالفت امر خدا انجام نگرفته است. تا قاعده اشتراک بیاورید و اشتراک بین تجری و عصیان پیدا کنید و بگوئید متجری مثل عاصی عقاب دارد.

 درکتاب تهذیب الاصول مرحوم امام  این مطلب را دارند. منتهی مرحوم محقق عراقی مخالفت کرده اند و جواب می‌دهند ومی فرمایند شخص اعتقاد دارد شراب مبغوضیت مولاست. علی رقم این مرتکب می شود ومعصت هم در او وجود دارد.

 «فقال تمام المناة فی القبح فعلی و استحقاق العقوبة انما هوعنوان الطغیان. ان منطبق علی الاقدام علی معتقد کونه مبغوضا للمولی ومعصیة العم علی المصادف وغیره وان تمام الموضوع فی التقبیح والتهذیب هی الجهة المشترکه بین العصیان والتجری(نهایة الافلاک ج3ص31 وص35)

 مرحوم محقق عراقی می‌گوید مرحوم آخوند می خواهد جهت مشترک را تاکید کند و بگوید ملاک عذاب در تجری وعصیان یکی است. در حالی که مرحوم امام می‌گوید ملاکاتشان مشترک نیستد.

و آن عنوان مشترک «هی عنوان الهتک او الطغیان او الجراة او العظم علی العصیان لا الجهة الممیزه وهی المخالفة المولی ولا فی صورة المصادفة و یتحقق المعصیة کما صرح بذالک الموضع»

 در جای دیگر هم این را دارد. «ان التقبیح والعقوبة انما یکونان علی تمرد والطغیان وابراز الحرارة علی المولی الذی هو جامع بین التجری والعصیان لا علی خصوص عنوان تجری او العصیان»

مرحوم امام در تهذیب الاصول (ج ۲ ص ۸۹ و ص 90) جواب می‌دهند «لا اشکال فی حکم العقل بقبح مخالفة امر المولی و نهیه مع اختیار بل العقلا علی صحة المواخذة علی مخالفة المولی بترک ما امره بارتکاب ما نهی عنه و لا ریب ان تمام الموضوع و التقبیح هو المخالفة فقط من غیر نظر الی عناوین الاخر کما انها تمام الموضوع ایضا عند العقلا»

  شخص می داند شراب است. اما با اختیار شرب می کند و عقاب دارد. ما وعقلا بر طبق آن قبح صادر می کنیم. به آن چه امر شد سر پیچی کرد و آن چه نهی شد سرپیچی کرد ومسحق عقاب است و قبح مخالفت حکم خداست و وقتی قبح آمد عذاب هم می آید و من غیرعناوین دیگر مثل هتک حرمت مولا.

نتیجه: این که ملاکات تجری و عصیان با هم فرق دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *