درس خارج اصول 95-96 جلسه 49

بسم الله الرحمن الرحیم

مخصص منفصل بردوقسم است: 1- لفظی 2- لبی

مرحوم آخوند تفصیل قائل شدند و گفتند که اگر مخصّص لفظی باشد، تمسک به عام در شبهه مصداقیه جایز نیست. اگر مخصص لبی باشد در  یک صورت می توان در شبهه مصداقیه به عام تمسک کرد ولی در صورتی دیگر نمی شود.

تفصیل آن این است که مخصّص لبّی گاهی ز ضروریات عقل است. به این معنا که مولا در مقام بیان است و به حکم عقل هم تکیه می کند. مثلا مولا می­فرمایند: «اکرم جیرانی». یعنی همسایه ها را اکرام کنید. ولی بعضی وقت ها می بینید که یک همسایه عدو و دشمنی دارد. فرمودند اکرامش لازم نیست.

بنابراین در آنجایی که مخصص منفصل لبی بدیهی است.  به محض اینکه مولا مخصص و عام را ذکر کرده عقل ما درک می کند که این عام عمومیتش اشکال دارد و باید آن عام را تخصیص بزنیم. یعنی مخصص لفظی نیست، مخصص لبی است و عقل اینجا حاکم است . مولا تکیه بر عقل مخاطب کرده  که در اینجا مولا نیاز ندارد به اینکه مخصص را لفظا بگوید، می گوید من به تو عقل دادم. باید متوجه شوی که منظورم از اکرم جیرانی غیر از عدو است.

پس در مانحن فیه که مخصص لبی ضروری و بدیهی عقل باشد در اینجا نمی شود به عموم عام تمسک کرد. ممکن است بگوید شما فرمودید «اکرم جیرانی» یعنی عدو و غیر عدو را شامل می شود. مولا می فرماید: من به تو عقل دادم و با عقل خودت باید محدوده شمولیت عام را مشخص کنی. مقصود «اکرم جیرانی» غیر از عدو است. پس اینجا مخصص لبی است. منتهی مخصص لبی که از ضروریات عقل است بدیهی است که نیازی به استدلال و برهان و تامل ندارد، در اینجا تمسک به عام در شبهه مصداقیه جایز نیست .

قسم دوم: جایی که «مخصص لبی» جزء ضروریات نباشد و احتیاج به تفکر داشته باشد. اینطور نباشد که به محض اینکه مولا عام را گفت مخصص را عُقَلا متوجه بشوند. در این قسم آیا می شود به عموم عام تمسک کرد یا خیر؟

تمسک به عموم عام در این قسم اشکالی ندارد.

مرحوم آخوند در این بحث تفصیل قائل می شوند بین مخصص لبی که ضروری و بدیهی است و عقل آن را درک می کند و بین مخصصی که لبی و غیر ضروری که نیاز به تامل دارد.

مرحوم آخوند دو دلیل ذکر می کند. فرق است بین مخصص لفظی و مخصص لبی، در مخصص لفظی دو حجت وجود دارد. یک بار می گوید «اکرم العلما» که حجت است و عموم را شامل می شود، بعد می فرماید: «لا تکرم الفساق من العلما» که حجت دیگر است. قبلا گفتیم که در مخصص لفظی چون دو تا حجت است، حجت دومی که مخصص باشد اظهر است از اولی و اظهر از ظاهر مقدم است و جمله از حالت بسیط بودن بیرون می آید و مرکب است.

اما در مخصص لبی دو حجت وجود ندارد. یک حجت است و فرض این است که از بدیهات عقل نیست، بلکه از مباحث نظری است و یک حجت را شامل می شود.

مثلا نمی دانیم زید عدو است یا نیست. در این جا اکرام می کنیم، چون عموم «اکرم جیرانی» یک حجت است و وقتی به عقل خودم رجوع می کنم می گویم مقصود همسایه عادل است. تمسک به عام در شبهه مصداقیه هم جائز است. پس زید که مشکوک العداوة است را اکرام می­کنم.

دلیل دوم: سیره عقلا

در مخصص لبّی ضروری عقلی تمسک به عام اشکال دارد. اما در مخصص لبّی که از نظریات است اشکال ندارد. چون سیره عقلا قائم است به اینکه اگر شک دارید زید دشمن مولا است. استناد می کنیم به اکرم جیرانی که عام است وآن فرد مشکوک العداوه را اکرام می کنیم. وتمسک به عام اشکال ندارد.

اشکال اول

چطور در مخصص لفظی می فرمائید دو حجیت وجود دارد. ولی در مخصص لبّی یک حجیت دارد؟ آیا عقل جزء حجت محسوب نمی شود؟

اشکال دوم

چه تفاوتی بین عقل نظری و عقل ضروری وجود دارد. عقل ضروری پیشگیری می کند از عمومیت ما، عقل نظری هم جلو عام را می گیرد. اگر عقل نظری حجت است عقل ضروری هم باید حجت باشد.

اشکال سوم

شما می گوئید اگر مخاطبی، فردی که مشکوک العداوه است را اکرام نکند، عقلاء آن مخاطب را مورد سرزنش قرار می دهد. این ادعای بدون دلیل است. زیرا سیره عقلا نمی تواند دلیل باشد، چون یکی می گوید عقل این طور می گوید و دیگری می گوید عقل چیز دیگری می گوید. دلیل دوم هم اشکال دارد.

نتیجه: تمسک به عام در شبهه مصداقیه در عقل نظری اشکال دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-49.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-49.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *