درس خارج اصول 93-94 جلسه 11

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یازدهم درس خارج اصول

بحثمان راجع به واجب معلق بود که بعضی از بزرگان قائل به استحاله و امتناع واجب معلق شدند و سه دلیل مبنی بر اینکه واجب معلق غیر ممکن است ذکر نمودند که پاسخ اشکالات بیان گردید . این موارد مربوط به عالم ثبوت بود. لیکن در عالم ثبوت ادله قائلین به استحاله واجب معلق تمام نبود و بیان شد که می شود حکم بر امکان واجب معلق کرد. اما در مقام اثبات ما تابع دلالت دلیل هستیم و دلیل هم بر امکان وقوعی واجب معلق دلالت می کند.

در عالم خارج واجبات معلق فراوانی داریم و همین بهترین دلیل اِنّی است که کشف می شود واجب معلق امکان وقوعی دارد مثل دلیلی که دلالت می کند بر وجوب غسل در ماه رمضان در شب برای صحت روزه روز قبل . این کاشف از این است که به طرق اِنّی وجوب واجب سبقت دارد.

از سوی دیگر بدیهی است که وقتی وقوع واجب معلق در عالم خارج ثابت شود اشکالی در این نیست که ما مقدمات مفوته «آن مقدماتی که قبل از واجب اگر به هر دلیلی انجام نگیرد واجب ترک می شود» را بپذیریم. وقتی بر امکان واجب معلق دلیل داشته باشیم در آن زمان در وجوب مقدمات مفوته نیز تردیدی نیست، به عبارت دیگر مقدماتی که از نوع مقدمات مفوته هستند با فقدان آنها، واجب نیز مفقود می شود و بر وجوب آنها نیز نمی توان تردیدی کرد.

یعنی لازم است مقدمات مفوته قبل از وقت واجب مطلقاً اتیان شود چه قائل به ثبوت ملازمه بین مقدمه و ذی المقدمه باشیم یا قائل به ملازمه نباشیم ولی در هر صورت در اینجا باید حکم به لزوم اتیان مقدمات مفوته کرد. حال فرق نمی کند به مقتضای ملازمه ی بین مقدمه و ذی المقدمه باشد یا به مقتضای حکم عقل باشد.

لذا ما چه ثبوت بین مقدمه و ذی المقدمه را شرعاً بپذیریم یا نپذیریم اتیان مقدمات مفوته لازم است. چه اینکه به مقتضای حکم عقل آن را ثابت بدانیم چه به اعتبار ملازمه بین مقدمه و ذی المقدمه آن را ثابت بدانیم. چون عقل بعد از آنکه ملتفت شد که ذی المقدمه واجب است، مقدمه اش را نیز واجب می داند.

در سوی دیگر بنابر حکم عقل، بین مقدمات فرقی نیست، مثل اینکه مقدمات حج فراهم باشد مانند تحصیل زاد و توشه و همچنین مقدمات صوم قبل از طلوع فجر و یا مقدمات دیگر، بین اینها فرقی نیست. بلکه عقل حکم می کند به لزوم اتیان مقدمات مفوته.

بنابراین در عالم اثبات باید بپذیریم که واجب معلق امکان وقوعی دارد و در هر دو صورت بر لزوم اتیان مقدمات مفوته باید حکم کرد.

بنابراین، اشکالی در وجوب مقدمات مفوته بنابر امکان واجب معلق وارد نیست.

اشکال مربوط به آنجایی است که قائل باشیم واجب معلق امکان وقوعی ندارد و محال است. در اینجا نمی توان حکم به وجوب اتیان مقدمات مفوته کرد با اینکه ذی المقدمه واجب نیست مانند تعلم کودکان قبل از بلوغ نسبت به احکام صلاة، در صورتی که خود صلاة در آن زمان واجب نیست.

اشکال را می توان ضمن بیان دو مطلب حل کرد مطلب اول اینکه آنچه که مشهور بین عقلا و علما است این است که الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار عقابا لا خطابا، این قائده را مرحوم خوئی در محاضرات اشاره نمودند و این مطلب به نظر می رسد که مطلب درستی باشد که اگر انسان مضطر به ارتکاب حرامی باشد منتهی با سوء اختیار این کار را انجام دهد، در این صورت خطاب و تکلیف ساقط است چون در مقام اضطرار است و چون در اینجا فعل خارج از اختیار است در اینجا خطاب و تکلیف در کار نیست لذا در اینجا بعث و زجر وجود ندارد. اما عقاب سرجایش است چون عمل اضطراری که در ارتکاب عمل انجام داده است منجر به سوء اختیار شده است، چون با سوء اختیار این کار را انجام داده است، لذا مرحوم خوئی و بزرگان دیگر می فرمایند که در اینجا خطاب نیست ولی عقاب هست.

مطلب دوم این است که حق در مساله این است که هیچ تفاوتی در حکم عقل به حسن عقوبت و استحقاق مواخذه بین مخالفت تکالیف الزامی و بین آنجایی که ملاکات ملزمه ای که داعی جعل تکلیف است تفویط شود، وجود ندارد.

در این صورت مکلف علم به آن دارد و وقتی علم دارد و بخواهد آن را تفویت کند قطعا حرام مرتکب می شود و استحقاق عقوبت نیز دارد. اگر ملاکاتی باشد که آن ملاکات، مناطی باشد که ما را دعوت به تکالیف کند در اینجا نیز اگر تفویت شود عقوبت دارد.

مقدمات مفوته نیز از این قبیل هستند، ممکن است تکالیف الزامی نباشد ولی در عین حال ملاکاتی که مولا تشریع کرده است از بین برود. از این جهت حسن عقوبت سرجایش هست.

بنابر مطلب اول می توانیم در دفع اشکال این طور بگوییم که مقدمات مفوته اگر چه واجب نیستند مثل غسل شب برای روزه روز قبل، ولی عقل حکم بر وجوب تحصیل مقدمه می کند. پس اتیان مقدمات مفوته به اعتبار ذی المقدمه که وجودش منوط به تحصیل مقدمه است ، لازم است.

بنابر مطلب دوم باید بگوییم وجوب مقدمات مفوته، وجوب نفسی تهیئی دارند تا اصل واجب در زمان خودش فوت نشود ما با انجام مقدمه خودمان را مهیا می کنیم تا اصل واجب در زمان خودش امتثال شود.

بنابر این دو مطلب باید بگوییم وجوب مقدمات مفوته از نوع وجوب نفسی تهیئی است نماز و روزه وجوب نفسی دارد ولی غسل شب ماه رمضان از باب مهیا شدن در اتیان اصل واجب است و وجوب تهیئی دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/osoul11-93.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/01/usol-93-11.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *