درس خارج اصول 94-95 جلسه 37

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و هفتم درس خارج اصول

بحث در مورد اضطرار به خروج از مکان غصبی در فرض سوء اختیار است. نظر شیخ انصاری و جواب مرحوم آخوند را بیان کردیم.

در این جلسه به نظر و رای صاحب فصول می پردازیم:

مرحوم صاحب فصول می فرماید: خروج از باب اینکه مقدمۀ تخلص از حرام است پس ماموربه است و امر دارد لذا واجب می شود. ولی حکم عصیان و معصیت نیز بر آن مترتب است. یعنی خروج از مکان غصبی به واسطه وجود اضطرار، نهی فعلی ندارد بلکه نهی سابق بر آن مترتب است و آثار معصیت بر آن جاری است. پس خروج از دار غصبی، هم ماموربه و هم منهی عنه است.

اشکال صاحب کفایه به صاحب فصول

اشکال اول

مرحوم آخوند می فرماید: خروج نمی تواند ماموربه باشد چون از جمله شرایط ماموربه این است که مقدمۀ در حرام، منحصر به سوء اختیار نباشد و در مانحن فیه این شرط وجود ندارد. چون ما نسبت به خروج از مکان غصبی مضطر هستیم و این اضطرار به سبب سوء اختیار بوده است پس خروج همان مبغوضیت و حرمتی که قبل از دخول داشت را دارد.

اشکال دوم

بنابه فرمایش کلام صاحب فصول، خروج ماموربه است چون مقدمه تخلص از حرام است. خروج منهی عنه است چون مقدمه تخلص از حرام است اما از طرفی دیگر منهی عنه به نهی سابق است چون قبلا نهی وجود داشته پس آثار معصیت همچنان بر آن باقی است.

مرحوم آخوند می فرمایید: در اینجا فعل واحد با عنوان واحد هم واجب و هم حرام می شود پس اجتماع ضدین پیش می آید و اجتماع ضدین هم محال است.

ممکن است کسی بگوید زمان آنها فرق می کند. به این معنا که، ماموربه، الان است به خاطر تخلص از حرام، و منهی عنه به نهی سابق (قبل از دخول) است. پس زمان ایجاب و تحریم با هم فرق می کند و لذا اجتماع ضدین لازم نمی آید.

پاسخ آن این است که درست است که زمان دو حکم مختلف است اما خود فعل -که خروج باشد- در آنِ واحد هم متعلق نهی و هم متعلق امر است.

قول ابوهاشم معتزلی و میزاری قمی

این دو نفر می گویند: خروج، هم ماموربه و هم منهی عنه است منتها منهی عنه به نهی فعلی است.

دلیل آنها این است که مساله خروج در باب اجتماع امر و نهی مطرح است مانند صلاة در مکان غصبی که مجمع دو عنوان است. صلاة در مکان غصبی هم واجب است و هم حرام، واجب است از باب اینکه ماموربه به صلاة است و حرام است از باب اینکه منهی عنه به نهی از ورود به مکان غصبی است. یعنی هم صل و هم لا تغصب وجود دارد.

آنها می گویند خروج نیز همین طور است. خروج هم ماموربه و هم منهی عنه است از آن جهت که خروج، مقدمه تخلص از حرام است، واجب می شود و از آن جهت که مکان غصبی است منهی عنه می شود. پس دو خطاب در اینجا وجود دارد. که یکی تخلص از حرام و دیگری لا تغصب است. لذا اجتماع ضدین در این مساله پیش نمی آید چون جهت و عنوانش فرق می کند و تکلیف ما لا یطاق نیز به وجود نمی آید؛ چون این تکلیف محال نیست. تکلیف مالا یطاق زمانی است که انسان با سوء اختیار خودش آن را محال نکرده باشد.

پاسخ به کلام ابوهاشم و میرزای قمی

در اینجا اجتماع ضدین پیش می آید چون در خروج تعدد عنوان مطرح نمی شود. خروج مانند صلاة در مکان غصبی نیست که دو عنوان داشته باشد و بعد بگوییم دو خطاب دارد، بلکه در خروج تعدد عنوان مطرح نیست. در خروج فقط یک عنوان وجود دارد و آن هم لا تغصب است. عنوان تخلص از حرام جعلی و ساختگی است و صادر شده از شارع نیست.

بلکه این عنوان تخلص از حرام را از لا تغصب به دست آوریم. پس در اینجا فعل واحد و عنوان واحد است. حتی کسانی که قائل به جواز اجتماع امر و نهی هستند قبول ندارند که فعل و عنوان متعدد است. حتی قائلین به جواز اجتماع امر ونهی نیز می گویند محال است چون عنوان و فعل واحد هم واجب و هم حرام می شود که محال است.

در اینجا تکلیف ما لا یطاق نیز به وجود می آید. چون اگر چنانچه از طریق سوء اختیار، تکلیف مالایطاق به وجود بیاید نیز محال است چون تکلیف، لغو می شود. چون با سوء اختیار وارد مکان غصبی شده است در اینجا تکلیف محال است. اگر تکلیف محال باشد هم امر و هم نهی ساقط است. شارع حکیم به فعلی امر نمی کند که تحت اختیار مکلف نیست اگر چه با سوء اختیار انجام گرفته باشد. بنابراین نظر ابوهاشم معتزلی مخدوش است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-37.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-37.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *