درس خارج اصول 94-95 جلسه 46

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و ششم درس خارج اصول

تاسیس اصل

اگر چنانچه در مقام اثبات، معلوم شد که نهی از شیء مقتضی فساد آن شیء هست یا خیر، مسئله روشن است. اما اگر با دلیل، این موضوع ثابت نشد، آیا می توان رجوع به اصل کرد؟

اصل یا لفظی است یا عملی، اصل لفظی عبارت است از اطلاق یا عموم و اصل عملی همان اصول چهارگانه است.

محل جریان اصل، گاهی در مسأله اصولیه است و گاهی در مسأله فقهیه است. در مانحن فیه در مساله اصولیه، وجود ملازمه بین نهی و فساد است. مساله فقهی در مانحن فیه آن است که کسی در وقت ندای صلاة جمعه، معامله کند.

در این مساله چهار نکته وجود دارد:

  • وجود اصل لفظی در مساله اصولیه

آیا اصل لفظی نسبت به مساله اصولیه وجود دارد یا خیر؟

مثلا وجود ملازمه یا عدم وجود ملازمه بین نهی و فساد را از طریق اطلاق یا عموم بفهمیم، آیا چنین چیزی امکان دارد؟ روشن است که چنین اصل لفظی ای در مساله وجود ندارد.

  • وجود اصل عملی در مساله اصولیه

آیا اصل عملی نسبت به مساله اصولیه وجود دارد یا خیر؟

مثلا با اجرای استصحاب بگوییم نهی دلالت بر فساد ندارد. بدیهی است که در این مساله استصحاب جریان ندارد.

به عنوان مثال؛ قبل از اینکه نهی خلق شود به زبان عربی، نهی دلالت بر فساد نداشت حال استصحاب کنیم عدم دلالت نهی را بر فساد، روشن است که استصحاب عدم ازلی حجیت ندارد بر فرض هم که حجیت داشته باشد در اینجا جریان ندارد، چون اثر شرعی بلا واسطه بر آن مترتب نیست. به خاطر اینکه عدم دلالت نهی بر فساد یا عدم وجود ملازمه بین نهی و فساد از آثار عقلیه است نه از آثار شرعیه. در آن صورت می شود اصل مثبت و اصل مثبت، حجت نیست.

بنابراین ما در مساله اصولیه، اصل لفظی و عملی نداریم برای اینکه در هنگام وضع، نهی یا دلالت بر فساد دارد یا دلالت بر فساد ندارد و در اینجا حالت سابقه وجود ندارد. از نظر وضع لغوی یا ملازمه بین نهی و فساد هست یا ملازمه نیست، دیگر چیزی به نام حالت سابقه وجود ندارد.

  • وجود اصل لفظی در مساله فقهی

آیا اصل لفظی نسبت به مساله فقهی وجود دارد یا خیر؟

البته در مساله فقهی بین عبادات و معاملات فرق است در عبادات ما اصل لفظی مثل عموم و اطلاق نداریم که دلالت کند بر صحت عبادت منهی عنه یا فساد عبادت منهی عنه.

اما در باب معاملات، ممکن است به اطلاق اوفوا بالعقود یا احل الله البیع تمسک کرد؛ و اشکالی نیز پیش نمی آید.

با این توصیف، بین عبادات و معاملات فرق است.

  • وجود اصل عملی در مساله فقهیه

آیا اصل عملی نسبت به مسائل فقهیه وجود دارد یا خیر؟

در این مساله نیز بین عبادات و معاملات فرق است، نسبت به معاملات، باید گفت: اطلاق یا عمومی که دال بر صحت آن معامله باشد، وجود ندارد.

در باب معاملات مشهور اصولیین می گویند: مقتضای اصل، فساد معامله است. مثلا، معامله ای انجام گرفت، و احتمال داده می شود که معامله، معامله غرری باشد و پس از انجام معامله شک می کنیم که آیا این معامله صحیح است یا خیر؟ مشهور می گویند اصل در معامله فساد است.

یا شک می کنیم که آیا مثمن از بایع به مشتری منتقل شده است یا به عکس ثمن به مشتری منتقل شده است؛ یعنی مکلیت حاصل شده است یا خیر؟ مشهور می گویند اصل بر فساد معامله است. چون در اینجا امکان استصحاب وجود دارد. و حالت سابقه ابقا می شود.

در عبادات نیز اصل عملی وجود دارد و آن فساد عبادت است. مثلا شک می کنیم که آیا نهی مقتضی فساد هست یا خیر، یا شک می کنیم در عبادتی که انجام گرفته است که نهی­ای به آن عبادت تعلق گرفته است، حال آیا نهی دال بر فساد این عبادت است یا خیر؟ در اینجا اصالة الاشتغال جاری می شود. مثل صوم روز فطر؛ روزه عبادت است و نهی به این عبادت تعلق گرفته است و در صورت شک، اصالة الاشتغال جاری می شود. بنابراین در معاملات و عبادات اصل بر فساد معامله و عبادت است. لذا باید گفت: در باب عبادات وقتی نهی به چیزی تعلق گرفته است آن عبادت منهی عنه می شود و در اینصورت موجب فساد آن عبادت می شود. با این وصف وقتی که نهی به عبادت تعلق بگیرد قاطعانه می دانیم که امری در کار نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-46.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-46.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *