درس خارج اصول 93-94 جلسه 43

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهلم و سوم درس خارج اصول

بحث ما در باب فرمایشات شیخ بها ء الدین عاملی بود که بحث ترتب مطرح گردید.

ترتب این است که لزوماً وقتی از طرف شارع دو امر صادر می شود می بینیم یکی أهم ودیگر مهم است.

منتها یکی مطلق و دیگری مشروط است، در مثال ازل النجاسه (اطلاق ) دارد و ان عصیت فصلّ ، اگر عصیان کردی نسبت به امر اهم، حدأقل امر مهم (مشروط ) انجام گیرد.

یکی از حکمین مطلق و دیگری مشروط است، ازاله نجاست مطلق ولی اتیان صلوة مشروط به ترک أهم است،هر دو حکمش فعلی است، منتها یکی مطلق ودیگری مشروط است.

اگر هر دو مطلق باشد اجتماع ضدین پیش می آید.

درمانحن فیه شارع فرمود:ازل النجاسه، امر به أهم است، حال که امر به أهم انجام نشد نوبت به مهم می رسد، یعنی امر به مهم منوط به ترک امر أهم است، یعنی ترتب مهم به ترک و عصیان امر أهم، اینها در طول هم هستند.

مرحوم آخوند پس از انکه نظریه ترتب را تصویر کردند در ادامه این نظر را رد می کنند.

مرحوم آخوند فرمودند:از نظر ما فرقی نمی­کند چه امر أهم و مهم هم عرض باشند یا در طول هم باشند هر دو مطب طلب الضدین است که محال است.

ان قلت: چگونه ممکن است؟ترتب طلب روی امر می آید(ازاله نجاست)پس از ترک آن ،امر روی اتیان صلوة می­رود چطور امر محال به وجود می آید؟

پاسخ آخوند این است که امر به أهم هم مرتبه امر مهم است، چون آن وقتی که شما امر أهم را انجام ندهید و قصد اتیان أمر مهم دارید ولی هنوز ازاله نجاست انجام نشده است، امر أهم موازی امر مهم شد( طلب الضدین و محال)، لذا مرحوم آخوند فرمودند: در عین حال هر گونه فرض کنند طلب الضدین خواهد شد که محال است.

ایشان به عبارتی دیگر می فرمایند: امر به ضدین که محال است هم محال ذاتی است هم محال عرضی است، هم به ذات مستحیل است هم بالعرض مستحیل است. چون طلب یعنی انشاء داعی به جعل داعی است.

وقتی شما ملتفت باشید که تضادی بین دو شیء وجود دارد انشای داعی برای جعل داعی تحققش امکان نخواهد داشت.

بالذات طلب به هر دو ضد محال است، بالعرض هم طلب درهر دو ضد محال است،در هر دو صورت طلب الضدین محال است.

حال سوال این است که این مشکل با اشتراط ازیک طرف رفع می شود یا خیر؟

ازل النجاسه (مطلق) و صلّ را بگوئیم مطلق،این درست است، اما اگر از طریق اشتراط احدهما را حل کنیم و بگوئیم ازاله نجاست به صورت مطلق امر دارد، اما اتیان صلوة به عنوان مشروط است، مانند طلب انقاذ غریق درآخر وقت(مطلق)، چه در صورت اتیان یا عدم اتیان نماز، طلب صلوة مطلقا(ازاله در آن باشد یا نباشد)این دو طلب محال است، چون هر دو مطلق است؛ اعم از اینکه این اطلاق عبارت ازجمع بین خصوصیات باشد یا اینکه عبارت از رفع خصوصیات باشد، چون اگر رفع خصوصیات باشد نتیجه­اش این است که انقاذ غریق با وجود صلوة مطلوبیت دارد، یا صلوة مطلوبیت دارد؛ وجود انقاذ و دو مطلوبیت یا ضدین در حقیقت طلب دو ضد است در آن واحد که این هم محال است.(پاسخ مرحوم آخوند).

قائلین به ترتب می خواهند بگویند، استحاله به اشتراط از یک طرف رفع می شود، یعنی ازاله نجاست مطلق باشد و اتیان صلوة مشروط باشد به ترک أهم،این مشکل حل خواهد شد،(یعنی انقاذ غریق را طلب کند مشروط به ترک اتیان صلوةو از آن سو طلب نماز مشروط به عصیان و ترک انقاذ غریق)، حال تکلیف چیست؟

آنهایی که قائل به ترتب هستند مشکل محذوریت را اینطور حل کردند.

مرحوم آخوند می فرمایند: همانطوری که در طلب انقاذ غریق طلب صلوة به صورت عرضی طلب الضدین در آن واحد است، در صورت اشتراط از طرف مهم به ترک أهم این هم منجر به امر محال می شود همانگونه که ازاله نجاست و اتیان صلوة در عرض واحد انجام بگیرد به امر محال منجر می شود،اگر چنانچه انجام مهم به واسطۀ ترک أهم و عصیان در ازاله نجاست بشود، آنجا هم طلب الضدین می شود که مستحیل خواهد بود(قول مرحوم آخوند به عنوان منکر نظریه ترتب)

به قول مرحوم آخوند اشتراط ازطرف مهم به ترک أهم محذور حل نمی شود هر دو طلب الضدین خواهد شد و محال خواهد بود.

تشریح قول مرحوم آخوند: انقاذ غریق در آخر وقت(أهم) و اتیان صلوة در آخر وقت(مهم)هر دو مضیّق اند) و محذور طلب در هر دو تمانع دارد هرکدام دیگری را طرد می کنند، اگر کسی بگوید از طریق اشتراط آن را حل می کنیم بنا به فرمایش مرحوم آخوند از یک طرف طرد وجود دارد.

در نتیجه مرحوم آخوند می فرمایند با ترتب نمی توان پاسخ شیخ بهاء الدین عاملی رادادريا، چون وقتی امر به ازاله دارد دیگر خبری از امر به صلوة نیست صلوة اصلاً امر ندارد، لذا اگر اتیان صلوة هم صورت گیرد باطل خواهد بود.

«ازل النجاسه فأن عصیت فصلّ» (ازاله نجاست کنید اگر عصیان کردید لاأقل نماز بخوانید، عرف هم این مفهوم را تأیید می کند، قائلین به ترتب دلیلشان این است که عرف هم آن را تأیید می کند و این اشکال مرحوم عاملی که قائل به عدم ثمره می شود که مرحوم آخوند آن را قبول ندارد.

حاصل فرمایش مرحوم آخوند این است که چه به صورت اشتراط باشدچه هم عرض باشد در آن واحد، هر دو طلب الضدین خواهد شد که محاال است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/osoul43-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/Usol-93-43.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *