درس خارج اصول 95-96 جلسه 53

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در جلسات قبل این بود که آیا تمسک به عام در شبهات مصداقیه جائز است یا خیر؟

نتیجه این شد که جایز نیست و ادله آن را هم گفتیم و در صدد بیان تنبیهات این بحث بودیم.

 تنبیه اول

در اثبات اصل موضوعی بود که درمانحن فیه راجع به فردی است که برای ما مشکوک است. اصل موضوعی وضعیت آن فرد مشکوک را مشخص می‌کند.

اگر حالت سابقه داشته باشد، مثل عدالت و فسق، مثلاً در «اکرم العماء العادل» راجع به زید شک داریم که عادل است یا نیست، می دانیم که حکم عدالت چیست، اما عادل بودن زید را نمی دانیم. اگر حالت سابقه دارد و قبلا عدالت او محرز بوده. الان شک می کنیم بر بقاء عدالت، استصحاب می‌کنیم، حکم وجوب اکرام شامل او می شود. یا قبلاً فاسق بوده و فسق زید برای ما محرز است، آیا تبدیل وضعیت شد؟ عادل شد یا خیر؟ نمی دانیم، حالت سابقه او فسق است، در این جا حکم می کنیم به حرمت اکرام، یعنی از طریق استصحاب، و چون حالت سابقه دارد، مسئله را می­شود حل کرد.

اگر چنانچه حالت سابقه نداشت. بعضی از بزرگان علم اصول مانند: مرحوم آخوند قائل شدند به استصحاب عدم ازلی، مثلا عامی داریم، مثل زن غیر قریشی که تا پنجاه سال حیض می بیند، دلیل دیگر داریم که اگر زن قریشی و سیده باشد تا ۶۰ سال خون می بیند، حال درباره ی زنی شک می کنیم که آیا قریشی است یا خیر؟

آنهایی که قائل اند به استصحاب عدم ازلی، مانند مرحوم آخوند می فرمایند در ازل، نسبتی بین زن و قریش وجود نداشت، قبل از خلقت نسبتی نبوده است. حالا شک می کنیم بعد از وجود، آیا قریشی است یا خیر؟ چون قبلاً نسبتی نبوده است، الان هم نسبتی ندارد. یعنی قریشی نیست و زن ها تا پنجاه سالگی حیض می بینند، چون زن در ازل ارتباط نداشت و این زن قریشی نیست.

اشکال

حال شاید کسی اشکال کند استصحاب دیگری درمانحن فیه وجود دارد. استصحاب عدم نسبت بین زن و غیر قریشی. در مانحن فیه دو استصحاب با هم تعارض می‌کنند، در این جا گفتند استصحاب دومی اثر شرعی بر آن مترتب نیست. یعنی اصل مثبت می شود، چون اثر شرعی بر آن مترتب نیست، یکی از دو استصحاب حجت است و آن نسبت و ارتباط بین زن و قریشی بودن آن، و این استصحاب جریان پیدا می کند و در این جواب هم تاملی وجود دارد و اشکال دارد. چرا اثر شرعی نیست؟ ممکن است اثر شرعی که همان حیض یا استحاضه بودن است ثابت شود.

پس مرحوم آخوند خراسانی قائل شدند به اصل موضوعی استصحاب عدم ازلی.

این بحث را باید در استصحاب داشته باشیم که آیا استصحاب عدم ازلی حجیت دارد یا خیر؟  آخوند می‌خواهند بفرمایند استصحاب عدم ازلی جریان دارند مطلقا، یعنی چه به نحو عدم محمولی که در برابر وجود محمولی است، که مفاد کان تامه است. یعنی گفته شود زن حیض می بیند تا پنجاه سالگی. منتها قریشی بودن استثنا دارد که تا شصت سالگی خون  می بینند.

و این روایت در وسائل الشیعه ج2  کتاب الطهاره باب 31  از ابواب حیض صفحه ۵۸۰ آمده است.

منظور روایت این است که ارتباط این زن با قریش از ازل وجود نداشت. پس الان هم کماکان وجود ندارد.

این مطلقا که مرحوم آخوند فرمودند یا به نحو عدم محمولی است یا به نحوه عدم نعتی است، یعنی صفتی در برابر وجود نعتی است. چون وجود نعتی مفاد کان ناقصه است. و عدم نعتی مفاد  لیس ناقصه است. و در این مثال این گونه است که این زن از ازل قریشی نبود و الان هم قریشی نیست و استصحاب عدم ازلی در مانحن فیه جریان دارد،

اما الجواب

استصحاب عدم ازلی حجیت ندارد. چون شرایط استصحاب در مانحن فیه جریان ندارد. از جمله ارکان استصحاب، مثل اتحاد قضیه متیقنه و مشکوکه، موضوعاً و محمولاً.  در این جا موضوعاً سلب  است و گاهی هم سلب محمول است و اگر شما بگویید «لاتنقض الیقین بالشک» در این جا شک به لاحق معنایی ندارد. چون یقین سابق ندارید تا بگوئید لاتنقض الیقین بالشک، اتحاد متیقن و مشکوک معنایی ندارد. چون قضیه متیقنه ما سالبه به انتفاء موضوع است. این  زن در ازل نبوده و در آن زمان قریشی نبوده، و این سالبه به انتفاء موضوع است. چون زن وجود ندارد اصلا تا بگوئید قریشی است یا خیر، موضوعی نیست، پس اتحاد قضیه متیقنه سالبه به انتفاء موضوع است و قضیه مشکوکه سالبه به انتفاء محمول است.

نتیجه: قضیه متیقنه و مشکوکه با هم متحد نیستند. و ارکان استصحاب در این جا وجود ندارد.

اشکال

کسی بگوید ارکان استصحاب وجود دارد. زیرا اتحاد قضیه میقنه عرفا صادق است. و چون در اتحاد بین دو قضیه اتحاد عرفی نیاز است، در این جا اتحاد عرفی وجود دارد و کفایت می کند. چون دو قضیه سالبه که مفید سلب محمول از موضوع است، و آن سلب قریشی بودن از زن است و عرفا همین مقدار کافی است، به استصحاب ضرری نمی زند و ملاک، ملاک عرفی است.

جواب

اتفاقاً عرفا در این جا صدق نمی‌کند. مثلاً شخصی بگوید پسرم با تقوا است یا پسرم درس نمی خواند، سپس از او سوال می­شود دلیلش چیست؟ میگوید من اصلاً پسری ندارم. عرف این را به شوخی و مزاح می گیرد. عرف می گوید باید راجع به آن چه در عالم خارج وجود دارد صحبت کرد. وقتی چیزی که وجود ندارد، شما چه چیزی را می خواهید به آن حمل کنید. به عبارتی موضوعی وجود ندارد و این سالبه به انتفاء موضوع است. این قول را مرحوم نائینی و مرحوم بروجردی قبول ندارند.

مرحوم  بروجردی  در کتاب نهایة الوصول ص ۳۰۲  قول استصحاب عدم ازلی را رد می‌کند. ایشان می فرمایند: استصحاب عدم ازلی ممنوع است. دلیل ایشان این است که ادله استصحاب از این استصحابات انصراف دارد. ادله استصحاب استصحاب عدم ازلی را شامل نمی شود. مثال می‌زنند که در باب استصحاب مشار الیه شما «هذیت» یعنی «این» در صورتی می گوئید این که مشارالهی وجود داشته باشد. «هذیت» منوط به وجود مشارالیه است. اما زنی که معدوم است. هذیت معنا ندارد. مشارالهی وجود ندارد. بنابراین مرحوم بروجردی می خواهند بگویند عرفیتی وجود ندارد، به عبارتی متعارف نیست. و از این جهت می فرمایند که ادله استصحاب شامل این نوع استصحاب عدم ازلی نمی­شود.

در ادامه دلیل دوم مرحوم بروجردی ذکر می‌کنند که عدم الاتحاد فی الموضوع عرفا است.

چون عدم محمول در حال وجود موضوع غیر از عدم محمول در حال عدم موضوع است. چون در اولی ممکن است به موضوع اشاره شود، مثل «هذا» یا «هذه»، اما در دومی این گونه نیست. اشاره نمی‌شود، نمی‌توان گفت «هذا» یا «هذه»، چون موضوعی وجود ندارد و معدوم است.

بنابر این در مثال مرحوم آخوند و دیگران متیقنی وجود ندارد تا مشکوک البقاء شود و بعد از آن استصحاب جاری شود. متیقن یک چیز معدوم است و موضوعی وجود ندارد. لذا تعبیری که مرحوم بروجردی دارند این است که: «انّ استصحاب العدم ازلی من الامور المخترعه فی المدرسه، لا اساس له فی العقول و العقلا» این بحث در مکتب خانه ها و مدارس خوب است که بحث شود، برای فعالیت ذهنی خوب است. اما در عرف عقلا واقعیتی برای او وجود ندارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-53.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-53.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *