درس خارج اصول 93-94 جلسه 29

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و نهم درس خارج اصول

مرحوم صاحب فصول بیان نمودند مقدمه ای واجب است که ایصال و ترتب ذی المقدمه بر مقدمه را به دنبال داشته باشد، مثل اینکه وضو می گیرد و سپس نماز می خواند در غیر این صورت مقدمه ای که انسان را به ذی المقدمه نرساند وجوبی نخواهد داشت،مرحوم صاحب فصول بین مقدمه موصله و مقدمه غیر موصله تمایز قایل شدند.

مرحوم آخوند اشکالاتی به این قول مرحو م صاحب فصول وارد کردند که برخی اشکالات وارد است لیکن در اغاز بحث 3 دلیل صاحب فصول ذکر میگردد:

دلیل اول: بین وجوب مقدمه و وجوب ذی المقدمه عقلاً ملازمه است،حکم عقلی قدر متیقّنش آن جایی است که مقدمه موصله باشد، یعنی وقتی که مقدمه موصله هست قطعاً عقل حکم به ملازمه خواهد کرد و با وجوب ذی المقدمه،مقدمه واجب خواهد شد و لی در غیر موصله چنین حکمی نیست.

دلیل دوم: اگر مولا از ما مقدمه موصله را طلب نماید این به حکم عقل مانعی وجود ندارد عقل می گوید مولا می تواند ابتدا به ذی المقدمه امر کند آن وقت مقدمه ای را از ما طلب کند که آن مقدمه ما را به ذی المقدمه می رساند مثل مشی که مقدمه برای انجام حج است.

مرحوم صاحب فصول فرموند مولا می تواند از ما مقدمه ای موصله را طلب نماید،از سوی دیگر همان طور که مولا اگر ذی المقدمه را از ما طلب نماید و مقدمه را خواستار نشود این عقلاً قبیح است،مثلا نماز را بدون وضو از ما طلب نماید.

لذا همانطور که مولا اگر مقدمه ای غیر موصله را طلب نماید عقلا قبیح است،روشن می شود مقدمه در صورتی که موصله باشد واجب است در غیر این صورت واجب نیست.

دلیل سوم: غرض از مقدمه این است که ما به ذی المقدمه برسیم وغرض توصل به ذی المقدمه است.یعنی تکلیف، به مقدمه ای تعلق می گیرد که موصله باشد امامقدمه غیر موصله تکلیفی ندارد.

مرحوم آخوند در پاسخ به این ادله های سه گانه فرمودند؛ اولاً ملاک در حکم وجوب مقدمه همان مقدمیت آن است، و ثانیاً توقف داشتن ذی المقدمه بر مقدمه است این است که 2 ملاک هم درمقدمه موصله و هم در مقدمه غیر موصله وجود دارد، بدین ترتیب عقلاً هر دو واجب است، لذا تفصیل بین این دو بی معناست.چون غرض از مقدمه توانمندی نسبت به انجام ذی المقدمه است واین غرض در مقدمه موصله و در مقدمه غیر موصله مشاهده می شود.لذا اشکالی که بر فرمایش مرحوم صاحب فصول وجود دارد این است که ترتب ذی المقدمه به مقدمه ایصال ذی المقدمه بر مقدمه هیچ نقشی در مقدمیّت مقدمه ندارد، نه به عوان شرط وجوب، نه به عنوان شرط واجب،زیرا آن غرضی که مولا سبب شده و به دنبال آن بود که مقدمه را واجب کند در مقدمه موصله و مقدمه غیر موصله این هدف نهفته است.

لذا محال است و ممکن نیست مولا غرضش از وجوب به مقدمه ایصال و ترتب باشد چون غرض تمکن و توانایی به اتیان ذی المقدمه است.

هم چنین ترتب و ایصال اینگونه نیست کمه بر مقدمه مترتب شود مگر بعضی از مقدمات فعلی که از انسان صادر می شود که 2 شکل دارد.

1- فعل اختیاری و مباشری است که انسان مباشرتاً آن فعل را انجام می دهد،در افعال مباشری جزء اخیر علت فعل همان اراده و اخیر فعل است ، خود آن عمل در گرو انتخاب انسان است.هر وفت اراده کند آن کار انجام می گیرد.

2- افعال غیر اختیاری و تولیدی اند، اموری که با واسطه انجام می شوند یعنی تحقق واسطه تحقق افعال را در پی خواهد داشت.

لذا اشکال بر صاحب فصول روشن می شود بدین صورت که در افعال اختیاری و مباشری در این نوع افعال اینگونه نیست که با انجام مقدمات ایصال به ذی المقدمه تحقق پیدا کند زیرا اگر همه مقدمات هم اتیان شود ممکن است آن جزء اخیر علت یعنی اراده محقق نشود در نتیجه ذی المقدمه دیگر مترتب نمی شود.

ایصال و ترتب در آن قسمت از مقدماتی که از نوع افعال اختیاری هستند مترتب نیست، لیکن در آن قسمت از مقدماتی که ازنوع افعال تولیدی هستند مشروط به ایکه همه علت تامه محقق شود ذی المقدمه هم مترتب می شود.

لذا اگر قائل به صحت کلام صاحب فصول شویم و تنها مقدمات موصله وجوب داشته باشد لازمه اش این است که مقدمه موصله تنها در آن قسمت از افعال تولیدی آنجایی که تمام مقدمات محقق گردند واجب باشند و اکثر مقدمات واجب نباشد این اشکال به کلام مرحوم صاحب فصول وارد است.

اشکال دوم که بر صاحب فصول وارد است این است که اگر انسان مقدمه ای را انجام می دهد با قطع نظر از اینکه انتظار ایصال ذی المقدمه به مقدمه را داشته باشد آن تکلیفی و امری که به مقدمه تعلق گرفته آن از انسان ساقط می شود، دیگر از امر اتیان مقدمه را مطالبه نمی کند، پس اینگونه نیست که امر به مقدمه موصله تعلق گرفته باشد، مثلا شخصی مقدمه واجبی را انجام داد بدون آنکه آن مقدمه مثل وضو به اتیان نماز منتهی شود،آیا در انجام آن مقدمه تکلیفی دارد؟مسلماً تکلیف از او ساقط است و صاحب فصول نیزقائل به این قول است زیرا مقدمه اطاعت شد.

این مقدمه ای که انجام داد به خاطر موافقت با مولا و امتثال امر مولا است، پس با اتیان مقدمه و انجام مقدمه و لو اینکه مقدمه موصله نباشد انتقال امر مولا ثابت می شود ،این باعث می شود امری که بر مقدمه متوجه بود ساقط شود لذا دیگر امری در کار نیست و تکلیف ساقط است.

بنابراین در وجوب مقدمه بین مقدمه موصله و غیر موصله تفاوتی نیست و این فرمایش مرحوم صاحب فصول قابل قبول نیست.

اشکال دیگری که به فرمایش مرحوم صاحب فصول وارد است این است که اگر غرض از مقدمه توصل باشد یعنی رسیدن به ذی المقدمه باشد اشکال دور و اجتماع مثلین به وجود می آید در نتیجه وجود ذی المقدمه خود هدف می شود.

یعنی مقدمه در صورتی مطلوب است که ذی المقدمه وجوب پیدا می کند لذا وجوب ذی المقدمه شرط برای وجوب مقدمه شده است، به تعبیر دیگر وجوب ذی المقدمه مقدمه است بر این که مقدمه ذی المقدمه واجب غیری داشته باشد به نحوی که اگر ذی المقدمه وجود پیدا نکند مقدمه دیگر به عنوان واجب غیری نخواهد بود.

از طرف دیگر مقدمه هم مقدمه وجود ذی المقدمه است، یعنی تا مقدمه تحقق پیدا نکند ذی المقدمه هم محقق نمی شود، پس هر کدام از مقدمه و ذی المقدمه می تواند بر هم مترتب شوند که این دور است.

علاوه بر این بنا بر فرمایش مرحوم صاحب فصول،ذی المقدمه و مقدمه وجوب مقدمه باشد، اشکال این است که ذی المقدمه از آن جهت که ذی المقدمه هست وجوب نفسی دارد و از آن جهت که مقدمۀ مقدمه هست وجوب غیر ی دارد، لذا لازمه اش این است که ذی المقدمه به 2 وجوب واجب باشد وجوب نفسی و وجوب غیری، روشن می شود اجتماع 2 وجوب در کنار هم از قبیل اجتماع مثلین و محال است، نتیجه این می شود که دروجوب مقدمه ایصال به ذی المقدمه هیچ اثری ندارد لذا فرمایش مرحوم صاحب فصول خالی از اشکال نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul29-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-29.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *