125

درس خارج اصول 92-93 جلسه 86

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و ششم درس خارج اصول

بحث ما دربارۀ مادّۀ امر بود و چند مطلب در رابطه با آن بیان شد. مرحوم صاحب کفایه مطلب چهارمی را نیز در باب طلب و اراده بیان کرده است، منتها این بحث چون یک بحث فلسفی و کلامی است و ارتباطی با اصول ندارد باید در جای خودش بحث شود، لذا ما این بحث را از این‌جا حذف می‌کنیم. البتّه این بحث که بیان اختلاف اشاعره و معتزله در باب طلب و اراده است، کاملاً علمی و مفید فایده است که مرحوم صاحب کفایه آن را مطرح می‌کنند، ولی باید در جای خودش مطرح شود نه در باب اصول.

  1. الفصل الثّانی: فی ما یتعلّق بصیغۀ الأمر

در این فصل دو بحث مطرح می‌شود:

بحث اوّل: معنای صیغه امر

بحث دوّم: چگونگی و کیفیّت صیغۀ امر.

به عبارت دیگر، بحث این است که آیا این معنا دالّ بر وجوب است یا خیر؟ که در این رابطه به چند مطلب مهم اشاره خواهیم کرد.

المطلب الأوّل: معنى صيغة الأمر

علما در باب صیغۀ امر معانی مختلفی ذکر کرده‌ و معتقدند که صیغۀ امر در این معانی استعمال شده است.

مرحوم آخوند در کفایه چند معنا را ذکر کرده و سپس نظر خود را بیان نموده است؛ حال باید بحث کنیم که آیا واقعاً صیغۀ امر که در این معانی استعمال شده، وضع هم شده است یا خیر؟

همان‌طور که می‌دانید، مادّۀ امر یک معنای طلب دارد و چند معنای دیگر؛ مانند شأن، و فعل و… . در مانحن فیه هم به همین شکل است. صیغۀ امر معانی متعدّدی دارد که البتّه در همۀ این معانی، معنای طلب هم نهفته است.

یک معنای صیغۀ امر «ترجّی و امیدواری» است؛ مثلاً پدری برای این که پسرش نمازخوان شود به او می‌گوید «صَلِّ»، در این امر، پدر امید دارد که او نماز بخواند. در این‌جا طلب به معنای ترجّی است.

معنای دوّمی که برای صیغۀ امر ذکر نموده‌اند، «تمنّی و آرزو» است؛ مانند: «ألا یا أیُّهَا اللَّیلُ الطَّویلِ انجِلی بِصُبحٍ»، شاعر در اینجا آرزو می‌کند که شب به پایان برسد. در این‌جا صیغۀ امر به معنای آرزو آمده است.

گاهی صیغۀ امر به معنای تهدید به کار می‌رود؛ مانند: ﴿اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ﴾؛ یعنی هر کاری می‌خواهید انجام دهید (ولی منتظر عواقبش هم باشید)، در این‌جا «اعملوا» به معنای تهدید است.

گاهی صیغۀ امر در معنای انذار به کار می‌رود؛ مانند: ﴿فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِی دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَیامٍ﴾، که در این‌جا «تمتّعوا» فعل امر و به معنای اعلان خطر است.

گاهی صیغۀ امر به معنای اهانت است؛ مثل: ﴿ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْکَریمُ﴾، خداوند متعال خطاب به اهل جهنّم می‌فرماید: «بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودی!» در این‌جا صیغۀ امر در معنای اهانت استعمال شده است.

گاهی صیغۀ امر به معنای تحقیر به کار می‌رود؛ مانند: ﴿فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ﴾؛ چون جادوگران آمدند، موسى به آنان گفت: «آنچه را مى‏اندازید بیندازید». حضرت موسی ساحران را مخاطب قرار می‌دهد و قصد دارد آن‌ها را خوار و ذلیل کند. در این‌جا صیغۀ امر به معنای طلب همراه با تحقیر است.

گاهی صیغۀ امر به معنای تعجیز است؛ مانند: ﴿فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ﴾؛ اگر می‌توانید یک سوره مثل سورۀ قرآن بیاورید. در این‌جا صیغۀ امر به معنای تعجیز است.

معنای دیگر صیغۀ امر تسخیر است؛ مانند: ﴿کونُوا قِرَدَةً خاسِئینَ﴾؛ به صورت بوزینه‌هایی طرد شده درآیید!

 مشهور اصولیین معتقدند که صیغۀ امر در معانی فوق استعمال می‌شود.

  1. نظر مرحوم آخوند در معنای صیغۀ امر

مرحوم آخوند معتقد است: صیغۀ امر در یک معنا به کار می‌رود و آن هم طلب انشایی است؛ پس موضوعٌ له صیغۀ امر، طلب انشایی است و فقط دواعی و انگیزه‌ها فرق می‌کند؛ گاهی داعی ترجّی، گاهی تمنّی، گاهی تعجیز و… است. این‌ها باعث می‌شود که آمر یا متکلّم به سمت امر برود، ولی این بدان معنا نیست که صیغۀ امر دارای معانی مختلف است که در برابر هر کدام وضع شده باشد. خیر، صیغۀ امر یک معنا دارد و آن انشای طلب است، منتها داعی و انگیزه فرق می‌کند؛ پس در حقیقت آن داعی و انگیزه است که تفاوت دارد. مثلاً گاهی امر جدّی است و واقعاً برای صدور فعل امر می‌شود و چیزی جز بعث و ارادۀ جدی در بین نیست.

بنابراین، اگر منظور غیر از بعث و تحریک و ارادۀ جدی باشد ـ مانند دواعی و انگیزه‌هایی که ذکر شد ـ در حقیقت با صیغۀ امر، انشاءِ طلب شده است، منتها انگیزه برای انشاءِ طلب، تحریک و بعث نیست.

مثلاً در مثالی که گفتیم: «ألا یا أیُّهَا اللَّیلُ الطَّویلِ انجَلی» شاعر پایان شب را آرزو می‌کند و مخاطب­اش لیل است، پس قصد بعث و ارادۀ جدّی و واقعی را ندارد، چون مخاطبش عاقل نیست. در این‌جا معلوم است که داعی و انگیزه فرق می‌کند.  بنابراین، صیغۀ امر همیشه در معنای خودش که همان معنای طلب انشایی باشد استعمال می‌شود و این اختلاف موارد در حقیقت نشأت گرفته از اختلاف دواعی و انگیزه‌های انشاء است.

مرحوم صاحب کفایه می‌فرماید: نهایت توجیهی که در این باره می‌توانید بگویید این است که معانی؛ مثل ترجّی، تحقیر و غیره، معانی مجازی صیغۀ امر هستند، چون بعث و تحریک و ارادۀ جدّی پشت آن‌ها وجود ندارد. در این‌جا معنا یکی است و اختلافی نیست، منتها پشتوانۀ یک طلب انشایی گاهی بعث و تحریک حقیقی است و معنای موضوعٌ­له می‌شود و گاهی هم بعث و تحریک حقیقی نیست و روی انگیزه و داعی خاصی امر می‌شود، که این استعمال، مجازی است؛ پس نهایت توجیه شما همین است والاّ این‌ها اختلاف در معانی است؛ یعنی این طور نیست که مشهور گفته‌اند صیغۀ امر در هشت معنا به کار رفته است، بلکه در یک معنا به کار رفته و آن هم طلب انشایی است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *