درس خارج اصول 94-95 جلسه 8

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتم درس خارج اصول

بحث ما در مورد این مطلب بود که آیا قضا تابع اداء است یا خیر؟

سه قول در مسأله وجود دارد: 1. قضا تابع اداء است که در این صورت قضا به امر جدیدی نیاز ندارد. 2. قضا تابع اداء نیست که در این حالت نیاز به امر جدید دارد. 3. قول به تفصیل.

در جلسه گذشته بیان شد که قول دوم حق است؛ یعنی قضاء تابع اداء نیست و نیاز به امر جدیدی دارد.

ثمره بحث

  1. در واجب موقت اگر وقت فوت شود یعنی به واجب عمل نشده باشد چند ثمره بر آن ظاهر می شود. مثلا در روز عید فطر شخصی عمداً یا سهواً پیش از ظهر زکات فطره را نپردازد، حال آیا در اینجا باید بعدازظهر زکات فطره را بپردازد یا خیر؟

در اینصورت بنابر قول اول یعنی بگوییم قضا تابع اداء است زکات فطره را باید بعدازظهر بپردازد، چون آن امر اول همچنان متوجه او هست. اما بنابر قول دوم یعنی قائل شویم که اداء تابع اداء نیست و نیاز به امر جدیدی دارد، در اینصورت زکات فطره بعد از نماز عید فطر واجب نیست مگر اینکه دلیل مستقلی داشته باشیم.

  1. در بحث کسوف و خسوف نماز آیات واجب است حال اگر کسی نماز آیات را خوانده تا اینکه انجلا «خورشید یا ماه کاملا باز شده باشد» حاصل شده است، در اینجا آیا قضا بر مکلف واجب است یا خیر؟

اگر قائل به قول اول شدیم باید بگوییم قضای نماز آیات واجب است و اگر قائل به قول دوم شدیم، نماز آیات بعد از انجلا وجوب ندارد مگر اینکه دلیل مستقل دیگری وجود داشته باشد.

بنابراین اگر قائل به تعدد مطلوب شدیم قضا واجب خواهد بود اگر چه خطاب مستقلی هم وارد نشده باشد و اگر قائل به وحدت مطلوب شدیم، قضا واجب نخواهد بود مادامی که دلیل مستقلی دال بر وجوبش نیامده باشد.

فصلٌ

آیا امر به شیء امر به خود شیء است یا خیر؟

مثلاً مولا به فرزندش امر می کند که او به دیگری بر انجام عملی امر کند، آیا انجام آن فعل، ماموربهِ امر اول است یا ماموربه امر دوم؟

آیا امر به شیء امر به خود آن شیء است؟ یعنی وقتی پسرِ مولا امر می کند به معنای آن است که مولا امر کرده است؟ یا امر پسر امر مولا نیست.

مانند اینکه پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع) می فرماید: دستور بده همه آماده جهاد شوند آیا این امرِ امر به شیء، امر خود پیامبر به جهاد است یا امر امیرالمومنین (ع) به جهاد است؟

در سوره نور آیات 30 و 31 می فرماید:

قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ. وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُن‏ … .

به مردان مؤمن بگو ديدگان خويش را از نگاه به زنان اجنبى باز گيرند و فرجهاى خويش را نگهدارند اين براى ايشان پاكيزه‏تر است كه خدا از كارهايى كه مى‏كنيد آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبى فرو بندند و فرجهاى خويش را حفظ كنند و زينت خويش را جز آنچه آشكار است آشكار نسازند و … .

آیا در این آیات امر پیامبر (ص) امر خداست؟

خداوند متعال در سوره عنکبوت آیه 20 خطاب به پیامبر می فرماید:

قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير.

بگو در زمين سير كنيد و نيك نظر كنيد كه چگونه خدا خلق را آفريد، خداوند همين جور نشاه ديگر پديد مى‏آورد كه خدا بر هر چيز قادر است‏.

یا اینکه در روایتی وارد شده است وقتی پیامبر اکرم به معراج می رود خداوند به او خطاب می کند یا حبیبی، سپس به پیامبر امر می کند وقتی از معراج برگشتی مطالبی را برای مردم بازگو کن. اینکه خداوند می فرماید: برای مردم بازگو کن در حقیقت امر به امر به شیء است.

و یا مانند روایاتی که ائمه اطهار (ع) وصایایی را به شیعیان بیان می دارند. در بعضی از روایات آمده است: قل لشیعتی کذا و کذا.

امام حسین (ع) در روز عاشورا به امام سجاد (ع) می فرماید: بلغ شیعتی السلام فقل ان ابی … .

حال آیا امر به شیء امر به خود شیء است یا خیر؟

مرحوم صاحب کفایه سه صورت تصویر می کند:

  1. گاهی مولا امر می کند به کسی که او، به انجام عملی به دیگری امر کند. در اینجا آمر دوم به عنوان یک واسطه و ناقل و مبلغ است. مانند آیه شریفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

اى فرستاده ما آنچه را از ناحيه پروردگار بتو نازل شده برسان و اگر نكنى (نرسانى) اصلا پيغام پروردگار را نرساندى و خدا تو را از (شر) مردم نگه مى‏دارد زيرا خدا كافران را هدايت نمى‏فرمايد (به مقاصدشان نمى‏رساند).

  1. مولا به کسی امر می کند منتهی خود امرِ آمر دوم موضوعیت دارد. مثل فرزندان سلاطین که امر سلطان جنبه تربیتی دارد و منظور سلطان از امر به فرزندش، تعظیم و تکریم و تمرین فرزندش است.
  2. مولا به دیگری امر می کند و قصد مولا آن است که آن کار انجام بگیرد منتهی امر واسطه جزء موضوع است. مثلا پدری به پسر بزرگش می گوید تو به برادر کوچکت امر کن که فلان کار را انجام دهد. هدف پدر، هم انجام کار و هم امر آن از طریق پسر بزرگتر است.

مرحوم صاحب کفایه می فرماید: فقط در صورت اول امر به شیء، امر به خود شیء است. وقتی خدا به پیامبران امر می کند و پیامبران به امت امر می کنند، در حقیقت امر پیامبران همان امر خداست.

چون امر انبیاء طریقیت دارد وجنبۀ ابلاغ و وساطت دارد.

اما در قسم دوم، منظور مولا اتیان عمل نیست بلکه اهداف دیگری از آن امر دارد لذا در این قسم امر به شیء امر به خود شیء نیست.

و قسم سوم نیز امر به شیء نمی تواند امر به خود شیء باشد برای آنکه برای مولا اطاعت از آمر دوم مهم است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-08.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-08.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *