125

درس خارج اصول 92-93 جلسه 90

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه نودم درس خارج اصول

المطلب الثّاني: هل صيغة الأمر حقيقة في الوجوب أم في الندب؟

در باب صیغۀ امر چهار قول وجود دارد، که عبارتند از:

  1. صیغۀ امر حقیقت در وجوب است؛
  2. صیغۀ امر حقیقت در ندب است؛
  3. صیغۀ امر به گونۀ اشتراک لفظی در وجوب و ندب ـ هر دو ـ حقیقت است.
  4. صیغۀ امر اشتراک معنوی است که در وجوب و ندب ـ هر دو ـ حقیقت می­شود؛ یعنی صیغۀ امر، برای قدر جامع وضع شده، که طلب است و آن دو فرد دارد: یکی وجوب و دیگری ندب.
  5. نظر مرحوم آخوند

مرحوم آخوند می‌فرماید: صیغۀ امر دلالت بر وجوب می‌کند و حقیقت در وجوب است و دلیلی هم که ذکر می‌کنند تبادر است. وقتی امر، از طرف فرد عالی صادر می‌شود برای کسی که در درجۀ پایین‌تر است، وجوب فهمیده می‌شود. به عبارت دیگر، برای نخستین بار معنای وجوب به ذهن انسان تبادر پیدا می‌کند نه معنای ندب؛ تبادر نیز علامت حقیقت است و اگر نیاز باشد که معنای ندب از آن فهمیده شود نیاز به قرینه دارد، و مادامی که کلام مولا، مطلق است و قرینه‌ای هم نحوۀ اراده‌اش را از امر و دلالت آن مشخص نکرده باشد، معنای وجوب به ذهن انسان متبادر می‌شود.

سپس ایشان مؤیّدی برای کلامشان ذکر می‌کنند و می‌فرمایند: وقتی مولا امری را صادر کند باید امر دلالت بر وجوب کند؛ زیرا اگر عبد در برابر مولا قرار بگیرد و بگوید: «چون کلام شما مطلق بوده و قرینه‌ای در کلام ذکر نشده، گمان کردم ندب منظور بوده، فلذا انجام ندادم»، مولا می‌تواند در برابر او احتجاج نموده و او را مؤاخذه کند؛ زیرا با عدم وجود قرینه در کلام نمی‌توان ابتدا به ساکن از صیغۀ امر معنای ندب را فهمید. مطالب فوق حاصل فرمایش مرحوم آخوند است مبنی بر این که صیغۀ امر، دلالت بر معنای وجوب دارد و دلیل آن هم تبادر است.

  1. نقد کلام مرحوم آخوند

تبادری مورد بحث ماست که از حاقِّ لفظ نشأت گرفته باشد که به آن تبادر حاقّی می‌گویند. در تبادر حاقّی معنای وجوب را از خود صیغۀ امر می‌فهمیم، ولی اگر وجوب به ذهن ما تبادر پیدا کند و ما احتمال بدهیم که منشأ این تبادر مثلاً اطلاق یا سیرۀ عقلائیه است، قطعاً این نوع تبادر اثبات کننده وضع نیست، و این نوع تبادر مورد بحث ما نیست؛ پس مقصود مرحوم آخوند از این که فرموده‌اند تبادر علامت است بر این که صیغۀ امر بر وجوب وضع شده، تبادر حاقّی نیست و لذا کلام مرحوم آخوند در این‌جا تمام نیست.

  1. کلام مرحوم صاحب معالم

اگر چه صیغۀ امر ـ در لغت و عرف ـ دلالت بر معنای وجوب دارد، ولی ما به کتاب و سنّت مراجعه می‌کنیم تا ببینیم در آنها صیغۀ امر به معنای وجوب آمده است یا ندب؟ ایشان می‌فرمایند: وقتی به کتاب و سنّت مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم صیغۀ امر وقتی خالی از قرینه است غالباً به معنای ندب استعمال شده است، لذا این مَجاز، به حدّ مجاز راجح رسیده، و احتمال مجاز راجح با احتمال حقیقت یکسان است.

قبل از بررسی و نقد کلام صاحب معالم، لازم است به عنوان مقدّمه عرض کنیم که ما چهار نوع مجاز داریم:

  1. مجاز مرجوح؛
  2. مجاز راجح؛
  3. مجاز مشهور؛
  4. مجاز نقل.
  5. تعریف مجاز مرجوح

این نوع مجاز، همان مجاز رایج است؛ یعنی موضعی است که در آن لفظ در غیر معنای حقیقی استعمال شود. اگر مولا بخواهد لفظ را در معنای غیر وُضِعَ له استعمال کند قرینه می‌خواهد و مادامی که همراه قرینه نباشد معنای مجازی اراده نمی‌شود.

  1. تعریف مجاز راجح

در این نوع مجاز، میزان استعمالات لفظ در معنای مجازی به حدّی است که در برابر استعمال معنای حقیقی کثرت دارد؛ یعنی همان مقدار که احتمال می‌دهید استعمال، حقیقی باشد، همان مقدار هم احتمال می‌دهید که استعمال، مجازی باشد.

  1. تعریف مجاز مشهور

مجاز مشهور آن است که لفظی در غیر معنای حقیقی استعمال شود و به گونه‌ای در آن معنا، کثرت استعمال پیدا کند که معنای حقیقی متروک واقع شده و معنای مجازی به جای معنای حقیقی بنشیند.

در مجاز مشهور سه قول وجود دارد:

  1. مجاز مشهور بر حقیقت مقدّم است، اگر چه قرینه­ای به همراهش نباشد؛
  2. اگر قرینه‌ای همراه مجاز نباشد، معنای حقیقی مقدّم است؛
  3. صورت سوم آن است که لفظ مجمل می‌شود؛ یعنی نه امکان استعمال مجازی وجود دارد و نه امکان استعمال حقیقی.
  4. تعریف مجاز نقل

در مجاز نقل، لفظ، آن قدر در معنای غیر حقیقی استعمال می‌شود که تدریجاً از معنای حقیقی به معنای مجازی نقل داده می‌شود؛ یعنی اوایل، با قرینه استعمال می‌شود، ولی تدریجاً این استعمال کثرت پیدا می‌کند و از معنای حقیقی به معنای مجازی نقل داده می‌شود.

مرحوم صاحب معالم می‌فرماید: مجاز مورد نظر ما مجاز راجح است.

  1. اشکال صاحب کفایه به کلام مرحوم صاحب معالم
  2. اشکال اوّل:

استعمال امر در معنای مجازی ندب، بیشتر از معنای وجوب است. در آیات و روایات، اوامری که به معنای ندب است بیش از اوامری است که به معنای وجوب است، ولی این کثرت استعمالِ لفظِ امر در معنای مجازی، سبب نمی‌شود که معنای حقیقی «وجوب» به ذهن نیاید و متروک شود، بلکه معنای امر به معنای وجوب ثابت است.

مضافاً بر این که، چه کسی گفته معنای وجوب در فعل امر کثرت ندارد، اتّفاقاً در کتاب و سنّت، صیغۀ امر در معنای وجوب هم زیاد استعمال شده است.

بنابراین، صیغۀ امر هم در معنای ندب و هم در معنای وجوب هر دو کثرت دارد و این مانع نمی‌شود که لفظ امر در معنای وجوب دلالت کند، بلکه وجوب سرجای خود باقی است و حداقل، شیوع و استعمال لفظِ امر در معنای مجاز، نتوانسته مانع از ارادۀ معنای وجوب از لفظ امر شود.

  1. اشکال دوّم:

استعمال صیغۀ امر در ندب اگر چه زیاد است، ولی این کثرت استعمال، همراهِ با قرینه بوده و در آیات و روایات، صیغه امری که به معنای ندب است همراه با قرینه، و وقتی قرینه وجود داشته باشد مدّعای شما ثابت نمی‌شود.

  1. اشکال سوّم:

این اشکال، اشکال نقضی است و آن این که: شما که می‌گویید کثرت استعمال لفظ در معنای مجازی باعث می­شود که لفظ در معنای حقیقی خودش اراده نشود، ولی ما می‌بینیم موارد زیادی هست که لفظ در معنای مجازی استعمال می‌شود، امّا با این وجود، باز هم در معنای حقیقی خودش ظهور دارد؛ مانند عمومات، که غالباً در معنای مجازی استعمال می‌شود؛ یعنی معنای خاص از آن اراده می‌شود، تا جایی که گفته‌اند: «ما مِن عامٍّ الّا و قد خُصّ»؛ یعنی عام بر عمومیّت خودش باقی نمی‌ماند و تبدیل به خاص می‌شود. لذا زمانی که قرینه‌ای همراه با عام نباشد، عام بر عمومیّت­اش اطلاق می‌شود؛ یعنی نمی‌توان گفت: «چون عام همیشه در خاص استعمال می‌شود؛ پس اگر بخواهیم لفظ عام را در عمومیّت­اش اراده کنیم مجاز می‌شود». بنابراین، به خاطر شیوع استعمال عام در خاص نمی‌توانیم بگوییم عام در معنای عمومیّت­اش خاص می‌شود. و لذا سخن صاحب معالم نقض می‌شود.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *