1231-1

درس خارج اصول 96-97 جلسه 2

 بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول  جلسه دوم                                                      

الکلام فی حجیة القطع

در سه جهت بحث می شود

جهت اول: این که طریقیت قطع به معنای کاشف از واقع باشد یا انکشاف واقع؟ آیا طریقیت قطع ذاتی است یا نیاز به جعل جداگانه ای دارد؟

جواب: کاشفیت قطع از واقع ذاتی است و نیازی به جعل جاعل ندارد.

بنابراین نیاز نیست که یک جعل خارجی حجیت آن را اثبات کند. چون تحصیل حاصل است.

جهت دوم: این که آیا حجیت قطع از لوازم ذاتی است؟ یا به واسطه حکم عقل یا بناء عقلا ثابت می شود.

جواب: حجیت قطع یعنی ترتب آثار قطع ؛ منجزیت ومعذریت. درمانحن فیه چند قول وجود دارد.

قول اول: حجیت قطع به واسطه بناء عقلاء ثابت می‌شود. چون از باب حفظ نظام زندگی اجتماعی بشراست.

قول دوم:حجیت قطع به واسطه حکم عقل ثابت است. یعنی وقتی مکلف به چیزی قاطع شود، عقل مکلف را ملزم می‌کند به قطع عمل کند.

قول سوم: سوم حجیت قطع ذاتی است و نیاز به حکم عقل نیست.

بزرگان علما قول سوم را پذیرفتند. حق هم قول سوم است.

قول اول رد می شود چون حجیت قطع فی حد ذاته ثابت است. حتی بناء عقلا هم نباشد، در مقام عمل کسی که به چیزی قطع پیدا می‌کند برای خودش حجت است و دلیل آن وجدان است.

با قطع نظر از بناء عقلا حجیت قطع ذاتی است.

مثلا یک مجتهد اگر به وجوب عملی قاطع شد برای خودش حجت است. چه مجتهد دیگر قبول کند یا قبول نکند.

در مورد قول دوم باید گفت نقش عقل ادراک است؛ یعنی نقش عقل جعل و تشریع نیست، بلکه جعل و تشریع برای مولا است.

البته قول دوم را می شود به قول سوم برگرداند. به این عبارت که بگوئیم قول دوم و سوم در مضمون و محتوا یکی هستند، منتهی در تعبیردو تا می باشند. منظور قائلین به قول دوم این است که حجیت قطع به حکم عقل ثابت است و مقصودشان این است که عقل ملازمه بین ذات قطع وحجیت قطع را(منجزیت ومعذریت) درک می‌کند.

مثل ملازمه بین عدد چهار و تقسیم چهار بین دو عدد مساوی

درمانحن فیه هم عقل، ملازمه بین ذات قطع و حجیت قطع (منجزیت ومعذریت) را درک می‌کند.در نتیجه قول دوم و سوم یکی است. پس به جای سه قول دوقول وجود دارد.

کلام آخر اینکه حق قول سوم است.

صاحب کفایه در کتاب کفایه به این بحث اشاره کرده است.

جهت سوم: آیا شارع مقدس می تواند عبد را به واسطه عمل به قطعش منع کند.

جواب

شارع مقدس نمی تواند بگوید به قطع خود عمل نکن چون عقلا دو تالی فاسد به وجود می آید.

تالی فاسد اول: نقض غرض به وجود می آید. مثلا عقل یقین پیدا کرد به حکم وجوب نماز جمعه در حالی که شارع عمل به قطع را منع کند و بگوید عمل نکن، نقض غرض به وجود می آید.

تالی فاسد دوم: اجتماعی ضدین به وجود می آید. عمل به قطع لازم است و عبد می‌خواهد به قطع خودش عمل کند در حالی که مولا او را منع می کند.

مثلا عبد یقین به وجوب نماز جمعه دارد، مولا بگوید عمل نکن، نماز جمعه واجب است چون قاطع هستم، نمازجمعه واجب نیست چون مولا می گوید عمل نکن. این اجتماع ضدین است. چون هم فعل است و هم ترک است.

بنابراین حجیت قطع ذاتی است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *