درس خارج اصول 93-94 جلسه 16

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شانزدهم درس خارج اصول

بحث در خصوص شک در واجب نفسی و غیری بود،اگر شگ کنیم در مورد عملی که آیا واجب نفسی است یا غیری؟ آیا اطلاق به عموم در این دو مورد وجود دارد تا با تمسک به آن خود را از شک و تردید رها کنیم؟

رأی و نظر مصنف بر این است که اطلاق صیغۀ امر اقتضا دارد واجب نفسی باشد، زیرا واجب غیری واجبی است که به خاطر غیر واجب است،و موونۀ زائده ای دارد حال اگر شارع آن را بیان نکند اطلاق کلام شارع اقتضا دارد که واجب نفسی باشد. در واجب نفسی قید وجود ندارد حال آنکه در واجب غیری شرط و قید وجود دارد لذا کلام مولا وقتی مطلق شد اقتضا دارد واجب نفسی باشد نه غیری.

بین آخوند و مرحوم شیخ اختلاف وجود دارد؛

مرحوم آخوند می فرماید: در هیأت ها وضع عام موضوع له عام (در باب حروف نیز این اختلاف در مسألۀ واجب و مشروط هم مشخص بود).

از نظر مرحوم شیخ: وضع عام موضوع له خاص است مفاد هیأت ها خاص و جزئی است زیرا هیأت امر مفادش طلب است از نو طلب وجوبی جزئی و شخصی،بدین نحو که مفاد هیأت آحاد اشخاص است وصیغۀ افعل آحاد طلب را شامل می شود(وضع عام موضوع له خاص).

نتیجه:بنابر قول شیخ انصاری مفاد هیأت ها کلی نیستند ،و عمومیت و اطلاق نخواهند داشت،حال اگر قرینه ای به تقیید نیامده باشد، از اطلاق کلام نفسی بودن را نمی توان استفاده کرد زیرا مفاد هیأت عام نیست لذا نمی شود اطلاق گیری نمود، لیکن بنا بر فرمایش شیخ انصاری احتمال شرطیت وجوددارد،در مانحن فیه نیز چون قید ذکر نشده می توان گفت منظور واجب نفسی است چون مولا در مقام بیان است و کلام مولا مطلق است ،بنا بر نظر آخوند کلام محل اشکال نیست، لیکن بنا بر فرمایش شیخ ممکن نیست تمسک به اطلاق،چون مفاد هیأت طلب وجوبی شخصی است نه طلب وجوبی کلی،اگر طلب وجوبی کلی بود درست بود لیکن طلب شخی قید بردار نیست لذا مرحوم آخوند کلام شیخ را نقد می کنند.

نقد مرحوم آخوند به مرحوم شیخ انصاری: مفاد هیأت فردخارجی طلب و شخصی طلب محال است معلول صیغۀ امرواقع شود، چون صیغۀ امر نمی تواند برای ما طلب شخصی و فردی ایجاد کند بلکه قاعده برعکس است،(شناخت انسان از یک مسأله،تصور نسبت به آن مسأله،درنظر گرفتن مصالح و مفاسد،ایجاد شوق،حصول طلب حقیقی(لذا برزبان متصور خواهد شد) ومی شود اضرب،پس باید گفت صیغۀ امر خودش معلول طلب حقیقی است یعنی طلب حقیقی در عمق و روح انسان حاصل می شود و بعد می شود اضرب.

مرحوم آخوند می فرماید با صیغۀ افعل نمی توانید طلب شخصی ایجاد کنید بلکه صیغۀ افعل در گرو طلب حقیقی است نخست باید ارادۀ شخصی ایجاد شود و بعد بر زبان جاری شود.

لذا امکان ندارد طلب حقیقی معلول صیغۀ امر واقع شود، بلکه صیغۀ امر حاصل طلب حقیقی است، لذا مفاد هیأت، طلب انشایی است نه طلب حقیقی.

هم چنین مرحوم آخوند می فرماید: قول شیخ مبنی بر تعلق صیغۀ افعل بر طلب حقیقی مطلوب است منتهی منافاتی نیست که آن مطلوب به طلب حقیقی باشد اما در عین حال مطلوب به طلب انشائی نیز باشد یعنی عام و خاص من وجه را بین این دو طلب ذکر می کند.

گاهی اوقات طلب حقیقی است اما طلب انشائی نیست،شخصی در باطنش قصد می کند (اراده و طلب حقیقی وجود دارد)اما انشاء نمی کند و به زبان جاری نمی سازد.

گاهی اوقات طلب انشایی وجود دارد اما طلب حقیقی نیست مثلا در جائی که قصد امتحان و آزمایشی در کار باشد.

گاهی اوقات هم طلب انشائی و هم طلب حقیقی وجود دارد،مانند آنجائی که می گوئیم اضرب، اما در سابق نیز طلب جدی داریم .لذا منافاتی نیست که آن مطلوب به طلب حقیقی باشد اما در عین حال مطلوب به طلب انشائی نیز قرار گیرد.

نتیجه این می شود که قول جناب شیخ انصاری قابل قبول نیست و خلط بین مفهوم و مصداق ایجاد شده است.

مفاد صیغۀ امر طلب انشائی است نه طلب حقیقی،چون طلب حقیقی قبل از هیأت فعل امر است و قبلاً باید حاصل شده باشد، در حقیقت صیغۀ افعل مبین مافی الضمیر انسان است لذا خلط بین مفهوم و مصداق ایجاد شده است. لذا این قول که اصولیین از صیغۀ امر طلب را استنباط کردندمقصود طلب انشائی است.

سوال: چرا اصولیین انشایی بودن طلب را به صراحت ذکر نکردند؟

پاسخ مرحوم آخوند: چون مسأله بسیار واضح بوده است، با صیغۀ افعل طلب حقیقی واقع نمی شود حال در چنین حالتی قابلیت تغییر نیز وجود دارد لذا شک بین واجب نفسسی و غیری حمل بر واجب نفسی می شود ، البته اگر مولا در مقام بیان باشد.

فرمایش مرحوم کمپانی:

مقدمات حکمت اقتضای اطلاق ندارد بلکه اقتضای عدم تقیید وجوب را دارد،یعنی مقتضای مقدمات حکمت، جهت عدمی است نه جهت اطلاق.

زیرا ما یک جهت وجوبی داریم و جهت عدمی، یکی مقید به وجود است و دیگری مقید به عدم ،وجوب نفسی وجودی است که للغیرنباشد اما وجوب غیری مقید به این است که للغیر باشد(وجود). لذا هر تقییدی محتاج به بیان است چون مؤؤنۀ زائده دارد و مو لا باید بیان نماید.

در عالم واقع و عالم ثبوت قید تاره وجودی است تاره عدمی است، آنجا که وجودی باشد محتاج به بیان است و آنجائی که عدمی باشد نیازمند بیان نیست، در مانحن فیه وجوب نفسی وجوبی است لنفسه.این در ظاهر امر وجودی است اما به حسب واقع عدمی است چون وجوب نفسی وجوبی است که للغیر نباشد مانند صلواه، اما در وضو که واجب غیری است وجوبش به خاطر صلواه است اما وجوب غیری وجوبی است که مقید به غیر شده باشد.

بنابراین بنا بر فرمایش مرحوم کمپانی وجوب نفسی امر عدمی است و وجوب غیری امر وجودی است، آنی که نیاز به بیان امر وجودی است ،و عدم البیان خودش بیان است. و مؤؤنۀ اضافه ای ندارد و سکوت مولا خود دال بر دلیل است.

ارتکازات عرفی«و الدلیل علی ذللک ه ارتکازات العرفیه»:

مقلا شخصی قلم را برای نوشتن مقالات استفاده کند، این امر وجود غیری است، اما شخصی فقط خواهان چیزی گردد لیکن قیدی وجود ندارد و به صورت مطلق است که در این صورت واجب نفسی است .

مرحوم کمپانی می خواهند بیان کنند که مقصود ما این است که در مانحن فیه جناب مرحوم آخوند کلام خود را اصلاح نمایند و بفرمایند: مقدمات حکمت اقتضای عدم وجوب را دارد نه اطلاق وجوب را،لذا ایشان به وجه عدمی تصریح کردند.

کلام ایشان مشابه کلام مرحوم آخوند درآخر بحث مطلق و مقید است ،مرحوم کمپانی به مرحوم آخوند تذکر می دهد که در مقدمات حکمت سراغ اطلاق نروید و درمقدمات حکمت قائل به عدم تقیید وجوب شوید.

نتیجه:اطلاق در اینجا به معنای سعۀ وجوب نیست، بلکه به معنای عدم تقید وجوب به غیریت است،لذا مرحوم کمپانی تصدیق می کند که هر دو وجوب مقیداست منتهی اینگونه نیست که مطلق باشد ،بلکه واجب نفسی اگر مقید است جهت عدمی اش لحاظ می شود، و واجب غیری اگر مقید است مقید وجودی است چون وجوب نفسی یعنی للغیر نیست بر خلاف وجود غیری .لذا از مقدمات حکمت رهنمون میشویم به اینکه وجوب قید ندارد.

بیان مرحوم کمپانی منطقی به نظر می رسد.از این رو در این قسم مقصود واجب نفسی است نه غیری.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul16-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/usol-93-16.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *