درس خارج اصول 95-96 جلسه 44

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ظهور عام این که اگر عام تخصیص زده شود آیا استعمال عام نسبت به باقی مانده افراد حجت است یا خیر؟

به عبارتی آیا استعمال عام در باقی مانده افراد استعمال حقیقی است یا استعمال مجازی است؟

سه قول در این مساله وجود دارد که در جلسه قبل عرض کردیم، اما جواب مرحوم آخوند و دیگر بزرگان این است که استعمال عام وقتی تخصیص زده شود نسبت به دیگر افراد باقی مانده استعمال حقیقی است و در همان عموم استعمال می شود، اعم از این که مخصّص متصل یا منفصل باشد.

سوال

درصورتی که مخصّص متصل باشد چطور اجمالی وجود ندارد؟ و استعمال، استعمال حقیقی است؟ و در آن صورت که مخصّص منفصل باشد چطور اجمالی وجود ندارد؟ و استعمال، استعمال حقیقی است؟

جواب

مرحوم محقق خراسانی می فرماید: درمخصّص متصل، تخصیصی وجود ندارد تا مجاز باشد، چون دراین جا مخصّص، متصل به عام است، یعنی از همان ابتداء عام ظهور در خصوص دارد. مثلا مولا گفته: «اکرم العلما الّا الفسّاق منهم»، مثل این که مولا گفته «اکرم العلما العدول» یا «اکرم العلما الموصوف بعدم الفسق»، و در این مثال تخصیصی وجود ندارد، چون عمومیتی وجود ندارد تا خاص باشد، از همان اول ظهور عام در خصوص بود. از این جهت(عمومی وجود ندارد تا تخصیصی وجود داشته باشد). مرحوم آخوند می فرمایند: ادوات عموم در معنای عموم (استغراق) استعمال می شوند، و ادوات عموم برای تعمیم مراد از مدخول ما یراد من المدخول است. یعنی سعه و ضیق آن بستگی به مدخول ادات عموم دارد. اگر مدخول ادوات عموم طبیعت باشد، گستردگی آن معلوم است و اگر مدخول آن طبیعت مقیّده باشد به همان مقدار دائره آن محدود می شود. مانند: «اکرم کلّ رجل» تمام رجل عالم را شامل می شود و اگر گفته شود «اکرم کلّ رجل عالم» در این مثال هم عام است، منتهی عامی که طبیعت مقیّده است. یعنی بر رجل عالم محدود شده، فلذا در کلمه «کلّ» هر مثالی بزنید در عموم استعمال می شود، منتهی هرکدام دائره شمولیت آن متفاوت است. هرچقدر مقیّد تر بشود دائره عام محدود می شود و به این معنا نیست که به عمومیت عام خدشه وارد شود. منتهی عمومیتی است که دائره آن محدود شد. پس در جای که مخصّص متصل عام باشد استعمال آن در باقی مانده افراد عام حقیقی است. چون در این فرض تخصیصی وجود ندارد، و مخصّص متصل به عام است.

در ادامه مرحوم محقق خراسانی در مقام جواب می فرمایند: امّا در مخصّص منفصل، غیر از عام نمی تواند مانع از عموم عام بشود. فقط حجیت عام را از بین می برد. مانند: «اکرم العلما» ظهور دارد همه علما عالم و فاسق را شامل می شود، امّا وقتی گفته می شود «اکرم العلما الّا الفساق منهم» جلوی حجیّت ظهور عام را می گیرد. اما ظهور عام وجود دارد.

به عبارت دیگر ما دو نوع اراده داریم :1- استعمالی 2- جدی

بین اراده جدی و اراده استعمالی عام و خاص مطلق است. یعنی وقتی که اراده جدّی باشد حتما اراده استعمالی است، اما اگر اراده استعمالی باشد معلوم نیست که اراده جدی باشد. اراده استعمالی مطلق است چه اراده جدی باشد یا نباشد.

اراده استعمالی: احراز معنا در نزد مخاطب در وقت استعمال، یعنی مستعمل وقتی جمله ای را استعمال می کند می خواهد معنای آن جمله را به ذهن مخاطب منتقل کند. حال ممکن است اراده جدی داشته باشد یا اراده جدی نداشته باشد. (بعنوان حذل یا امتحان)  لفظی را استعمال می کند و این اراده استعمالی است.

اراده جدّی: این است که همین اراده استعمالی از او مراد جدّی گرفته می شود. متکلم می خواهد مخاطب متوجه شود که به جدّ این معنا را اراده کرده است و در وصف حذل و امتحان نیست.

سوال

حقیقت و مجاز مربوط به اراده جدّی است یا اراده استعمالی؟

جواب

اراده استعمالی است، چون در وقت استعمال لفظ یا جمله معنای موضوع له را دارد اراده می کند. چه اراده، اراده جدی باشد یا اراده استعمالی باشد. فلذا مرحوم محقق خراسانی می فرماید «اکرم العلما» اراده استعمالی بر مطلق است، یعنی همه افراد را شامل می شود. عادل باشد یا فاسق، عرب باشد یا عجم، مرد باشد یا زن.

امّا مخصّص منفصل «اکرم العلما الّا الفساق منهم» اراده جدّی مولا اکرام علما غیر فاسق است. منتهی اراده استعمالی عام ظهور در عموم دارد. و استعمال، استعمال حقیقی است نه مجازی و تخصیص می گوید اراده جدّی مولا اکرام علما غیر فاسق است.

فلذا مرحوم محقق خراسانی در مقام جواب می فرمایند در جایی که مخصّص منفصل باشد فرق است بین اراده استعمالی و اراده جدّی. مانند: باب کنایات. مثل: «زیدٌ کثیر الرماد». دو اراده در این مثال وجود دارد. یکی از لفظ زید و از لفظ کثیر الرّماد معنای حقیقی اراده شده است. معنایش این است که زید خاکستر خانه او زیاد است، خاکستر، خاکستر است. و زید، زید است. در مقام استعمال معنای حقیقی اراده کرده است، منتهی اراده جدّی «سخاوتمندی، مهمانپذیری» به او تعلق نگرفته است. پس اراده استعمالی تعلق گرفته به معنای «ما وضع له لفظ» و اراده جدّیه تعلق گرفته به یک شیء دیگر که خارج از دائره وضع و استعمال است و آن سخاوتمندی و مهمانپذیری است.

بنابراین اراده به دوقسم تقسیم می شود: اراده استعمال و اراده جدّی و آن اراده ای که با معنای ما وضع له و با حقیقت و مجاز مرتبط است، اراده استعمالی است نه اراده جدّی، و دو اراده (استعمالی و جدّی) با هم اختلاف دارند. مانند: اوامر امتحانیه، مثل جریان ذبح حضرت اسماعیل(ع) که طلب ظاهری تعلق گرفته است به ذبح حضرت اسماعیل(ع)، مراد جدی امتحان حضرت ابراهیم (ع) می باشد. پس دائر مدار حقیقت و مجاز اراده استعمالی است نه اراده جدّی، با این وصف شما چطور می گوئید استعمال عام در باقی مانده افراد استعمال مجازی است نه استعمال حقیقی؟ در صورتی که استعمال عام در باقی مانده افراد استعمال حقیقی است نه مجازی. مثل «اکرم العلما» آن که تخصیص زده شد و مواردی را خارج کرده است مربوط به اراده جدّیه است و اراده جدّیه ربطی به بحث حقیقت و مجاز ندارد. لذا در باب کنایات استعمال، استعمال حقیقی می باشند، نه استعمال مجازی. چون در این نوع استعمالات معنای موضوع له اراده شده است و استعمال حقیقی است. و در «اکرم العلما و لا تکرم الفسّاق منهم» تصّرف می کنیم در اراده جدّیه نه اراده استعمالیه که عام است و همه افراد علما را شامل می شود. بنابراین در مخصّص منفصل اراده عام در باقی مانده افراد حقیقت است نه مجاز.

اشکال

چرا مولا از همان ابتداء نفرمود «اکرم العلما الاّ الفسّاق منهم» یا از همان ابتداء می فرمود «اکرم العلما العدول» از همان ابتداء اراده استعمالی و اراده جدّیه را ذکر می کرد. مولا که می خواست از همان ابتداء اکرام علما غیر فاسق باشد چرا ذکر نکرد؟

جواب  

مرحوم آخوند در کتاب کفایة الاصول می گوید: ما در این جا در صدد تشریع مبانی هستیم، بین عقلا در مباحث الفاظ تابع آن چرا که بین مردم رائج است در مانحن فیه به عنوان قانون وضع کرده است.

وقتی قانونی وضع می شود به صورت کلی در صدد وضع قانون می گوید اگر عامی آمد «اکرم العلما» بعد مخصّصی آمد این عام را تخصیص زد «اکرم العلما لا تکرم الفسّاق منهم» وقتی در موردی شک داشته باشیم مثلا علما نحویون از عام «اکرم العلما» خارج می باشند یا عمومیت «اکرم العلما»، علما نحوی را هم شامل می شود، در ما نحن فیه قانون وضع می شود که با تمسک به عموم اکرم العلما می گوئیم علما نحوی هم داخل در عموم می باشند. و این مخصّص شامل آنها نمی شود بنابراین در فرض اشکال فوق این که چرا از اول مولا نفرمود اکرم العلما العدول بعد منفصل ذکر کرد چون مولا در صدد بیان قانون کلی است.

خلاصه مطلب  

عام بعد از مخصص استعمالش در باقیمانده افراد حقیقی است وحجیت دارد، اعم از اینکه مخصّص منفصل باشد یا متصل باشد، مخصص متصل باشد تخصیص نمی دانیم چون چسبیده به عام است. مولا فرمود اکرم العلما لا تکرم الفساق منهم مثل این که فرمود اکرم العلما العدول ، بله در مخصص منفصل می گوئیم تفاوتی بین اراده استعمالی و اراده جدی وجود دارد و در آن جا می گوئیم در اراده استعمالی عام سر جای خودش باقی می ماند، یعنی با آمدن مخصص منفصل استعمال عام سبب مجازیت او نمی شود، بلکه استعمال حقیقی است نه مجازی.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-44.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-44.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *