درس خارج اصول 94-95 جلسه 5

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم درس خارج اصول

بحثمان در باب واجب مطلق و واجب موقت بود. در وجه ارتباط با واجب موقت بحث این است که هل القضاء تابع للأداء أو بأمر جديد؟.

آیا به امری که واجبات یعنی ادا صادر می شود همان امر کفایت از قضا می کند یا کفایت از قضای واجب نمی کند به عبارتی آیا قضا تابع امر ادا است یا اینکه نیاز به امر جدید دارد؟، شارع مقدس فرمود: أقم الصلوة لدلوک الشمس إلى غسق الّیل، امر از سوی شارع صادر شد حدود وقت هم مشخص شد، اینجا به هر دلیل اتیان نماز فوت شد یا سهلاً، سهواً و یا عمداً، از وقت هم خارج شد آیا نماز قضا تابع امر جدیدی است یا اینکه این قضا تابع امر قبلی است؟ آیا قضا تابع ادا است یا اینکه به امر جدیدی نیاز است؟

سه قول در این مسأله وجود دارد.

  1. قضا تابع ادا است، وقتی امر به صلوه صادر شد نیازی به امر جدید نیست. حال که فرد نماز نخواند باید بر اساس همان امر نماز را قضا کند یعنی تکلیف قبلی توسط امر سابق هم چنان متوجه مکلّف است لذا قضا تابع امر است و نیازی به امر جدید نیست.
  2. قضا تابع ادا نیست بلکه قضا نیاز به امر جدید دارد، در «أقم الصلوة لدلوک الشمس إلى غسق الّیل» حدود زمان مشخص است منتهی وقت گذشت او هم نماز را نخواند حال خواندن نماز قضا نیازمند امر دیگری همچون «اقض ما فات کما فات» است تا او را تحریک کند به خواندن نماز قضا، اقض ما فات می گوید باید قضای نماز را اتیان کنید.
  3. قول مرحوم صاحب کفایه که قول دوم را پذیرفتند فرمودند قضا تابع ادا نیست بلکه نیاز به امر جدیدی دارد، منتهی در یک یا دو مورد استثناء کردند؛ اگر این 3 شرط وجود داشته باشد ممکن است بگوییم قضا نیاز به امر جدید دارد(قول به تفصیل).

 اصل قول صاحب کفایه قول دوم است یعنی نماز قضا نیاز به امر جدید دارد مگر آنجایی که چند شرط را داشته باشد.

مبنای اقوال چیست؟

در تبیین این مسأله می توان در مرحله ثبوت و مرحلۀ اثبات بحث کرد:

در مرحلۀ ثبوت آیا قضا تابع ادا است یا خیر؟ باید دید که آیا مولا یک مطلوب دارد؟ یا دومطلوب وجود دارد؟ مثل مستحبّات که معمولاً در آن تعدد مطلوب وجود دارد مثل قرائت قرآن که مستحب است اما خواندن آن در کنار خانه خدا مطلوب دیگر است.

در مانحن فیه می خواهیم ببینیم آیا تعدد مطلوب مورد نظر است یا وحدت مطلوب؟

در قول اول می گویند نماز را بخوانید اما نماز ظهر و عصر را در وقت زوال تا مغرب بخوانید؛ حال زوال تا مغرب از دست رفت لیکن خود صلوه باقی است، لذا بعد از مغرب می خوانیم(تعدد مطلوب).

 قضا تابع ادا است یعنی همان امر کافی است تعدد مطلوب است، مثلا قرآن را در خانه بخوانیم در حرم بخوانیم مطلوب دیگر است در مانحن فیه گفتند نماز بخوانید اما وقت آن نیز مشخص است یعنی اقامه نماز مطلوب و نماز را در داخل وقت خواندن مطلوب دیگر است کسی که نماز را در اول وقت نخواند اما مطلوب اول سرجایش است.

 در عالم ثبوت شارع فرمود: اقم الصلوه..ایشان می خواهند بفرمایند نماز را در وقت اقامه کنید صلوه فی الوقت(وحدت مطلوب)،مولا از ما نمازی که مقید به وقت است را مطالبه کرده است حال اگر وقت گذشته یعنی مرکبی که یک جزءاش از بین رفت و ناقص است فقط صلوه باقی ماند، اما وقت سپری شد پس مطلوب هم از بین رفت، چون وحدت مطلوب صلوه فی الوقت را از ما خواست، حال می خواهیم نماز را قضا بخوانیم لیکن با این امر نمی شود چون امر بر صلوه بر وقت و زمان منحصر است؛ این مربوط به کسانی است که قائلند قضا تابع ادا است. این قول دوم تعدد مطلوب را می گویند.

باید اینجا بحث کرد آیا در مانحن فیه و یا در اوامر شارع مقدس وحدت مطلوب است یا تعدد مطلوب است؟

حق این است که وحدت مطلوب است، شارع مقدس از ما مطلوب فی الوقت را از ما طلب می کند، حال زمان ادای نماز سپری شده است و برای خواندن نماز قضا نیاز به امر جدید است اقض ما فات..(در عالم ثبوت).

در عالم اثبات ما تابع ادله هستیم لذا لسان ادله را باید دید چیست؟ باید گفت لسان ادله از باب مناسبت کلمه و موضوع است.ما اینجا وحدت مطلوب را در نظر داریم.

مولا نماز ظهر و عصر را از ما می خواهد، حال زمان سپری شدن ظهر و عصر وجود ندارد وقتی اینطور شد به حکم تناسب حکم و موضوع باید گفت؛ اینجا وحدت مطلوب است و در وحدت مطلوب قضا تابع ادا نیست بلکه قضا نیاز به امر جدید دارد، بله اگر تعدد مطلوب بود درست است مثل همه مستحبات چون اگر یک مطلوب از دست ما رفت مطلوب دیگر باقی است.

منتهی مولا اینجا به یک دعوت واحدی فرموده است؛ «أقم الصلوة لدلوک الشمس إلى غسق الّیل» حال که ما وقت را از دست دادیم اصل صلوه باقی است، لذا باید گفت حق با قول دوم است نه با قول اول(قضا تابع ادا و کفایت امر قبلی)، لذا به نظر می رسد قول دوم صحیح است؛ چنانچه قول سوم تفصیلی مرحوم آخوند نیز گرایش به قول دوم دارد، فقط استثنایی دارد، نوع متأخرین هم قول دوم را می پذیرند حق نیز همین است چون اگر واقعاً اقض ما فات نبود ما نمی توانستیم در یابیم قضا واقعاً واجب است یا خیر.

بنابراین امر جدید توجیه می کند نمازی که از دست دادی را تدارک کن.

حاصل مطلب: سه قول در مسأله وجود دارد.

  1. قضا تابع ادا است نیاز به امر جدیدی ندارد.
  2. قضا تابع ادا نیست بلکه نیاز به امر جدیدی دارد.
  3. قول به تفصیل…  .

مبنای اینها نیز وحدت مطلوب و تعدد مطلوب است.

آنهایی که قول اول را اختیار کردند معتقد به تعدد مطلوبند.

آنهایی که قول دوم را اختیار کردند معتقد به وحدت مطلوبند، فالحق مع القول الثانی کما یقول اکثر المتأخرین.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-05.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-05.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *