درس خارج اصول 93-94 جلسه 39

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و نهم درس خارج اصول

بحث در این بود که آیا امر به شیء مقتضی نهی از ضدعام هست یا خیر؟

مرحوم نائینی می فرماید؛ امر به شیء مقتضی نهی از ضدعام،یعنی عینیت است که دراین صورت باید به تفصیل قائل شد.

قول به عنیت یعنی ترک ترک شیء، واقعیتی غیر از خود فعل ندارد.

امر به شی می شود عین نهی از ترک،چون نهی از ترک، طلب ترک ترک است و ترک ترک واقعیتی جز فعل ندارد که این عینیت خواهد بود.

ازل النجاسه مقتضی نهی از ضد عام باشد (ترک فعل)

مرحوم نائینی فرمود: این قول در صورتی تمام است که امر به فعل باشدو امر به طلب ترک ترک باشد(فعل).

لذا در صورت تعدد طلب ترک ترک غیر از طلب فعل است، منتها بحث این است که آیا خود امر عین نهی از ضد عام به معنی ترک ترک هست یا خیر؟

یک وقت امری داریم منتها متعلقش فعل است.

یک وقت نهی داریم که متعلقش ترک ترک است.

از این رو اگر متعدد باشد عینیت صحیح خواهد بود، اما در جایی که امر به شی داریم خود این امر به نهی از ضد عام تبدیل می­شود ،در آن صورت باید دید آیا امر عین نهی ازترک است یا خیر؟

لذا عینیت معنا ندارد زیرا عینیت در جایی است که تعدد امر و نهی باشد. لذا ایشان در باب عینیت تفصیل قائل شدند.

سپس قول به دلالت تضمّنیه را هم نفی کردند زیرا وجوب طلب بسیط است، و ترکیبی در آن نیست، تضمن مربوط به جایی است که مرکب باشد، در حالی که در مانحن فیه بسیط است ودلالت تضمّنیه معنا ندارد.

دلالت التزامیه: لزوم بیّن به معنی الأخص خالی از بُعد نیست، اگر لزوم به معنی بیّن به معنی الأخص نباشد لزوم بیّن به معنی الأعم است.(عینیت در مواری که طلب ترک ترک باشد صحیح و در جایی که طلب امر به فعل باشد ناتمام است).

دلالت التزامیه به نحو بیّن به معنی الأخص قابل قبول است، در صورت تنزل از این قول لزوم بیّن به معنی الأعم است.(حاصل فرمایش مرحوم نائینی).

دو اشکال بر قول مرحوم نائینی وارد است.

قول ایشان لزوم بین به معنی الأخص است،ایشان در ابتدای فرمود؛ چه بسا امر به شیء از ترک ترک غفلت نماید لذا نفی عینیتی می­کند ،ازل النجاسه غفلت نهی از ضدش وجود دارد.

ایشان می فرماید، امر به شی عین نهی از ترک نیست، اگر عین امر بود غفلت معنا نداشت،برای نفی عینیت ازل النّجاسه و ضرورت ترک صلوه.

در آخر کلام مرحوم نائینی فرمودند: عینیت به لزوم بیّن به معنی الأخص خالی از بعد نیست،(به محض تصور لزوم، مستلزم تصور لازم است، خودتصور ملزوم مستلزم تصور لازم است مثل زوجیّت اربعه.

تصور لزوم بین به معنی الأعم(تصور ملزوم که بعداً لازم تصور شود و بعید نیست اعتقادی به لازم پیدا شود).

لزوم غیر بیّن به معنب الاعم؛ (ملزوم اگر تصور شود لازم هم تصور می شود در لزوم غیر بیّن نیاز به برهان است).

این سه قسم را مرحوم نائینی ذکر کردند.

امر به فعل ازل النجاسه انسان نسبت به آن غفلت می­کند وقتی گفته می شود ازل النّجاسه نسبت به نهی از ضدش غفلت است، لذا لزوم بیّن به معنی الأخص معنا ندارد.

اگر غفلت می تواند کار ساز باشد و اگر غفلت مدخلیتی داشته باشد ملازمه مقتضی است، دیگر لزوم بیّن به معنی الأخص بی معناست. لذا فرمایش مرحوم نائینی می شود متناقض.

نکتۀ دوم: مرحوم نائینی به تفصیل شدند اگر متعدد باشد عینیت اشکال ندارد، اما آنجایی که امر به شیء داریم محتاجیم که نهی از ترک باشد لذا عینیّت مشکل است.

لزوم بیّن به معنی الأخص (اگر خواستید تنزل کنید در آن صورت لزوم بیّن به معنی الأعم خواهد شد).

اشکال: اگر ترک ترک واقعاً با فعل عینیت دارد باید همه جا ملزوم داشه باشد،چون یک حقیقت(ترک ترک)نسبت به این اشکال به تفصیل مرحوم نائینی است.

ایشان قبول می کند عینیت را در جایی که امر، طلب فعل به طلب ترک ترک قصد باشد.

اما در جایی که امر باشد نه طلب ترک، می فرمایند ملازمه است، اگر شما می فرمایید ملازمه باید در اول هم بگوئید ملازمه.

اگر شما بحث تلازم را مطرح می کنید تفاوتی در این مسأله وجود ندارد.

فرمایش مرحوم نائینی دو اشکال دارد.

اما حق مطلب:

حقیت امر و نهی چیست؟حقیقت امر این است که اراده ای که ابراز گردد.

حقیقت نهی: کراهتی که ابراز گردد.

  1. امر: اراده ای که ابراز می شود نهی با کراهتی که ابرازمی شود .
  2. امرو نهی عبارت از بعث و زجر شیء.
  3. طلب ترک شی درنهی و طلب شی در امر.

سه فرض وجود دارد، بنابر فرض اول عینیت محال است، زیرا در آن واحد کراهت و اراده محال است مرحوم عراقی قائل به این نظر است.

بنابر فرض دوم : امر و نهی یعنی بعث و زجر؛ اینجا هم عینیّت معنا ندارد چون قابل جمع نیستند.

بنابرفرض سوم: ترک ترک از مفاهیم ساختگی ذهن است،مفاهیم ذهنیه ذات و ماهیت شی وجود خارجی دارد یک وقت وجودش فقط در ذهن است.

فوقیّت و تحتیّت منشأ انتزاع دارند اما ما به ازای خارجی دارند.

اما برخی ما به ازای زمانی و منشأ اقتضا ندارند مثل عدم عدم، بلکه این ذهن است که چیزی برای آن می سازد.

ترک ترک ازاین قبیل است مفاهیم ذهنی است که ساخته و پرداخته ذهن است و ما به ازای خارجی ندارد.

لذا آنچه در فرمایش مرحوم آخوند، مرحوم نائینی و مرحوم خویی آمده قابل قبول نیست.

بنابر اینکه بگوئیم ترک ترک که نه ما به ازای خارجی دارد و نه منشأ اقتضا ، لذا چه طور می توان گفت ترک ترک التزامش وجود است؟ اینجا مصداقی در خارج جز فعل ندارد در عدم العدم مصداقی جز وجود ندارد.

این مطلب در خارج قابل خدشه است،مصداق و صدق ناظر به عالم ماورای ذهن است در مانحن فیه مصداقی از خارج نمی توان برایش پیدا کرد.

محال است ترک ترک مصداق داشته باشد عدم العدم مصداقی ندارد، اگر بگویید مصداقش وجود است محال است مصداق وجودی، مصداقش عدم باشد.

لذا ترک ترک ما به ازای خارجی و منشأ خارجی ندارد بلکه مصنوع ذهن بشر است،از این رو باید گفت این فرمایشات مرحوم نائینی و.. که خواستند اتحاد مصداق برایش درست کنند قابل خدشه است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul39-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-39.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *