درس خارج اصول 93-94 جلسه 31

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و یکم درس خارج اصول

بحث در موضوع مسألۀ ضد بود لذا باید این پرسش را مطرح نمود که آیا امر به شی نهی از ضد می کند یا خیر؟

بدیهی است عدم ضد خاص مقدمه وجود ضد دیگری است، یعنی وجود صلوة بر عدم ازاله توقف دارد، وقتی که نماز واجب شد و مقدمه اش هم واجب می شود البته طبق ملاک مباحث پیشین(مقدمه واجب واجب است)، وقتی واجب شده امر به عدم،اقتضا می کند نهی از ضد عام را که در این مسأله ضد عام مطرح می شود، چون عدم ازاله از جهت مقدمیّت واجب شده است،نقیض عدم ازاله و ضد آن وجوب است و بالعکس.

لذا قطعاً امر به شی مقتضی از نهی از ضد عام می شودکه در نتیجه وقتی شارع ما را امر به ازاله نجاست از مسجد کرده است، لذا وجوب از امر به ازاله وجوب عدم صلوة را اقتضا خواهد کرد ، بنابراین وقتی شارع ما را امر کرد به وجوب ازاله،این وجوب لزوم ازاله مقتضی وجوب عدم صلوة است و این امر اقتضا نهی از صلوة دارد،و در صورت نهی، خود عبادت منهی عنه می شود.

بحثمان از مسأله اقتضای امر به شی نهی از ضد خاص،اقتضای عقلی می شود نه اقتضای لفظی.

مسألۀ دوم: وجود ضد خاص ملازمه دارد با عدم ضد دیگر،نه اینکه آن عدم مقدمه این باشد بلکه از باب ملازمه است، وجوب امرازاله نجاست از مسجد صلوة مقتضی عدم صلوة می باشد.

بنابراین مثلا زمین باید در حکم با هم موافق باشند وقتی ازاله واجب شود عدم صلوة ملازم با وجود ازاله می­شود.

به حکم این قاعده قطعاً عدم صلوة واجب می شود چون ملازمه ازالۀ واجب میشود(ترک صلوة)، در آن صورت امر به عدم صلوة اقتضا می کند نهی از نقیضش را(فعل صلوة)،این هر دو طریق می شود اقضای عقلی،نه دلالت مطابقی،التزامی،تضمنی که مبنایش لزوم بین معنی الاخص است، البته لزوم دراینجا لزوم غیر مبین است و احتیاج به استدلال دارد.

هر جایی که ملازمه محتاج به استدلال نباشد داخل می شود در دلالت التزامی لفظی،که قطعاً اقتضایش هم لفظی خواهد شد.

هر جایی که ملازمه محتاج به استدلال باشد در آن صورت عینیت،جزییت،لزوم بین به معنی الاخص نیست لذا اقتضای عقلی خواهد شد.

بنابراین 2 مسأله در اینجا پدید می آید:

1- اقتضای امربه شی نهی از ضد عام(اقتضای لفظی و عقلی)

2- اقتضای امربه شی نهی از ضد خاص(منحصراً اقتضای عقلی یا از طریق مقدمیت یا تلازم)

اصل مسأله:

امر نخست: آیا امر به شی مقتضی نهی از ضد خاص هست یا خیر؟ضد خاص(امر به ازاله نجاست مقتضی نهی از صلوة است).

ضد عام(مطلق ترک): تحقق وجوب ازاله نیاز به مقدمه ترک صلوة است لذا در اینجا امر اقتضای امر به شی ء نهی از ضد از طریق مقدمیت 5 قول در مسأله وجود دارد.

1- مطلقا قائل به مقدمیت هستیم،وجود احد الضدین مقدمه برای عدم آن ضد است، وجود ازاله مقدمه برای عدم وجوب صلوة است، عدم آن ضد مقدمه برای این ضد است،وجودآن ضد نسبت به عدم این ضد،عدم این ضد نیست ،وجود آن ضد،وجود و عدم هر ضدی مقدمه برای وجود وعدم ضد دیگر است.

2- عدم قول به مقدمیت مطلقا

3- عدم احد الضدین موقوف ب وجود ضد دیگر است.وجود احد الضدین مقدمه برای عدم ضد دیگر است.

4-عدم احد الضدین مقدمه وجود ضد دیگر است

5- عدم مقدمه است وجود احد الضدین مقدمیت ندارد لیکن ضد را به ضد موجودو ضد معدوم تقسیم می کنیم، که نسب به ضد موجود مقدمیت دارد و نسبت به ضد معدوم خبری از مقدمیت نیست.

از میان این اقوال 3 قول مورد تأیید است؛

1- قول مقدمیت عدم احد الضدین برای وجود ضد دیگر که قول مشهور است.

2- قول به تفصیل میان ضد موجود و ضد معدوم که از محقق خوانساری است.

3- انکار مقدمیت مطلقا چه در جانب وجود و چه درجانب عدم ضد، نه در ضد موجود و نه در ضد معدوم،که برخی از محققین از متأخرین به آن قول گرایش پیدا کردند لذا در حقیقت 3 قول در مسأله وجود دارد.

قول اول که قول مشهور است،عدم احد الضدین مقدمه است برای وجود ضد دیگر.

اما دلیلشان دلیل بر مقدمیت است،بدون شک بین ضدین تمانع وجود دارد، ازاله و صلوة متمانعین در وجود هستند و بالعکس،هنگامی که تمانع بین ضدین محقق شود یکی از اجزاء علت مقتضی است یکی شرط و دیگری عدم المانع.

لذا قطعاً عدم ضد مقدمه برای وجود ضد دیگری است چون این ضد مانع از آن ضد است و عدم المانع هم از مقدمات وجود شیء است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul31-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-31.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *