درس خارج اصول 94-95 جلسه 34

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و چهارم درس خارج اصول

بحثمان در باب اجتماع امر و نهی بود که فرعی را از صاحب کفایه بیان کردیم و آن این مساله بود که در خروج از دار غصبی اگر کسی با التفات وارد دار غصبی شود قطعا ورود به مکان غصبی حرام است منتها بحث این است که آیا خروج از دارد غصبی نیز حرام است یا جایز؟

بیان شد که 5 قول در مساله وجود دارد، دو قول اول دچار خدشه است که توضیحش گذشت قول دیگری که در صدد بررسی آن خواهیم بود قول مرحوم آخوند است که می فرماید: خروج از دار غصبی ماموربه نیست و همچنین نهی فعلی که تنجز داشته باشد نیز ندارد. یعنی نه ماموربه دارد و نه منهی عنه که منظور از منهی عنه، نهی فعلی منجز است؛ بلکه قبل از ورود به دار غصبی هم در ارتباط با ورود به دار غصبی نهی بوده است و هم در ارتباط با خروج از دار غصبی، اما الان به علت وجود اضطرار آن نهی فعلی ساقط شده است منتها آثار نهی در جای خود باقی است.

به عبارت دیگر قبل از اینکه کسی تعمداً وارد دار غصبی شود، سه حالت قابل فرض است. اول ورود در مکان غصبی دوم بقاء در مکان غصبی و سوم خروج از مکان غصبی.

در ابتدای وارد شدن شخص در مکان غصبی، نهی مولا شامل حال شخص می گردد و بعد از ورود از دو حالت خارج نیست یا باقی ماندن در مکان غصبی یا خروج از آن. هر یک از این سه حالت مقدور مکلف است حال گاهی مقدور با واسطه و گاهی مقدور بلاواسطه است. آنجایی که مقدور بلاواسطه است یعنی مقدور به نفسه است که دخول در دار مغصوبه است یعنی در قدرت شخص است که وارد مکان غصبی نشود ولی با این حال، تعمدا وارد مکان غصبی می شود. از آن طرف بقاء نیز مقدور مع الواسطه است چون ترک آن موقوف بر ترک دخول است؛ یعنی اگر وارد نشود دیگر مشکل بقاء را ندارد. بقاء در دار مغصوبه منهی عنه است ولی نهی جدیدی به همراه ندارد بلکه نهی آن همان نهی سابق است.

خروج نیز همینطور است آن هم مقدور شخص است یعنی اگر ابتدا وارد مکان غصبی نمی شد دیگر خروج از مکان غصبی گریبان گیر او نبود. پس حالات سه گانه ای در این مساله وجود دارد.

در سه صورت تکالیف از عهده مکلف خارج می شود. 1- اطاعت 2- عصیان ( درصورت عصیان نهی ساقط می شود) 3- فقدان موضوع. در مانحن فیه مکلف با عصیانش نهی را ساقط کرده است اما اثر نهی باقی است و اثر نهی همان عصیان و عقوبت است.

پس مرحوم آخوند می فرماید: قبل از ورود به دار مغصوبه سه حالت وجود دارد و در هر سه حالت تکلیف مقدور مکلف است یا مقدور بلا واسطه یا مقدور مع الواسطه.لذا مرحوم آخوند می فرماید در مانحن فیه امر وجود ندارد فقط نهی وجود دارد و آن هم نهی سابق نه نهی فعلی منجز.

مرحوم آخوند می فرماید: حکم معصیت در مانحن فیه جریان دارد چنانچه صاحب فصول نیز همین عقیده را دارد. پس این خروج حرام است به این علت که منهی عنه است و نهی آن نیز نهی سابق است و لذا عقوبت نیز دارد.

ولی شیخ انصاری و صاحب فصول معتقدند: خروج از باب مقدمۀ تخلص از حرام واجب و ماموربه است. مرحوم آخوند این کلام را رد می کند و می گوید تخلص از حرام سبب مشروعیت خروج نمی شود چون شخص با سوء اختیار وارد شده است. بنابراین بقاء و خروجش نیز حرام است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-34.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-34.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *