درس خارج اصول 93-94 جلسه 7

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتم درس خارج اصول

مرحوم صاحب فصول تقسیم دیگر برای واجب بیان فرمودند و آن عبارت است از واجب منجز و واجب معلق.

مرحوم صاحب فصول مانند مرحوم آخوند خراسانی معتقد است بر اینکه شرط راجع است به هیئت فعل است نه ماده اش، شرط راجع به وجوب است نه واجب و لذا در اینجا واجب را به واجب منجز و واجب معلق تقسیم کرده است.

واجب منجز آن واجبی است که منوط و متوقف بر یک امر غیر مقدور نیست بلکه وجوبی است که مکلف بدون اینکه امر غیر مقدوری برایش مبتلا باشد مکلف آن وجوب را محقق می کند.

مانند معرفت نفس یا شناخت خدا که در هر صورتی بر انسان واجب است یعنی بر یک زمان خاص و فعل غیر مقدور متوقف نیست.

اما واجب معلق واجبی است که بر یک امر متاخرِ غیر مقدورِ استقبالی موقوف است. واجب معلق مانند اینکه حج بعد از استطاعت وجوب برای مکلف حاصل شده است اما توقف این واجب منوط به موسم حج است، ولی موسم حج در اختیار مکلف نیست. لذا واجب معلق است بر امری استقبالی و غیر مقدور برای مکلف.

اشکال مرحوم شیخ انصاری به صاحب فصول:

این تقسیم برای واجب بعد از آن که واجب بر دو قسم مطلق و مشروط تقسیم شد دیگر وجهی ندارد برای اینکه واجب معلق همان واجب مشروط است وقتی واجب را در تقسیمی به مطلق و مشروط تقسم کردیم واجب مشروط همان واجب معلق است و دیگر نیازی به تقسیم دوباره آن به واجب منجز و واجب معلق نیست، مرحوم شیخ این عقیده را دارند چون ایشان در تعریف واجب مشروط فرمودند شرط راجع به ماده است نه هیئت، یعنی وجوب، حالی است اما واجب استقبالی است، در واجب معلق نیز همین را می گویند وجوب حالی است ولی واجب استقبالی است. لذا بین واجب معلق و مشروط فرقی نیست.

اما بنا به نظر مشهور که فرمودند شرط راجع به هیئت است نه ماده، در واجب مشروط هم وجوب و هم واجب استقبالی است اما واجب معلق وجوبش حالی ولی واجب استقبالی است و مسلک صاحب فصول نیز مسلک مشهور است و بنا به نظر مشهور این تعریف صحیح است. پس اختلاف شیخ انصاری با صاحب فصول لفظی است مرحوم شیخ واجب معلق را انکار نمی کند بلکه می گوید واجب معلق معنای دیگر واجب مشروط است.

جواب به شیخ انصاری

مرحوم آخوند در کفایه در جواب شیخ انصاری می گوید: این اختلاف مبنایی است قبلا ثابت کردیم که در واجب مشروط شرط به ماده بر می گردد و هیچ استحاله عقلی نیز به وجود نمی آید، بعد از اثبات این مطلب، پس کلام صاحب فصول منطقی است یعنی به یک معنا می تواند واجب به دو قسم تقسیم شود، واجب مطلق و واجب مشروط و واجب مطلق به واجب منجز و واجب معلق تقسیم می شود.

اشکال دیگر مرحوم صاحب کفایه به صاحب فصول

در تقسیم واجب به هر قسمی (منجز، معلق، مقید و مشروط)، باید ثمره ای برایش مترتب باشد. دو مساله در باب ترتب ثمره باید در نظر گرفته شود، اول اینکه کدام یک از این اقسام داخل در محل نزاع و کدامیک خارج از محل نزاع است، دوم اینکه بین مقدمه و ذی المقدمه ملازمه وجود دارد یا خیر. اگر این دو ویژگی وجود داشته باشد در این صورت منتج به یک ثمره است.

مرحوم آخوند می فرماید: وقتی صاحب فصول واجب را به منجز و معلق تقسیم می کند چه ثمره ای بر آن مترتب است؟ واجب مشروط داخل محل نزاع نیست اما واجب منجز و واجب معلق هر دو داخل محل نزاع هستند چون از تقسیمات واجب مطلق هستند و وقتی مقسم داخل محل نزاع باشد اقسام نیز داخل محل نزاع هستند. پس اختلافی در مساله نیست. پس باید دید آیا بر این تقسیم ثمره ای حاصل هست یا خیر.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul7-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/usol-93-7.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *