درس خارج اصول 95-96 جلسه 52

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسات قبل گفتیم تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز نیست، چه مخصص منفصل لفظی یا لبّی باشد. دو تنبیه در جلسه قبل بیان شد.

تنبیه سوم

حال که تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز نیست، بحث در این است که آیا می شود به اصل موضوعی(استصحاب عدم ازلی) تمسک کرد یا خیر؟ به عبارتی آیا استصحاب عدم ازلی حجّیت دارد یا خیر؟

در مانحن فیه می فرمایند مخصصی که درباره آن تردید داریم دو صورت قابل تصور است.

صورت اول: حالت سابقه دارد و حالت سابقه معلوم است. به همان حالت سابقه استصحاب می شود. مثلا مولا در جایی فرمود: «اکرم العلما ولاتکرم الفساق من العلما»، شک داریم زید فاسق است یا خیر؟ حالت سابقه دارد. عدالت زید برای ما محرز است. الان شک داریم عدالت زید نزد ما از بین رفته یا خیر؟ استصحاب می کنیم بقاء عدالت زید را، و حالت مشکوک داخل در عام می شود. یا اگر حالت سابقه فسق بود. مثلا فردی فاسق بود و الآن شک داریم. الآن عادل شد یا خیر؟ استصحاب می کنیم استصحاب بقاء فسق را. در اولی حالت سابقه بقاء عدالت و در دومی حالت سابقه بقاء فسق است.

صورت دوم: حالت سابقه ندارد. مرحوم آخوند خراسانی در این حالت می فرمایند سراغ جریان استصحاب عدم ازلی می رویم. در مقابل قول مرحوم نائینی است که جریان استصاب عدم ازلی را جائز نمی دانند. مانند «اکرم العلما ولاتکرم الفساق العلما»، در اینجا مخصص متصل است که مشابه استثناء است، یعنی لسان جمله لسان استثناء است، نه توصیف. اگر بگویی «اکرم العلما العدول»، در این مثال توصیفی است و استثنائی نیست، گرچه به دلالت التزامی فاسق را خارج می کند. در مانحن فیه جمله باید به صورت استثناء باشد. مثل«اکرم العلما الا الفساق منهم» فسق از مواضع حکم وجوب اکرام است.یعنی حکم اکرام برای همه علماء است الا عالم فاجر و فاسق و این جا لسان اخراجی است نه توصیفی. آیا اصل موضوعی یا استصحاب عدم ازلی وجود دارد یا خیر؟

مرحوم آخوند خراسانی می فرمایند: استصحاب عدم ازلی در مانحن فیه وجود دارد. چگونه استصحاب عدم ازلی در مانحن فیه وجود دارد؟ مرحوم آخوند خراسانی می فرمایند در مخصص متصل و منفصل تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز نیست، وقتی جائز نبود، در این جا اگر اصل موضوعی استصحاب عدم ازلی وجود داشته باشد، می توان با استصحاب عدم ازلی حکم عام را به فرد مشکوک سرایت داد. مانند «اکرم العلما لاتکرم فساق من العلما»، در این مثال عالمیت را می دانیم، شک داریم فاسق است یا خیر، تمسک به عام نمی توان کرد. اما استصحاب عدم ازلی جریان دارد. به این معنا که زید قبلا وجود نداشت فسق و عدالتی هم نبود. بعد بوجود آمد شک می کنیم فاسق است یا خیر؟ استصحاب عدم ازلی جاری است. یعنی حکم اکرام سرایت می کند به فرد مشکوک. نمی گوئیم تمسک به عام در شبهه مصداقیه امکان ندارد. بلکه می­گوئیم با اجرای استصحاب عدم ازلی حکم تعمیم دارد. زید مشکوک را شامل می شود. پس یک وقت حالت سابقه وجود دارد. ابقاء ماکان می کنیم. مثلا عدالت یا فسق زید را سرایت به ما بعد می­دهیم. یک بار هم زمانی است که حالت سابقه وجود ندارد. استصحاب عدم ازلی جاری می کنیم و می گوئیم زید که قبلا نبود و نبود و نبود و الان هم که نیست. پس زید الان فاسق نیست و اکرم العلما او را شامل می شود. به عبارتی ارکان استصحاب در این جا کامل است که یقین سابق و شک لاحق باشد. در ازل زید وجود نداشت، الان وجود پیدا کرد. زید قبل از این که وجود پیدا کند بین زید و فسق ارتباطی نبود. چون موضوع که زید باشد منتفی است. بعد شک در ارتباط یقین سابق است، یقین داشتیم زید خلق نشده بود و اتصاف به فسق نداشته است. حال که زید خلق شد و عالم شد، شک داریم ایا عدم اتصاف او به فسق قبلا بوده یا الان با خلقت زید حادث شد یا نه؟ در مانحن فیه استصحاب عدم ازلی جاری می شود. زید قبل که نبود و ارتباطی با فسق نداشت، الان که خلق شد عدم اتصاف باقی است. یعنی زید فاسق نیست و واجب الاکرام است و استصحاب عدم ازلی جریان دارد.

تنها اشکالی که در این جا وجود دارد این است که ارکان استصحاب دچار شک و تردید است، چون موضوع باقی نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-52.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-52.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *