درس خارج اصول 93-94 جلسه 13

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سیزدهم درس خارج اصول

مرحوم آخوند بعد از آنکه تعریف مشهور در رابطه با واجب نفسی و واجب غیری را مطرح نمودند سپس اشکالی بر آن وارد نموده و بعد از آن تعریفی از خودشان ارائه نمودند.

آنچه که مرحوم آخوند در تعریف جدید فرمودند این است که، عناوین گاهی موصوف به حکم هستند و گاهی نیز موصوف به حکم نیستند بعضی از امور، ذاتا حسن هستند و بعضی از امور ، حُسنی ندارند مثل تادیب فرزند که دارای حُسن است ولی زدن، حُسنی ندارد. عناوینی که متصف به حسن هستند گاهی در تعلق امر به آنها، حسن آنها مورد نظر است، چنین فرضی واجب نفسی می شود.

اما اگر متعلق امر ذاتاً حسن نداشته است و امر تعلق گرفته به آن از جهت توسل به یک امر حسنی باشد، یا اینکه ذاتا حسن داشته اما آن حُسن مورد نظر آمر در تعلق امر نبوده است، واجب غیری می شود و لذا بنا به فرمایش مرحوم آخوند اگر واجب نفسی و واجب غیری را به این صورت تعریف کنیم دیگر اشکالی به وجود نمی آید.

توضیح ذلک

مثلا نصب نردبان هیچ حسنی ندارد که امر می شود به آن به جهت توسل رفتن بر پشت بام که واجب غیری می شود. یا وضو که دو حیث دارد از جهتی وضو حُسن نفسی دارد مانند «الوضوء نور» به لحاظ اینکه وضو نور است و به لحاظ اینکه خداوند متطهرین را دوست دارد این وضو حسن نفسی می شود اما اگر حیث حسن نفسی آن در تعلق امر مورد نظر باشد و فقط تمام نظر به شرطیت آن به صلاة باشد آن واجب غیری می شود پس وضو دو حیث دارد یک حیث نفسی و یک حیث غیری. پس مرحوم آخوند با این بیان خودشان اصل تعریف مشهور را عوض کردند و تعریف جدیدی ارائه دادند و فرمودند واجب نفسی یعنی «ما وجب لحسنه» و واجب غیری یعنی «ما وجب لتوسل الی ما هو حسنٌ لنفسه» است

سه اشکال به تعریف مرحوم آخوند

  • قسمت عمده ای از واجب شرعی معنون به عنوان حُسن عقلی نیستند و اگر بگویید تمام واجبات شرعیه حَسن است چون بر آنها مصالحی مترتب است، حُسن از جانب مصلحت پیدا شده است یعنی این واجب از برای مصلحت واجب می شود اگر این طور باشد واجب غیری می شود و همان اشکال باقی است پس یا باید ملتزم به اشکال باشیم یا باید قائل به حسن ذاتی در تمام واجبات شرعیه باشیم مثل حسن عدل و قبح ظلم.
  • حسن و قبح تحت یک ضابطه ای هستند و آن اینکه هر شیئی معنون به یک عنوانی که باشد یا بالعرض است یا بالذات و «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی ما بالذات»، هر غرضی منتهی به ذات می شود، حال اگر واجبات شرعی معنون به عنوان حسن عقلی هستند در این صورت سوال می کنیم که آیا بالذات حسن هستند یا بالعرض، اگر بالذات حَسن هستند ما فقط یک چیز در جهان حسن عقلی داریم که تمام حسن های عقلی به آن منتهی می شود که آن حسن عقل است. در قسمت قبائح نیز همین طور است که تمام قبح ها منتهی به آن می شود که آن ظلم است. غیر از قبح به ذات و حسن به ذات چیز دیگری نداریم، حسن­های عقلی دیگر که اشیاء به آن متصل می شوند، عرضی هستند مانند صدق که حسن دارد که همین حسن در صورتی که موجب خطر یک مومن باشد به قبح تبدیل می شود از طرفی نیز کذب قبیح است و در صورتی که باعث نجات مومن باشد تبدیل به حسن می شود.
  • بنا به فرمایش مرحوم آخوند همه واجباتی که شما می فرمایید واجب نفسی هستند در عین حال آنها مقدمه غرض نیز خواهند بود و خود غرض نیز بنا به فرمایش مرحوم آخوند، مقدور مع الواسطه و تسبیبی است و از این حیث قابلیت برای تعلق وجود دارد، قطعا در هر یک از واجبات شرعیه هم ملاک وجوب نفسی و هم ملاک وجوب غیری در آن دیده می شود، اما ملاک وجوب نفسی حسن بذاته آن و ملاک وجوب غیری، مقدمیت برای غرضی که مقدور مع الواسطه است مثل وضو که هم جهت مطلوبیت نفسی و هم جهت مطلوبیت غیری خواهد داشت مثلا وضویی که برای قرائت قرآن گرفته شده است هم مطلوبیت نفسی و هم مطلوبیت غیری دارد، در چنین صورتی نمی توان گفت که یک ملاک تاثیر دارد که مستحب نفسی شود، چرا ملاک دیگری تاثیر نکند که مستحب غیری شود. پس در تمام واجبات هر دو ملاک (نفسی و غیری) وجود خواهد داشت.

پس این سه اشکال به فرمایش مرحوم آخوند وارد شده است و در اثر این اشکالات سه گانه، نمی توان به تعریف مرحوم آخوند اعتنا کرد منتهی مرحوم نائینی و مرحوم کمپانی طریق دیگری برای رفع اشکال بیان نمودند که در جلسه آینده بیان خواهد شد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul13-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/usol-93-13.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *