درس خارج اصول 95-96 جلسه 58

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا خطابات شفاهیه مثل «یا ایّها الّذین آمنوا» و «یا ایّها النّاس» شامل معدومین می شود یا خیر؟

در جلسه قبل گفتیم مرحوم آخوند سه صورت تعیین کردند و گفتند صورت سوم محل نزاع است. صورت سوم این بود که به حسب وضع و لغت «یا ایّها النّاس» دال برخطاب انشائی، ایقائی است. شامل موجودین وغائبین می شود.

در مانحن فیه توضیحی وجود دارد. این که قضایا بر سه قسم است.

اول: قضیه طبیعیه: قضیه ای که موضوع حکم عبارت است از نفس طبیعت، اما در داشتن وجود ذهنی یا خارجی چیزی مطرح نیست، بلکه طبیعت موضوع ملاک است، مثل «الانسان حیوان ناطق»، در اینجا طبیعت انسان ملاک است، ماهیت انسان یعنی حیوان ناطق بودن ملاک است، وجود ذهنی یا خارجی دخالتی ندارد. چه انسان موجود باشد یا نباشد، ماهیت انسان به ماهو انسان که عبارت است از حیوان ناطق، ملاک است .

دوم: قضیه خارجیه: قضایای خارجیه، بالفعل وجود خارجی دارد. مثلاً می‌گوئید همه علما باید در برابردشمنان اسلام احساس مسئولیت کنند، آیا مقصود ماهیت عنوان علما است یا مقصود وجود علما است؟

سوم: قضیه حقیقی، ما بین قضیه طبیعیه وقضیه خارجیه است. چون ربطی به ماهیت ندارد بلکه لازم وجود خارجی آن ماهیت است. مثلاً وقتی می‌گویید آتش سوزانندگی دارد، این قضییه حقیقیه است. یعنی کل آتش و حقیقت نار سوزانندگی دارد. می‌خواهد الان در عالم خارج وجود داشته باشد یا در آینده.

قضییه حقیقیه منطبق برعنوان است، ولی این عنوان بر خلاف قضایای خارجی است. به یک معنا عنوان قضایای حقیقیه گسترده است، به عبارتی قضایای حقیقیه دایره شمولیت آن وسیع تر است، زمان حال، آینده را هم شامل می شود.

درمانحن فیه این که مرحوم آخوند می فرمایند در صورت سوم به وضع و لغت خطابش انشائی، ایقائی است. یعنی این خطاب به مردم فی الحال و مستقبل است و جزء قضیه حقیقیه می باشد. زمانی که قضیه حقیقی شد انشاء می رود روی عنوان، عنوان هم الان موجود باشد یا در آینده باشد فرقی ندارد.

مرحوم امام در کتاب تهذیب االاصول می فرمایند خطابات شفاهی در قرآن نداریم تا بگوئید شامل معدومین و غائبین می‌شود یا خیر؟ چون مشافهه یعنی مخاطب در مقام تخاطب است. و خطابات خداوند متعال بر قلب نبی مکرم اسلام نازل شده است و ربطی به بندگان خداوند ندارد، فقط بر قلب پیامبر نازل شده است. حتی آن­هایی که حاضر در مجلس وحی می باشند، آن ها هم مورد خطاب نیستند چه برسد به غائبین و معدومین.

چون خداوند در قرآن سوره مبارکه شعرا آیه ۱۹۴ می فرماید «ونزّل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنزلین»، در آیه کلمه «قلبک» وجود دارد، مقصود قلب پیامبر اکرم است، یعنی قرآن به شخص پیامبر نازل می‌شود.

مرحوم امام به یک عبارت دیگر می‌خواهند بفرمایند خطاب لفظی به پیامبر اکرم بدون واسطه واصل نشده است. چون نزول وحی به واسطه جبرئیل آن هم حاکی از خطابات پیامبر است، بدون این که جبرئیل هم مخاطب پیامبر باشد. یعنی جبرئیل هم طرف خطاب نیست، طرف خطاب خود پیامبر است. به عبارت دیگر در وحی خطاب لفظی وجود ندارد. خطابات، خطابات قرآنی است. مثل خطابات کتبی است، لفظی نیست. مثلا قوانین عرفی پارلمانی مجلس، کتبی است، لفظی نیست و همان قوانین را در مجلات، روزنامه‌ها، آثار و کتب انتشار می‌دهند. این قوانین شامل همه انسانها می شود؛ موجودین، غائبین و معدومین، همه را شامل می شود. آیات قرآنی مثل خطابات نوشتاری است، شامل همه انسانها می­شود، انسانهایی که الآن موجود هستند، چه آن­هایی که آینده وآینده دورتر به وجود می­آیند. مضافا بر این که مقصود از قرآن کریم تا قیامت است. چون در اخبار می فرماید قرآن جاری مجری لیل و نهار است. مثلا روایتی در این رابطه در اصول کافی ج ۲ ص ۴۳۹ حدیث 7 وجود دارد.

ثمره این بحث

این که گفته شد خطابات شفاهیه شامل معدومین می شود یا خیر ثمره دارد یا ندارد؟

آنهایی که می گویند خطابات شفاهیه شامل معدومین می شود چند ثمره ذکر کرده­اند مثل حنابله و میرزای قمی.

ثمره اول

اگر خطابات شامل معدومین شود نتیجه این می­شود که ظهور خطابات در قرآن برای معدومین  حجت است. همان طور که ظهور برای ظواهر قرآن حجت است، برای معدومین هم حجت می شود و اگر این قول را نپذیرید، برای معدومین حجت نیست. و معدومین ملزم نیستند به آن عمل کنند. به عبارتی شما اگر بگوئید خطابات شفاهیه انحصار دارد به حاضرین و برای معدومین حجیت ندارد، ظهور قرآن، ظهور کتاب و عمومات دیگر حجیت ندارد.

مرحوم آخوند جواب دادند به این ثمره که ما زمانی این ثمره را قبول می‌کنیم که قائل شویم ظهورات تنها برای مقصودین به ابهام حجیت دارد. همانطور که مرحوم قمی می گوید در حالی که این مبنا را قبول نداریم این گونه نیست. میرزای قمی گفتند ظهورات برای مقصودین به ابهام حجیت دارد. این قول قابل قبول نیست. چون مرحوم آخوند می فرمایند: ظهورات برای تمام مکلّفین حجیت دارد و لو این که مقصود به ابهام نباشند.

مثلا مولا به عبد خودش می گوید فرزند مرا نجات بده تا غرق نشود و عبد از امر مولا سرپیچی کند و بگوید من که مقصود من  مقصود مولا نبودم وامر مولا را عمل نکند مورد مواخذه  قرار می‌گیرد و این صحت مواخذه دلیل بر این که ظهور این گونه الفاظ برای  مقصود ین به ابهام حجیت دارد و این ظهورات خطاب برای همه حجت دارد.

 ثمره دوم

معدومین در خطابات قرآن مقصود به افهام می‌باشند، میرزای قمی می‌گوید معدومین مقصود به افهام نیستند.

خطابات قرآن چه معدوین را شامل شود چه نشود، ظهور این خطابات برای همه (موجودین،غائبین، معدومین) حجّت است.

این ثمره قابل قبول نیست، چون ظواهر کتاب برای عامه مردم تا قیامت حجّیت دارد، مثل حدیث ثقلین که می فرماید «انّی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تذلّوا ابدا»، حدیث می‌ فرماید این دو چیز گرانبها تا قیامت برای عامه مردم حجّیت دارد. اگر واقعاً ظهورات  کتاب و سنت حجّیت نداشته باشند، تمسک به کتاب و سنت فایده ای ندارد. یا مثلاً اخبار علاجیه می‌گویند اگر دو خبر متعارض بودند، دو خبر متعارض را به قرآن عرضه کنید. خبر موافق قرآن را اخذ کنید.

اگر واقعاً ظهورات قرآن حجت نباشد، معنایی ندارد که خداوند ما را امر به این کار کند. پس خطابات شفافیه برای همه حجت است.

ثمره سوم

اگر خطابات در قرآن مشافهتاً شامل معدومین شود، در صورتی که شک کنیم، مثلاً قیدی در حکمی مدخلیت دارد یا مدخلیت ندارد، ما می توانیم به اطلاقات آن خطابات تمسک کنیم و آن قید را نفی کنیم. اما اگر عموم خطابات شامل معدومین نشود، وقتی شک کردیم، نمی‌توان به اطلاق خطابات تمسک کرد، چون معدومین را شامل نمی‌ شود. پس نمی توان به ادّله لفظی تمسک کرد. پس از ادله لبّی استفاده می کنیم. پس باید بگوئیم خطابات شفاهیه شامل معدومین می شود.

اشکال

مرحوم آخوند می فرمایند: این ثمره قابل انکار است، چون معدومین می‌توانند به اطلاقات خطابات قرآن تمسک کنند. چه این خطابات شامل معدومین بشود یا نشود. چون اشتراک در تکلیف ایجاب می‌کند که درمانحن فیه بگوئیم معدومین با موجودین فرقی ندارند، هر دوی این ها اتحاد در صنف دارند. صنف مکلفین الآن با صنف مکلفین یک قرن آینده فرقی ندارند. مثلا مکلفین صدر اسلام با مکلفین قرن بیست و یکم میلادی فرقی ندارند. اتّحاد در صنف دارند، فلذا معدومین هم می‌توانند به اطلاقات خطابات قرآن تمسک کنند. معدومین مثل مشافهین تکلیف دارند. اگرچه خطابات قرآن شامل معدومین نشود، مقدمه این است که بگوئیم اشتراک در تکلیف دارند. چون اشتراک در تکلیف وجود دارد، مشکلی در مانحن فیه وجود ندارد. بنابراین ثمره اول و ثمره دوم را نمی‌توان قبول کرد.

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-58.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *