درس خارج اصول 93-94 جلسه 22

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و دوم درس خارج اصول

بیان شد که پاسخ هائی که مرحوم آخوند به مرحوم شیخ بیان نمودند دفع اشکال نخواهد کرد.

محوم شیخ می فرمایند: شخصی غافل یا جاهل به استحباب نفسی است اگر عمل را داعی و به انگیزه توصّل به واجب انجام دهد و امر غیری را اتیان نماید مقدمه حاصل خواهد شد، در حالی که عبادیت نفسی قصد نشده است چون جاهل و غافل به استحباب نفسی است.

جواب مرحوم آخوند این است که امر غیری چون دعوت بما هوالمقدمه می کند؛(اجزاء وضو علی وجه القربی)قطعاً قصد امر غیری، استحباب نفسی قصد شده است چون وضو علی وجه القربی انجام می شود.

این جوا ب مرحوم آخوند اشکال مرحوم شیخ را برطرف نمی سازد چون فرض بر این است که غفلت و جهل بر مکلف موجود است لذا با غفلت و جهل مسلماً قصد محال است و با عدم قصد عنوان عبادی نیز احراز نمی شود.

اشکال دوم شیخ آنگونه که در تقریرات ایشان آمده است این است که شستن پیراهن امری توصّلی است، صلوة امری تعبدی است و وضو جامع هر دو می باشد،یعنی حیث غیری و توصّلی و هم حیث عبادیت را دارا است،لذا توصلی عبارت است از آنچه که غرض از آن فقط توصل به ذی المقدمه است. وقتی که این مقدمه انجام شود غرض حاصل می شود حال می خواهد به هر نحوی صورت پذیرد،لیکن در طهارات ثلاث اگر با هر وجهی صورت گیرد غرض حاصل نخواهد شد.

مرحوم شیخ جواب می دهند و می فرمایند؛ امر در این صورت تعلق گرفته به آن چیزی که عبادت است و جنبۀ عبادی دارد لیکن ما هیچ دلیلی نداریم که همۀ مقدمات باید به گونه ای باشد که اگر به وجه غیر قربی حاصل گردد مقدمیّت آن محقق باشد، البته این جواب مرحوم شیخ در صورتی منطقی و صحیح به نظر می رسد که آن اشکال اول را مرتفع نمائیم چون در صورت جهل و غفلت بحث این است که مقدمه اصلاً اتیان نمی شود چون جهل و غفلت نسبت به مطلوبیت نفسی وجود دارد لذا مقدمۀ عبادی قابل اتیان نیست و اشکال اول در جای خود باقی است.

مرحوم شیخ اشکالی در فقه در باب کیفیت وضوبیان فرمودند: امر غیری تعلق می گیرد به آنچه که به عنوان مقدمه بر آن اطلاق می شود و خود متعلق عنوان مقدمه نیست بلکه متعلق به واقعِ مقدمه است.

پس امر غیری توقف دارد بر اینکه در رتبۀ قبل از امر غیری،مقدمیّت طهارات ثلاث تمام بشود و تمام شدن مقدمیت اینها متوقف است بر اینکه به عنوان عبادت تلقّی شوند و فرض بر این است که عبادیّت اینها باید از جانب امر غیری بیاید و ناگزیر دور لازم می آید. یعنی توقّف امر غیری بر مقدمیّت و توقف مقدمیّت که رفع حدث یا طهارت باشد بر عبادیّت که به قصد قربت اتیان شود و توقف اتیان به قصد قربت بر قصد امر غیری هم که متفرّع بر خود امر غیری است و این دور است.

بازهم اشکال مرحوم شیخ باقی است که جاهل و غافل چه باید بکنند و در این خصوص مفروض این است که عبادیت با آن استحباب نفسی تمام نمی شود. لذا چاره ای نیست اینکه بگوئیم یا نسبت به جاهل و غافل از استحباب نفسی، مقدمه عبارت از طهارات بدون قصد قربت است که این از نظر فقهی باطل است و یا مقدمه عبارت از طهارات است و عبادیت به امر غیری حاصل می شود،باز محذوریّت دور پیش می آید.

پس اشکال شیخ همچنان یاقی مانده است و گریزی به آن نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul22-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/Usol-93-22.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *