درس خارج اصول 93-94 جلسه 24

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و چهارم درس خارج اصول

وجه دیگر در رفع اشکال در مانحن فیه وجهی است که مرحوم آیت الله خویی فرمودند، آن چیزی که درذی المقدمه هست یکی از دو امر است:

1- اتیان عمل به داعی مطلوبیت نفسی است و لو اینکه قصد نداشته باشد که ذی المقدمه را اتیان کند، مثلاً شخصی قصد وضو دارد به داعیِ اینکه مطلوبیت نفسی دارد، اماقصد اقامه صلوة در کار نیست ، خود وضو اتیانش به داعی مطلوبیت نفسی است.

2- عمل را اتیان کنیم به داعی توصل به واجب نفسی، اینکه خودش مطلوبیت نفسی داشته باشد، اگر چه ما ندانیم این عمل استحباب نفسی دارد که اینجا نیز به وجه قربی است.

مرحوم آقای خویی می فرمایند:پس داعی که اینجا وجود دارد نسبت به واجب نفسی (ذی المقده)، فردش هم در تحقق عبادیت نقش دارد و هم در تحقق قرب، و هم اینکه موجب ثواب است.

حل اشکال بدین صورت است که:

  1. اشکال ثواب مرتفع می شود چون آن عمل را به داعی امر غیری انجام ندادیم بلکه به داعی توصّل به واجب نفسی اتیان نمودیم بدین منظور ما وضو را انجام می دهیم تا به واجب نفسی برسیم، لذا به منظور توصّل به واجب نفسی این عمل را اتیان شد نه به داعی امر غیری.
  2. اشکال عدم عبادیت هم مرتفع می شود چون عبادیت عمل منوط به اضافۀ به مولا، هیچ ویژگی و خصوصیتی در خود اضافه وجود ندارد. بدون شک اگر مقدمه اتیان شود مثل نصب نردبان به داعی تحقق مطلوب مولا (رفتن علی السطح)، این به آن صورتی که من نصب کنم سلم را به داعی توصل به مطلوب مولا، این دو صورت با هم فرق می کند.

چون در امر اول عمل، اضافه به مولا پیدا نکرده است در اتیان مقدمه دارم مبادرت می ورزم، اما اضافۀ به مطلوب مولا پیدا نکرده است.

در مورد دوم نصب سلم به داعی توصل به ذی المقدمه است، و موضوع تحقق و قُرب در جایی است که عمل نسبت به مطلوبیت مولا انجام بشود. ولی اگر بدون اضافه و مطلوب مولا باشد اتیان آن عمل جنبه عبادیت نخواهد داشت.

منشأ فرمایش مرحوم خویی

منشأ فرمایش مرحوم خویی بر اساس نقطه نظری است که مرحوم شیخ در مانحن فیه دارند، یعنی مرحوم خویی در حقیقت کلام شیخ انصاری را خوب تقریر کردند و این نظر را ارائه دادند، زیرا منشأ این کلام فرمایش شیخ است، از منظر شیخ بین واجب توصّلی و تعبدی تفاوت از جهت خود امر متعلق به این دو نیست،امری که متعلق به توصّلی و تعبدی است، هر دو امر می باشد و در هر دو جا طلب وجود دارد، صیغۀ افعل از آن مطلب برداشت می شود.

یک وقت گفته می شود پیراهن را از بول حیوان غیر ماکول اللحم بشوی،در یک صورت نیز وقتی که قصد اقامه نماز کردید فاغسلو وجوهکم در طلب فرقی نیست، نسبت به صلّ امر است، طلب پشت آن است،نسبت به آنجا که لباست را باید از بول حیوان غیر ماکول اللحم بشویی، آنجاهم امر و طلب وجود دارد در جهت اینکه در هر دو وجود دارد، لذا مرحوم شیخ می فرماید تفاوتی وجود ندارد ، پس اینحا فرق از جهت دیگر است.

وجه تفاوت

گاهی غرض قائم به خود آن متعلق است و مصلحت به تحقق آن محقق می شود، گاهی هم مصلحت و ملاک به تحقق متعلق محقق نمی شود بلکه نیاز به ضمیمه ای دارد که همان متعلق باید به آن ضمیمه آورده شود، یعنی من وقتی متعلقی که مولا از من خواسته، آن متعلق باید به عنوان امتثال آورده شود.

شارع امر می کند آن عمل را، بدون قصد امتثال انجام می گیرد و غرض مولا حاصل می شود.

یک وقت امر مولا را اطاعت می کنم منتها به عنوان امتثال، اینجا در غرض و مصلحت تفاوت است .

مرحوم شیخ انصاری می فرماید: این دو با هم متفاوت است چون غرض مولا اتیان عمل به قصد امتثال است، لذا احتیاج به امر دیگری داریم.

  1. خود عمل را اجابت می کند لذا صلّ به خود عمل بر می گردد از قبیل تکبیر،رکوع و سجود…
  2. امر مولا به عنوان امتثال(این صلوة را به داعی امتثال امر مولا اتیان کن، امر دوم در امر توصلی اینگونه است.

در ناحیۀ مقدمه هم دو امر وجود دارد، گاهی توصّل به ذی المقدمه متوقف به خود وجود متعلق امر غیری است و امری دیگری دخالت ندارد، لازمه اش این است که متعلق امر غیری محقق می شود، در این صورت به ذی المقدمه خواهیم رسید، مثل وضو نسبت به ذی المقدمه .

گاهی توصّل به ذی المقدمه محقق نمی شود مگر اینکه خود مقدمه اتیان شود به داعی توصّل به ذی المقدمه که نیازمند امر دوم می باشد.

لذا همانگونه که در واجب توصّلی و تعبّدی در امر نیاز داشتیم در واجب غیری هم دو امر نیاز داریم.

همانگونه که در آن فرض در بحث واجب توصّلی غرض عبارت بود از صلوة، به عنوان مثال در بحث واجب توصّلی و تعبّدی؛ یک وقت صلوة تنها است یک وقت صلوة به داعی امتثال است، در این صورت هم اینگونه است، چون غرض مولا عبارت است از توصّل به ذی المقدمه ،این امر متوقف بر اتیان مقدمه به داعی توصّل است، در این صورت محتاج به امر دومی هستیم از نوع و سنخ امر اول، یعنی همان جواب اشکال که در باب واجب تعبّدی و توصّلی مرحوم شیخ فرمودند، اینجا هم همان بیان را فرمودند.

لیکن فرق است بین اینکه شما در واجبات غیری مقدمه را به داعی توصل به ذی المقدمه اتیان نمائید و یا بدون قصد داعی توصّل به ذی المقدمه، اینجا گرچه بین بحث واجب توصّلی و تعبّدی و بحث واجب غیری تفاوتی وجود دارد، در توصّلی و تعبّدی دو امر وجودی بودند، یک امر به طبیعت صلوة است، یک امر به صلوة به قصد امتثال است، منتها هر دو امر نفسی اند، امر اول صلّ به تکبیره الاحرام…بر می گردد(نفسی)، صلوة به قصد امتثال(امر دوم)نفسی است، اما در مانحن فیه هر دو امر غیری است، زیرا مقدمه نسبت به ذی المقدمه که اگر قصد و داعی توصّل به ذی المقدمه باشد باز هم مقدمه اش غیری است،و اگر بدون توصّل به ذی المقدمه باشد باز هم امر به مقدّمه امر غیری است اگر این باشد یک وقت امر به وضو است به عنوان امر غیری.

امر دوم که می آید می گوید این وضویی که می خواهی بگیری به داعی توصّل به صلوة امری غیری است.

چون توصّل به صلوة توقف بر اتیان غسل و مسح است.

هم چنین اتیان آن غسل به داعی توصّل ذی المقدمه است پس امر دوم هم غیری می شود لذا هر دو امر غیری است .

لذا مرحوم آقای خویی اینگونه در محاضرات بیان کردند که منشأ این بحث در بیان مرحوم شیخ انصاری است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul24-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-24.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *