درس خارج اصول 93-94 جلسه 33

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و سوم درس خارج اصول

کسانی که قائل شدند به اقتضای امر به شی و نهی از ضد،آن هم نهی از ضد خاص،لذا می گویند عدم یکی از دو ضد مقدمه برای ضد دیگر است، مثلا ترک صلوه که مقدمه برای ازاله نجاست است.(قول مشهور این است).

مرحوم صاحب کفایه اشکالاتی را ذکر کردند.

اشکال اول ایشان این است که فرمودند؛ عدم یکی از دو ضد نمی تواند مقدمه برای ضد دیگری باشد، چون مقدمه به چیزی اطلاق می شود که بر ذی المقدمه تقدم داشته باشد و لو تقدم رتبی.

ثانیاً ذوالمقدمه بر آن توقف داشته باشد، اما در مانحن فیه هیچ کدام از اینها محقق نیست بلکه میان دو تا ضد مقارنت و تلازم هست.

اشکال دوم مرحوم آخوند این است که کسی که قائل شود که ترک احد الضدین مقدمه برای وجود ضد دیگر است این منجر به دور می شود.

مرحوم محقق خوانساری پاسخ دادند و فرمودند؛ منجربه دور نمی شود زیرا از یک طرف توقف فعلی است واز طرف دیگر شأنی است.

مرحوم آخوند در پاسخ به قول محقق خوانساری فرمودند؛ اینجاملاک دوری که مستحیل است وجود دارد.

مرحوم نایینی فرمایشی دارند که با استمداد از فرمایش مرحوم آخوند هست.

لذا دلایلی ذکر می کنند در رد قول مشهور؛رد این قول که عدم یکی از دو ضد می تواند مقدمه برای وجود ضد دیگر باشد.

لذامی­فرمایند؛ اگر عدم ضد مقدمه وجود ضد باشد لازم می آید آن امری که محال است مقتضی برای خودش پیدا کند.

اگر محال مقتضی پیدا کند لازمه اش این است که محال تبدیل به ممکن شود،در این صورت لازمه اش انقلاب محال به ممکن است که محال است.

توضیح فرمایش مرحوم نایینی در یک ثمرۀ فقهی روشن می شود؛ایشان می فرمایند، بحث این است که آیا شرط است در نماز اینکه صلوة واقع شود مالایأکل لحم؟ و یا اینکه ما لایأکل لحم مانعیت است برای صلوة؟

محال است که مأکول لحم شرط باشد در صلوة و مالایأکل لحم مانع باشد در صلوة،بلکه باید یکی را ثبوتاً اختیار کرد.

از برخی ادلّه شرطیت استفاده می شود،و از برخی ادلّه مانعیت استفاده می شود،بنابر قول مرحوم نایینی یا باید شرطیت را و یا مانعیت را اختیار کرد.

اراده شرطیت و مأکول لحم و مانعیت ما لا یأکل لحم،هر دو محال است.

وجه اینکه اراده هر دو مستحیل است عبارت است از لزوم وجود مقتضی برای ضدیت، اگر مقتضی برای ضدیت وجود داشته باشد، یعنی آنی که محال ذاتی است تبدیل شود به ممکن ذاتی.

لذا اگر بنا باشد احد الضدین مقدمه برای وجود ضد دیگر باشد این مقدمیت محال است ،الا اینکه در اثر اینکه وجود آن مانع است، اراده اگر مانعیت وجودش نباشد مقدمیت عدم آن معقول نیست،چون عدم این مقتضی نیست که از عدم اقتضایی پیدا بشود پس قطعاً می شود شرط.

مرحوم ناییینی می خواهند بفرمایند از دو ضد مقتضی پیدا نمی شود، در صورت تحقق این امر،لازمه اش این است چیزی که محال است تبدیل شود به امر ممکن و این محال است.

ترک صلوة مقدمه برای ازالۀ نجاست است،بنابر قول ایشان این مقدمیت محال است،زیرا چیزی که محال است برای آن مقتضی فرض کردیم(تبدیل شد به ممکن) (انقلاب امر محال ذاتی به ممکن ذاتی) که محال است.

پس در حقیقت مقدمیت که مستلزم این محال است،محال خواهد بود.(رد قول مشهور)،بنابرقول مرحوم نایینی یا باید گفت مأکول لحم شرط برای صحت صلوة است، یاباید گفت ما لا یأکل لحم مانع برای صلوه است(اراده هر دو محال است).

در صورتی می توان گفت فرض مقتضی محال نیست که آن امر محال تبدیل به ممکن شود و این مستحیل است.

پاسخ به فرمایش مرحوم ناییینی

1- پاسخ نقضی 2- پاسح حلّی

حاصل فرمایش مرحوم نایینی(انکار مانعیت همۀ موانع است)هیچ چیز نمی تواند مانع برای امور عبادی باشد و حال آن­که این یک اصل مسلم است که یکی از اجزای علت عبارت است از عدم المانع.

اجزای علت عبارتند از:(وجود مقتضی، وجود شرط،عدم المانع)

بنابر قول مرحوم نایینی عدم المانع به عنوان اجزای علت نباید فرض شود.

در امور عبادی اقتضای شرطیت و مانعیت است، اگر فرمایش مرحوم نایینی را قبول کنیم باید همه چیزهایی که جزء موانع است برداشته شود در حالی که این قول قابل قبول نیست.

پاسخ کلی:

استدلال ایشان هم یک کبری و یک صغری دارد.

کبری (اقتضای محال محال است.و چون به محال ذاتی تبدیل می شود به امکان ذاتی،صغری اگر احد الضدین مقدمه برای ضد دیگر باشد اقتضای محال به وجود می آید.

قول مشهور:عدم احد الضدین مقدمه برای وجود ضد دیگر است، (ترک صلوة مقدمه برای ازاله نجاست است)بنابر قول مرحوم نایینی اگر اینطور باشد اقتضای محال لازم می آید در حالی که اقتضای محال محال است.

لذا از نظر کبری قابل مناقشه نیست،مهم تطبیق این کبری در صغری است،لذا باید دید که اصلاً محال بالذات چیست؟هر چیزی که محال بالذات باشد اقتضایش هم محال است.

اجتماع ضدین محال بالذات،وجود این ضد با آن ضد می شود محال ،اما وجود هر یک از دو ضد که محال است.

آنی که در ضدین مستحیل است جمع بین وجودین است نه هر یک از آنها،قاعده مورد قبول است اما باید دید در مانحن فیه آیا مصداق آن کبری واقع می شود یا خیر؟

لذا در وجود 2 مقتضی برای 2 ضد، جمع بین دو مقتضی برای ضدین پیدا می شود نه جمع میان ضدین،یعنی اجتماع 2 مقتضی برای 2 ضد که محال نیست.

جمع بین دو ضدین محال نیست و روی این حساب کلام مرحوم نایینی هم به لحاظ نقضی و هم به لحاظ حلی جواب دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul33-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-33.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *