درس خارج اصول 94-95 جلسه 2

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دوم درس خارج اصول

پاسخ دوم

 در واجب کفایی باید قائل به وجوب مشروط شویم یعنی بگوییم بر هر فردی از افراد مکلفین واجب است به شرطی که دیگران اتیان نکرده باشند، و با اتیان بعضی، از دیگران ساقط است. به عنوان مثال دفن میت بر همه واجب است تا زمانی که دیگران اقدام نکرده باشند.

اشکال

این مبنا صحیح به نظر نمی­رسد، چون طبق این امر باید بگوییم وجوب کفایی زمانی است که شرط محقق نشده باشد، مثلاً در صحرایی 30­ نفر وجود داشته باشند و هر 30 نفر اقدام به دفن میت کرده باشند حال به این واجب چه بگوییم؟ بر اساس این دیدگاه دیگر واجب کفایی نمی­باشد چون در اینجا واجب کفایی منوط به یک شرط نمی­باشد.

پاسخ سوم

سید بحرالعلوم می­فرماید: موضوع وجوب در وجوب کفایی کلّی است، وقتی بعضی از مکلفین، آن واجب را اتیان کردند، کلّی موضوع تعیّن پیدا می­کند در این صورت موضوع واجب، در واجب کفایی امر کلی است، و به واسطۀ اتیان به قیام بعضی، آن امر کلی تعیّن پیدا می­کند.

مثل سهم امام، که مالک آن یک امر کلی است و مربوط به ائمه (ع) است هر کدام از ائمه که تملّک کنند آن امر کلی تعیّن پیدا کرده است حال اگر امام صادق (ع) سهم امام را دریافت کند آن امر کلی تعیّن پیدا می­کند. یا در زکات می گوییم هر کسی که فقیه است می­تواند در زکات تصرف کند، حال یک فقیه وقتی بر زکات تملک پیدا کرد آن امر کلی تعیّن پیدا می­کند. پس در واجب کفایی موضوع تکلیف کلی مکلف است و این کلی بر کسی که وظیفه­اش را انجام داد تعین پیدا می­کند.

اشکال به تقریر مرحوم بحرالعلوم

مرحوم محقق اصفهانی می­گوید: موضوع تکلیف عبارت است از مکلف به حمل شایع؛ اما مکلف  کلی نمی­تواند مکلف به حمل شایع باشد، چون حقیقت تکلیف در نفس مکلف ایجاد اراده و بحث است، در این صورت کلّی، قابلیت این امر را ندارد. لذا مرحوم محقق اصفهانی می­خواهد بگوید در امر کلی ایجاد داعی و اراده در نفس مکلف مشخص نیست.

ممکن است شخصی بگوید وقوع کلی در خارج به افراد است در این صورت بحث آن فرق می­کند، ولی سید بحرالعلوم می­گوید: اصلاً موضوع تکلیف در وجوب کفایی کلی مکلّف است.

اشکال دیگر به تقریر مرحوم بحرالعلوم

طبق فرمایش سید بحرالعلوم باید بگوییم تکلیف بر عهدۀ همه افراد مکلفین هست، در نتیجه واجب، واجب عینی می­شود.

بدیهی است که در مثال­های سهم امام و زکات، دلیل شرعی جدا گانه­ای داریم که موضوع ملکیت در سهم سادات، همه سادات هستند ولی اگر شخصی دست روی آن گذاشت از بقیه ساقط می­شود.

مثل بحث ولایت فقیه، که اگر فقیه جامع الشرایطی حکومتی تشکیل داد و احکامی صادر کرد، فقیه دیگر در حکومت او حق دخالت ندارد.

پاسخ چهارم

موضوع وجوب مجموع مکلفین است.

گاهی موضوع مکلفین هستند به گونۀ عموم استقراقی اما گاهی موضوع، مجموع مکلفین است. طبق این مبنا موضوع وجوب مجموع مکلفین می­شوند.

مثل اینکه دفن میت واجب است و بر جمیع مکلفین واجب است ولی در واجب عینی به عموم استقراقی است و عموم استقراقی مشمولیتش فرا گیر است.

اشکال : اولا وقتی  شما می­گویید موضوع  وجوب، مجموع وجوب است، مجموع، یک امر اعتباری است. آنچه که در خارج است عبارت است از افراد، اما مجموعۀ افرادی که شما می­گویید ذهنی هستند ودر خارج واقعیت ندارند، آنچه که در خارج واقعیت وتعین دارد افراد هست. شما می­گویید موضوع وجوب مجموع مکلفین است، مجموع مکلفین یک امر انتزاعی است در این صورت دوباره اشکال پیش می­آید ما در تکلیف دنبال ایجاد داعی در مکلف هستیم اما امر انتزاعی و ذهنی قابلیت برای بعث و تحریک ندارد. چون واقعیت خارجی ندارد، وقتی شما می­گویید موضوع وجوب، مجموع مکلفین است، مجموع مکلفین در عالم خارج تعین ندارد، آنکه در عالم خارج تعین دارد افراد است پس باید بگویید موضوع واجب کفایی افراد مکلفین هستند در این صورت واجب عینی می­شود.

اگر منظور شما این باشد که موضوع وجوب، مجموع مکلفین هست، اشکال دیگری نیز پیش می­آید و آن این است که با اتیان بعضی از بعض دیگر ساقط نمی­شود، چون شما می­گویید: موضوع وجوب، مجموع مکلفین بما هو مکلفین هستند و اگر این طور باشد واجب عینی می­شود و با انجام بعضی از دیگران ساقط نمی­شود.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-02.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-94-02.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *