درس خارج اصول 93-94 جلسه 42

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهلم و دوم درس خارج اصول

جواب سوم : ترتب

ترتب یعنی دو حکم وجود دارد که یکی اهم و دیگری مهم است، حکم اولی که اهم است مطلق و حکم دوم مشروط است. یعنی به این معناست که مولا می گوید: ازل النجاسه سپس می گوید و ان عصیت فصلّ، اگر عصیان کردی و ازاله نجاست نکردی آن وقت نماز بخوان. یعنی اتیان به صلاة مشروط به عصیان در ازاله نجاست از مسجد است.

ترتب می گویند به این خاطر که امر مهم بر عصیان امر اهم ترتب دارد.

اگر بگویید چون امر به اهم مطلق است امر به مهم نیز مطلق باشد در این صورت تکلیف ما لا یطاق و اجتماع ضدین پیش می آید پس ناچاریم یکی را مشروط بدانیم.

دو قول راجع به ترتب وجود دارد:

1- بزرگوارانی مانند مرحوم سید محمد فشارکی، میرزای شیرازی، میرزای نائینی محقق ثانی و … قائلند، ترتب قابل قبول است.

2- علمایی مانند شیخ انصاری، آخوند و … (ره) معتقدند، ترتب قابل قبول نیست.

ضدین در یک زمان نمی توانند در عرض یکدیگر قرار بگیرند. حال اگر به صورت طولی باشد یعنی ازل النجاسه ان عصیت فصلّ، یعنی ترتب امر مهم به عصیان امر اهم.

ولی اگر اهم و مهم در عرض هم باشند و وجوب فعلی مطلق داشته باشند ضد همدیگر می شوند و تکلیف ما لا یطاق می شود. پس به نحو ترتب ما می توانیم جواب شیخ بهاء الدین عاملی را بدهیم.

ترتب به دو صورت قابل تصور است.

گاهی به صورت شرط متاخر است به این ترتیب که شارع مقدس در ابتدا ازاله نجاست را متعلق امر قرار می دهد و می فرماید ازل النجاسه سپس می فرماید اگر عصیان کردی یعنی با سوء اختیار ازاله نجاست را انجام ندادی، حداقل واجب مهم (اتیان صلاة) را اتیان کن.

گاهی ترتب به گونه شرط متقدم و مقارن است، به این صورت که شارع در ابتدا می فرماید: ازل النجاسه (ازاله نجاست را متعلق امر قرار می دهد)، به صورت هم زمان صلاة را متعلق امر قرار نمی دهد که تکلیف ما لا یطاق به وجود بیاید و اجتماع ضدین پیش بیاید بلکه می گوید به محض اینکه تصمیم و اراده پیدا کردی که ازاله نجاست انجام ندهی و عصیان به امر اهم کنی، حداقل نماز را اتیان کن.

در اینجا شارع مقدس اتیان امر به صلاة را مشروط به قصد و تصمیم بر عصیان به امر به اهم کرده است.

پس در اینجا اتیان صلاة از نوع مشروط به شرط متقدم است و این بیان همان معنای اینکه امر به مهم مترتب به امر به اهم شود، است.

گاهی شرط مقارن است، به این معنا که شارع مقدس اتیان امر به مهم (اتیان صلاة) را مشروط به بقاء قصد بر عصیان امر به اهم (ازاله نجاست) کرده است. یعنی از همان لحظه ای که اراده کرده است که ازاله نجاست را عصیان کند امر به صلاة تعلق می گیرد.

نتیجه

ترتب به سه صورت قابل تصور است: اگر امر به اهم به نحو شرط متاخر عصیان شود و یا اگر امر به اهم عصیان شود، منتها تصمیم و قصد بر عصیان شود که شرط متقدم می شود و اگر چنانچه بقاء قصد لازم باشد که در اینصورت شرط مقارن می شود.

حال اگر ترتب را صحیح بدانیم، اگر کسی ازاله نجاست و امر به اهم را ترک کرد و نماز خواند بنابر اینکه امر به شیء مقتضی نهی از ضد باشد نمازش صحیح است، چون نمازش امر دارد. پس از طریق ترتب می توان این مساله را حل نمود.

کسانی که قائل به ترتب هستند دلایلی را برای اثبات ترتب ذکر نمودند:

قائلین به ترتب می گویند وقتی به عقلمان رجوع می کنیم، هیچ محذوریت عقلی وجود ندارد. گاهی امر به صورت عرضی و گاهی امر به صورت طولی می آید، اگر امر به صورت طولی بیاید اجتماع ضدین به وجود نمی آید.

مانند اینکه خالقیت را هم به خدا و هم به بنده خدا نسبت می دهیم. پس امر به اهم مطلق است و امر به مهم مشروط است. حال مشروط یا به شرط متقدم یا به شرط متاخر یا به شرط مقارن. لذا اشکالی پیش نمی آید. بدیهی است در صورتی اجتماع ضدین پیش می آید که مطلق باشند. پس امکان عقلی در عالم ثبوت مانعی ندارد.

اما در عالم ثبوت قائلین می گویند ترتب هم امکان عقلی هم امکان وقوعی دارد. در عرف عقلا نیز همینطور است. مثلا مولا به فرزندش می گوید برو درس بخوان تا عالم شوی اگر درس نمیخوانی دنبال کار بگرد.

پس در عرف، موالی عرفی، هم امر به اهم و هم امر به مهم می کنند، امر به اهم مطلق و امر به مهم مشروط است. پس امکان وقوعی اش نیز وجود دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/osoul42-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/02/Usol-93-42.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *