درس خارج اصول 93-94 جلسه 45

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهلم و پنجم درس خارج اصول

ادامۀ بحث «آیا امر به شیء نهی از ضد خاص می کند یا خیر؟»

رسیدیم به اشکال مرحوم بهاء الدین عاملی که فرمودند؛ در بحث ضد (امر به شیء نهی از ضد خاص می کند یا خیر) ثمره ای ندارد.

چون در انتها نتیجه این است که صلوة باطل است ،زیرا از باب اهم و مهم صلوة لزومی ندارد چون امری ندارد.

مرحوم آخوند فرمودند در صحت امر همیشه نیاز به این نیست که امر باشد، گاهی اوقات ملاک وجود دارد، صحت امر در گرو دو چیز است :

  1. وجود امر 2- وجود ملاک در مانحن فیه که صلوة امر ندارد، اما ملاک و مصلحت که دارد همین وجود ملاک بر اتیان صلوة کفایت می کند.

مرحوم محقق نائینی در جواب فرمودند: مأموربه لزومی ندارد به فرد تعلق گیرد، بلکه امر ممکن است به طبیعت متعلق گیرد لذا طبیعت صلوة مد نظر است و اشکالی ندارد در مکان دیگرصلوة اتیان گردد.

جواب قائلین به ترتب؛ از زمان شیخ انصاری به بعد (متأخرین)

مااز طریق ترتب آن را حل می کنیم اگر ازل النجاسه نمی کند حدأقل اتیان صلوة انجام گیرد.

ترتب وجود مهم منوط به ترک اهم است یعنی ترتب اتیان صلوه منوط به ترک ازاله نجاست است،منتها در ترتب نمی شود هر دو مطلق باشد، پس معلوم می شود دومی باید مشروط به ترک ازاله نجاست باشد.

بحث ما در جواب سوم بود، مقدمه ای که مرحوم نایینی بیان نمودند را نقل کردیم.

مقدمه مرحوم نائینی ذکرگردید و بیان شد نتایجی بر آن مترتب است، برخی بر قول مرحوم نائینی اشکال کردند که شما کلام مرحوم شیخ را خوب درک نکردید(عدم تدبردر نقطه نظرات مرحوم شیخ انصاری)

از جمله اشکالات این است که کلام ذکر شده از شیخ انصاری خطا است.

فرمایش شیخ در باب تزاحم مربوط به مرحلۀ امتثال است.(اهم و مهم) اشکال به مرحوم نائینی.

حال اگر بنا باشد دو امر متزاحمی ضد هم باشند و با یکدیگر درگیر شوند؛ عقل حکم می کند که در مرحله امتثال هر کدام که قدرت دارد را انجام دهد، مثلا قدرت را صرف اهمّ یا مهم کند در کلام شیخ مربوط به باب تزاحم است که مرحلۀ امتثال است نه مرحلۀ جعل.

اما در مرحله ترتب در مرحله جعل است، ولی شیخ انصاری نظرش این است که در مرحله امتثال است، تزاحم در تکلیف و جعل با تزاحم در امتثال خلط شدند.

لذا می خواهند بگویند فرمایش مرحوم نائینی درست نیست.

چند جواب می توان به این اشکال ارائه کرد:

. 1 این اشکال وارد نیست، اولاً؛ درکلام شیخ نکته ای است که مستشکل به آن توجه نکرده است، شیخ مقام جعل و امتثال را با هم می­گوید.

ثانیاً؛ مرحلۀ امتثال در کنار مقام جعل است ، محال است ترتب در مرحلۀ امتثال باشد اما در مرحلۀ جعل نباشد، شارع در مقام جعل فرمود؛ ازل النجاسه؛ سپس اتیان صلوة، حال چطور می شود در مقام امتثال تزاحم باشد اما در جعل تزاحم باشد، مرحلۀ امتثال در سایۀ مرحلۀ جعل است و اگر تکلیف به نحو ترتب است امتثال هم نمی تواند ترتب داشته باشد، لذا امتثال ناشی از مرحلۀ جعل است، مرحوم شیخ هم جعل و امتثال را می فرماید؛ ترتب در هر دو جریان دارد.

ثالثا: وقتی بنا شد در مرحلۀ عقل و عقلی دو حکم داشته باشیم که به نحو ترتب قابل بیان باشد قواعد عقلیه تخصیص بردار نیستند، اگر ترتب به حکم عقل در مقام امتثال معقول باشد در حکم شرع هم ضرورتاً معقول خواهد بود.

در حالی که خدای حکیم در آن واحد دوامر را صادر نمی کند، در مقام امتثال اهم و مهم می کند، اول ازل النجاسه، سپس اتیان صلوة که مشروط به ترک أهم است.

در اصل تکلیف هم اینگونه است، نمی آید بفرماید هم ازل النجاسه و هم اتین صلوة، بلکه این دو در طول هم هستند (اگر درس نمی خوانی حدأقل کار کن).

لذا مهم وجودش منوط به ترک أهم است، با این وصف باید گفت فرمایش مرحوم نائینی درست است، لذا اشکالی بر مقدمه مرحوم نائینی اشکالی وارد نیست و کلام مرحوم نائینی تمام است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/osoul45-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/Usol-93-45.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *