درس خارج اصول 95-96 جلسه 50

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه قبل گفتیم مرحوم آخوند بین مخصّص لفظی و لبّی تفصیل قائل شدند. ایشان گفتند در یک صورت در مخصّص لبّی، تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز بود.

تفصیل دیگر از مرحوم نائینی است. ایشان هم به یک تعبیری می فرمایند دریک صورت تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز است.

مرحوم نائینی می فرمایند:  وقتی دلیل لبّی در مقابل عام قرار می گیرد به دو قسم تقسیم می شود.

قسم اول: مخصّص لبّی مانند مخصّص لفظی منفصل است. در مخصّص لفظی منفصل تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز نبود، درمخصّص لبّی هم تمسک به عام جائز نیست.

درجلسات قبل گفتیم، مخصّص لفظی منفصل مانند قید یا وصف است. مانند: مولا می گوید: «لا تکرم الفسّاق من العلما» یعنی محدوده عام را مضیّق می کند و حکم اکرام برای علما غیر فاسق ساقط است و این مخاطب است که عنوان عام را تشخیص می دهد.

در مانحن­فیه مرحوم نائینی می فرماید: مخصّص لبی مثل مخصّص لفظی منفصل است.

مرحوم نائینی برای قسم اول تفصیل، شاهد مثالی از روایت ذکر می کند. در کتاب وسائل الشیعه ج18 باب 11 ابواب صفات قاضی آمده است که: «انظروا الی من کان قد روی الی احادیثنا ونظرفی حرامنا وحلالنا». روایت می فرماید نگاه کنید به کسانی که احادیث ما را نقل می کنند، حلال و حرام را روی آن نظر می دهند و به مجتهدین و فقها مراجعه کنید. این دلیل لفظی است.

روایت همه فقها و مراجع را شامل می شود. نباید بگوئیم مقصود از روایت مجتهد عادل است. چون در روایت کلمه ای از عدالت نیامده است. منتهی اجماع داریم بر این که در فقیه عدالت شرط است. دلیل، دلیل غیر لفظی است، یعنی لبّی است. بنابراین مقصود از مرجع تقلید و فقیهی که روایت می فرماید، فقیه و مرجعی که عادل باشد است و این عدالت مجتهد را مخاطب باید تشخیص بدهد. در اینجا مخصّص منفصل، مثل مخصّص متصل است. در مخصّص متصل تمسک به عام در شبهه مصداقیه جائز نیست. مخصّص لبّی این قسم هم مانند مخصّص منفصل لفظی است و تمسک به عام جائز نیست.

قسم دوم: مرحوم نائینی می فرمایند دلیل لبّی مانند مخصّص لفظی منفصل نیست. در مخصّص منفصل گفتیم مخصّص، یک قید یا وصف است و به موضوع عام پیوند خورده است. در این قسم دوم مخصّص به موضوع عام ارتباطی ندارد و به مخاطب هم ارتباطی ندارد. بلکه تشخیص ملاک، مربوط به متکلم است. چون مخصّص در ارتباط با ملا ک حکم است و تشخیص ملاک با مولا است. نه مخاطب.

مرحوم نائینی دراین قسم دوم می فرمایند تمسک به عام اشکالی ندارد. مانند. «لعن الله بنی امیة قاطبة».

مرحوم آخوند هم در کتاب کفایه این مثال را ذکر کردند. یعنی لعن به بنی امیه بر عموم جائز است. چون قاطبة دارد. دال بر عموم است. و دلیل دیگری نداریم که بعضی افراد از این عموم بنی امیه خارج شده باشند. منتهی وقتی به عقل رجوع می کنیم، عقل می گوید افرادی بودند از بنی امیه که مومن بودند و به اعتقادات شیعه ایمان داشتند و این افراد از تحت عام خارج هستند. چون جواز لعن ملاکی دارد و ایمان با ملاک لعن سازگاری ندارد. اما بعضی از افراد هستند که در ایمان آنها شک داریم. نمی دانیم مومن هستند یا خیر؟

مرحوم نائینی می فرمایند تمسک به عام «قاطبة» در این صورت اشکال ندارد. چون این نوع مخصّص لبّی قیدی در جهت موضوع عام نمی کند. به عبارتی از باب تقیید مثل منفصل لفظی نیست. و از جهتی با ملاک عرف در ارتباط است. و تشخیص آن با مولا است، چون «لعن الله بنی امیة قاطبة» از طرف مولا صادر شده است.

اما جوابی که فقها به مرحوم نائینی دادند این که: دو نوع مخصّص داریم؛ مخصّص افرادی و مخصّص عنوانی

مخصّص افرادی: تخصیص روی فرد می رود. به عبارتی تخصیص روی فرد اعتماد دارد. مانند: مولا می­گوید «اکرم العلما» و بعد می گوید «لاتکرم  زیدا العالم»، در این مثال می گوید عمر را اکرام نکن، زید را اکرام نکن، بکر را اکرام نکن. در این مثال مخصّص، مخصّص افرادی است. فرد، فرد افراد را خارج می کند. و ما نسبت به یک فردی شک داریم که او از تحت عام خارج است یا خیر؟ مثلا در مواردی شک می کنیم آیا خالد هم از تحت عام «اکرم العلما» خارج است یا خیر؟ به عبارتی از این دلیل لفظی «اکرم العلما» خارج شد یا خیر؟ شک داریم آیا تخصیص دیگری به فرد دیگرتعلق گرفته است یا خیر؟

در مانحن­فیه می فرمایند به اصالة العموم مراجعه می کنیم.

مخصّص دیگر مخصّص عنوانی است. همه مثالهایی که تا این جای بحث گفتیم مخصّص عنوانی بودند. مانند: «اکرم العلما» و «لا تکرم الفساق من العلما»، فاسق یک عنوانی است و مصادیق مختلفی دارد. محل بحث در این جا مخصّص عنوانی است، نه مخصّص افرادی، و با این تقسیم که گفتیم جواب مرحوم نائینی روشن شد که در مثال «لعن الله بنی امیة قاطبة» مخصّص، مخصّص افرادی است، نه عنوانی.

شما در این مثال فرد، فرد بنی امیه را خارج می کنید. نه عنوان و مصادیق آن را، مثل «لا تکرم الفساق منهم» نیست.

بنابراین بین دو نوع مخصٌص لبّی که تقسیم شد فرق است. در روایت مذکور که مربوط به فقها و مجتهدین بود، گفتیم اجماع قائم است که مقصود از فقها و مجتهدین، فقها و مجتهدین عادل است. در دومین دلیل هم گفتند مخصّص لبّی است. دلیل لبّی عقل هم آمده در کنار این دلیل، عقل می گوید آنها که دارای ایمان می باشند در بنی امیه جواز اللعن نیستند و اجماع آمده عدالت را قید موضوع قرارداده است. و عقل ایمان را شرط قرارداده است. و اگر کسی مومن بود جائز اللعن در بنی امیه نیست. پس مخصّص باید مخصّص عنوانی باشد نه افرادی.

و در این مثال مرحوم نائینی مخصّص افرادی است، نه عنوانی. و این دو مخصّصی که ذکر کردند در عالم واقع فرقی ندارند. در مخصّص اول دلیل لبی اجماع است. و در مخصّص دوم دلیل لبی عقل است. ودر تفصیل مرحوم نائینی فرقی بین این دو وجود ندارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-50.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-50.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *